WEBVTT

00:00:02.398 --> 00:00:06.992
کارگردانی بازیگران

00:00:08.578 --> 00:00:12.112
پدر مادر خوبی باشید

00:00:12.940 --> 00:00:15.880
خیلی اوقات،بزرگترین نگرانی که دانشجوها

00:00:15.880 --> 00:00:20.350
و فیلمسازان تازه کار دارند این است
که چطور بازیگران را کارگردانی کنم؟

00:00:20.350 --> 00:00:22.420
و اگه یک بازیگر کاری که ازش

00:00:22.420 --> 00:00:25.150
میخواهم را انجام نده چه اتفاقی می افتد؟

00:00:25.150 --> 00:00:27.640
این ترسی است که افراد
را شب بیدار نگه میدارد

00:00:27.665 --> 00:00:28.695
و خوب وجود دارد

00:00:28.720 --> 00:00:32.371
و گاهی اوقات،شما یک جور
شخصیت از بازیگران را میبینید

00:00:32.396 --> 00:00:33.920
که آن کاری را که از آنها انتظار دارید

00:00:33.920 --> 00:00:35.380
نمیخواهند انجام بدهند

00:00:35.380 --> 00:00:39.400
و بعضی اوقات باید به
انداره کافی انعطاف‌پذیر باشید

00:00:39.400 --> 00:00:42.550
تا که بتونید ایده هایی که
مطرح کردید را تغییر بدهید

00:00:42.550 --> 00:00:44.920
همان طور که گفتم،شما نمیتونید
یک فیلم را تنهایی تو اتاق هتلتان

00:00:44.920 --> 00:00:46.390
بسازید

00:00:46.390 --> 00:00:49.780
باید همکاری کنید

00:00:49.780 --> 00:00:53.890
و این همچنین به این
معناست که فرآیند بازیگری

00:00:53.890 --> 00:00:57.120
باید در فرآیند شما(کارگردانی) سهیم بشود

00:00:57.120 --> 00:00:58.780
من خیلی اوقات این قیاس نسبی را بکار می برم

00:00:58.780 --> 00:01:00.818
که کارگردانی خوب مثل پدرمادر خوب بودن است

00:01:01.060 --> 00:01:05.260
یک پدر یا مادر خوب کسی است که علی رغم

00:01:05.260 --> 00:01:08.410
اذیت کردنش،عاشقتونه

00:01:08.410 --> 00:01:11.800
کسی که همیشه آماده است برای حمایتتون و میگه
آره-آره-آره

00:01:11.800 --> 00:01:13.900
کسی که رهبر نگرش های مثبت است

00:01:13.900 --> 00:01:16.660
و شما میتوانید تا از روی ساختمون بپرید

00:01:16.660 --> 00:01:18.730
و هر کار مسخره و احمقانه ای انجام بدهید!

00:01:18.730 --> 00:01:20.650
چون که میدانید آنها هنوز اونجا هستند

00:01:20.650 --> 00:01:22.450
آنها حتی ممکن است قبول داشته
باشند که این کار احمقانه بود

00:01:22.450 --> 00:01:23.908
ولی بی صبرانه منتظرند دوباره انجامش بدهید

00:01:23.908 --> 00:01:26.410
بنابراین کسی هستند که
بخشی از آن فرایند هستند

00:01:26.410 --> 00:01:28.060
مارتین اسکورسیزی

00:01:28.085 --> 00:01:30.025
این تجربه ای بود که با
مارتین اسکورسیزی داشتم

00:01:30.730 --> 00:01:34.910
ولی یک بازیگر همچنین یک
پدرمادر خوب میخواهد که بهش بگوید

00:01:34.910 --> 00:01:37.280
قطار ساعت 8 و 32 دارد ایستگاه را ترک میکند

00:01:37.280 --> 00:01:40.250
و 11 و 45 به مقصد میرسد

00:01:40.250 --> 00:01:42.350
بنابراین آنها یک محدودیت هایی دارند

00:01:42.350 --> 00:01:44.240
یک ساختاری که بتوانند بهش اتکا

00:01:44.240 --> 00:01:45.920
و درونش احساس امنیت کنند دارند

00:01:45.920 --> 00:01:49.700
آنها نمیخواهند احساس کنند که
همینجوری دارند تو گل و لای غلط میخورند

00:01:49.700 --> 00:01:51.170
اگه غرق بشن چی؟

00:01:51.170 --> 00:01:53.090
هیچکس اونجا نیست که نجاتشان بدهد

00:01:53.090 --> 00:01:54.980
بنابراین یک پدر یا مادر خوب دوتاشو دارد

00:01:54.980 --> 00:01:57.180
هم کنترل کنندگی هم آزادی بخشی

00:01:58.520 --> 00:02:00.000
من دوست دارم این را به فرآیند کار

00:02:00.000 --> 00:02:01.310
 با بازیگرایی

00:02:01.310 --> 00:02:05.360
که ممکن است احساس ترس بکنند انتفال بدهم

00:02:05.360 --> 00:02:06.500
ممکن است مضطرب باشند

00:02:06.500 --> 00:02:07.940
ممکن است دلهره داشته باشند

00:02:07.940 --> 00:02:10.729
و اولین کاری که بکنند این باشد که

00:02:10.729 --> 00:02:13.082
زانوشو بزنن زمین و بگن:نمیتونم
حرکت کنم،من راه نمیرم

00:02:13.082 --> 00:02:14.540
من تلاش میکنم احساس راحتی کنند

00:02:14.540 --> 00:02:15.665
بهشان آزادی میدهم

00:02:15.665 --> 00:02:18.101
ولی در عین حال باید ساختار من را حفظ کنند

00:02:21.206 --> 00:02:24.824
کارگردانی بازیگران خردسال

00:02:25.131 --> 00:02:26.751
من با یک عالمه بچه کار کردم

00:02:26.790 --> 00:02:28.613
و برخلاف بسیاری از افراد

00:02:28.838 --> 00:02:32.675
عاشق کار کردن با بچه ها و
حیوانات هستم،چون آنها بی غل و غش

00:02:32.700 --> 00:02:34.170
و صادقند

00:02:34.170 --> 00:02:37.380
وقتی یک بچه دیگر نخواهد
آن کاسه ی اسپاگتی را بیندازد

00:02:37.380 --> 00:02:41.190
حتی یک بار دیگر هم اون کاسه ی اسپاگتی را

00:02:41.190 --> 00:02:42.210
نمی اندازد

00:02:42.210 --> 00:02:46.050
وقتی گربه نخواهد دیگر
اون توپ مو را بالا بیاورد

00:02:46.050 --> 00:02:47.760
دیگر هیچ توپ مویی در کار نخواهد بود

00:02:47.760 --> 00:02:50.250
و با این فرض،آنها بر پایه صداقت کامل

00:02:50.250 --> 00:02:51.930
عمل میکنند و در نتیجه

00:02:51.930 --> 00:02:55.825
نمیتوانی با شهرت یا پول
یا غذا بهشان رشوه بدهی

00:02:55.825 --> 00:02:58.890
که فقط کارایی انجام میدهند
که ما حس می کنیم واقعیند

00:02:58.890 --> 00:03:00.000
و به نظرشون طبیعی بیاد

00:03:00.000 --> 00:03:02.410
که بنظرم یک کمک واقعیه به ما

00:03:02.410 --> 00:03:03.870
این به این معناست که شما نمیتونید

00:03:03.870 --> 00:03:06.030
آنها را مجبور به موقعیت
هایی کنید که اشتباهند

00:03:06.030 --> 00:03:09.060
من یادمه یک بار می خواستم
یک بازیگر خردسال را وادار کنم

00:03:09.060 --> 00:03:11.225
که دستایش را در جیبش کند

00:03:11.225 --> 00:03:13.350
و یک سری جمله را در حالی
که دستش تو جیباش بود بگوید

00:03:13.350 --> 00:03:15.930
چون اینجوری فکر میکردم که این کار

00:03:15.930 --> 00:03:18.202
احساس اون چیزی را میداد که مد نظرم بود

00:03:18.202 --> 00:03:20.160
و هر بار که دستهایش را در جیبش میکرد

00:03:20.160 --> 00:03:21.330
کاملا خشک و بی روح میشد

00:03:21.330 --> 00:03:23.191
برای او طبیعی نبود

00:03:23.323 --> 00:03:26.705
و من فهمیدم که باید اجازه میدادم
که بدنش را همان جوری که بود

00:03:26.730 --> 00:03:27.671
به کار مینداخت

00:03:28.227 --> 00:03:29.683
به عنوان یک بازیگر

00:03:29.835 --> 00:03:33.275
خیلی اوقات باید با بقیه بازیگران

00:03:33.300 --> 00:03:34.585
تعامل داشته باشم

00:03:36.270 --> 00:03:38.190
وقتی که دارم بازی میکنم
و کارگردانی میکنم،مثلا

00:03:38.190 --> 00:03:40.658
با فِرد تیت، در فیلم تِیت مرد کوچک

00:03:40.841 --> 00:03:43.816
بعضی اوقات باید با بازی به همراهش

00:03:43.841 --> 00:03:45.584
اجرا را ازش بیرون میکشیدم

00:03:46.199 --> 00:03:48.119
و بعضی اوقات این به این معنا
بود که با تمرین کردن باهاش

00:03:48.150 --> 00:03:49.379
نرمش کنم

00:03:49.915 --> 00:03:51.870
من همان اولی که میخواهم

00:03:51.870 --> 00:03:54.917
با بازیگری کار کنم ازش می پرسم میگم:

00:03:54.917 --> 00:03:57.000
من قراره نقش مادر تو را بازی کنم و احتمالا

00:03:57.000 --> 00:03:58.330
قراره خیلی لمست کنم

00:03:58.330 --> 00:03:59.721
پس یالا انگشتتو بده

00:03:59.746 --> 00:04:00.764
یک کم اینجوری می کنیم

00:04:01.092 --> 00:04:02.285
یک کم بهم دست میزنیم

00:04:02.310 --> 00:04:04.470
بعضی اوقات حتی یک کم با هم می رقصیم

00:04:04.470 --> 00:04:06.762
میگم:این رقصو بلدی؟

00:04:06.762 --> 00:04:08.970
بعدش یک کم رقص دو نفره با هم می کنیم

00:04:08.970 --> 00:04:12.540
فقط به خاطر اینکه به من عادت
کنند که از لحاظ جسمی بهشان وصل

00:04:12.540 --> 00:04:14.190
و نزدیک باشم

00:04:14.190 --> 00:04:16.860
بنابراین بعضی اوقات
اینجوری باهاشون کار میکنم

00:04:16.860 --> 00:04:21.049
که بهشان این امکان را
بدهم که بهم اعتماد کنند

00:04:21.049 --> 00:04:22.590
آولی بهشان دروغ نمیگم و نمیگم

00:04:22.590 --> 00:04:24.360
که دارم یک کار دیگر را انجام میدم

00:04:24.360 --> 00:04:29.580
میگم که ما داریم تلاش میکنیم که یک
شرایطی را هر دو احساس راحتی کنیم

00:04:29.605 --> 00:04:30.466
ایجاد کنیم

00:04:32.664 --> 00:04:37.138
نکات خود را جزئی و مثبت کنید

00:04:37.630 --> 00:04:39.970
کارگردان واقعا نمیتواند

00:04:39.970 --> 00:04:41.290
بین اکشن و کات دخالتی کند

00:04:41.290 --> 00:04:43.584
این در حقیقت وظیفه ی بازیگر است

00:04:43.584 --> 00:04:45.250
بنابراین بهترین کاری که
یک کارگردان میتواند بکند

00:04:45.250 --> 00:04:47.860
این است که در آماده سازی و قبل

00:04:47.860 --> 00:04:52.510
شروع صحنه (با بازیگران و عوامل) ارتباط
برقرار کند و پس از صحنه نکاتی ارائه کند

00:04:52.510 --> 00:04:55.653
اگر خود را به خوبی انتقال
داده باشید، و همه هم نظر باشید

00:04:55.678 --> 00:04:57.850
بنابر این تبدیل میشود به یک
سیر تکاملی لذت بخش

00:04:57.850 --> 00:04:59.110
شما یک برداشت میگیرید

00:04:59.110 --> 00:04:59.960
خوب خوب است

00:05:00.000 --> 00:05:01.330
حالا میخواهیم یک لایه دیگر بهش اضافه کنیم

00:05:01.330 --> 00:05:02.100
عالیه

00:05:02.100 --> 00:05:03.820
یک لایه دیگر بهش اضافه میکنیم یا درباره

00:05:03.820 --> 00:05:05.980
در مورد آن یکی سوال فکر میکنیم

00:05:05.980 --> 00:05:08.380
یک کاری که شما نمیخواید
یک کارگردان انجام بدهد

00:05:08.380 --> 00:05:11.620
این است که به حریم بازیگر تجاوز کند

00:05:11.620 --> 00:05:16.510
و آنها را با هزاران میلیون موضوع
برای فکر کردن به رگبار ببند

00:05:16.510 --> 00:05:21.529
سعی کنید در مورد آنچه بازیگر
نیاز دارد باشد واضح باشید

00:05:21.529 --> 00:05:24.070
و سعی کنید بین برداشت ها خیلی زمان نگذارید

00:05:24.070 --> 00:05:26.290
مگر بنا به دلایلی که
احساس کنید بهتر است بازیگر

00:05:26.290 --> 00:05:28.750
 یک زمان کوتاهی از کاراکترش دور باشد

00:05:28.750 --> 00:05:30.835
مثلا بازیگر خیلی احساسی شده باشد

00:05:30.860 --> 00:05:32.600
و شما بخواید برش گردانید

00:05:32.740 --> 00:05:34.810
شاید اگه یک کم زمان بگذرد

00:05:34.810 --> 00:05:36.280
یک دو سه تا جک بگید

00:05:36.280 --> 00:05:38.170
یک کم فضا را تلطیف کنید

00:05:38.170 --> 00:05:40.294
مهمترین چیز گفتن حقیقت است

00:05:40.294 --> 00:05:41.710
هیچ چیزی برای یک بازیگر

00:05:41.710 --> 00:05:45.140
بدتر از این نیست که کارگردان بهش دروغ بگوید

00:05:45.140 --> 00:05:46.840
قطعا نمیخواهند که مثلا یک سری

00:05:46.840 --> 00:05:49.090
این حقیقت بی پرده را بشنوند که
من آن برداشت را دوست نداشتم

00:05:49.090 --> 00:05:51.400
یا یک چیز فوق العاده منفی،ولی
آن چیزی که مهم است

00:05:51.400 --> 00:05:53.662
این است که شما اعتماد
سازی کنید و بازیگر بداند

00:05:53.662 --> 00:05:55.120
که کارگردان طرفش است

00:05:55.120 --> 00:05:58.360
و کارگردان برای کمک
بهش تا جمله ی آخر اونجاست

00:05:58.360 --> 00:06:00.000
و بهش کمک کند تا

00:06:00.000 --> 00:06:01.630
کار را به اتمام برساند

00:06:01.630 --> 00:06:06.940
که فقط برای شریک شدن تو
کار اونجا نباشه،بلکه لذت ببره

00:06:06.940 --> 00:06:09.247
بگوید که بازیگر شیرین کاری کند

00:06:09.272 --> 00:06:10.424
باهاش مثل یک عروسک خیمه شب بازی رفتار کند

00:06:11.241 --> 00:06:13.270
افراد معمولا میگویند که
کارگردان‌هایی که کار اولشان است

00:06:13.270 --> 00:06:14.530
خیلی حرف میزنند

00:06:14.530 --> 00:06:16.540
خیلی هیجان دارند که سر صحنه هستند

00:06:16.540 --> 00:06:19.870
و میخواهند یک عالمه اطلاعات
در اختیار بازیگران قرار بدهند

00:06:19.870 --> 00:06:25.270
در حالی که بعضی اوقات بازیگر
فقط یک چیزای خاصی نیاز دارد

00:06:25.270 --> 00:06:28.120
من واقعا دوست دارم که
خیلی کوتاه با بازیگر حرف بزنم

00:06:28.120 --> 00:06:30.825
و اگه بازیگر یک چیزی پیشنهاد بدهد

00:06:30.850 --> 00:06:33.525
که واقعا من دوست داشته باشم،میگم که عالیه

00:06:33.525 --> 00:06:34.900
من معمولا چیزی را تغییر نمیدم

00:06:34.900 --> 00:06:36.940
ولی شاید بتونی این چیز
کوچک را یک امتحانی بکنی

00:06:36.940 --> 00:06:39.460
یا گاهی اوقات،یک راه برای
رسیدن بهش این است که بگویی :

00:06:39.460 --> 00:06:40.690
بیاید یک چیز متفاوت را امتحان کنیم

00:06:40.690 --> 00:06:41.500
این را داریم حالا

00:06:41.500 --> 00:06:43.180
ولی بیا یک چیز دیگر را امتحان کنیم

00:06:43.180 --> 00:06:44.950
همیشه هم با یک رویکرد مثبت

00:06:44.950 --> 00:06:48.340
بنظرم دقیقا مثل کار با حیوانات

00:06:48.340 --> 00:06:50.290
با رویکرد مثبت خیلی بیشتر نتیجه میگیرید

00:06:50.290 --> 00:06:52.049
نسبت به نتایحی که با
کشمکش منفی بدست می آورید

00:06:53.725 --> 00:06:58.261
با بازیگر سازگار شوید

00:06:58.945 --> 00:07:00.625
من دوست دارم پیش از
شروع فیلمبرداری تا جای ممکن

00:07:00.650 --> 00:07:02.489
روی بازیگر نقش اصلی تحقیق کنم

00:07:02.514 --> 00:07:04.730
زنگ میزنم به کارگردان های
دیگر و ازشون می پرسم

00:07:04.730 --> 00:07:05.960
که کارشون باهاش چطور بوده؟

00:07:05.960 --> 00:07:07.550
و خیلی رک و راست ازشون می پرسم

00:07:07.550 --> 00:07:09.440
که فرآیندش سر صحنه چطور است

00:07:09.440 --> 00:07:13.130
و چجوری باهاش به بهترین نحو صحبت کنم

00:07:13.130 --> 00:07:17.265
میدونی،آیا یهتره که بعد از
یک برداشت ببندمش به نکته

00:07:17.290 --> 00:07:20.000
یا اینکه نه،هر چند وقت یک نکته بهش بگم؟

00:07:20.000 --> 00:07:24.710
یا اینکه آیا دوست دارد که برداشت هاشو
اول بگیره؟اصلا به موقع میاد سرکار؟

00:07:24.710 --> 00:07:27.749
دیالوگ‌هایش یادش میماند؟

00:07:27.749 --> 00:07:29.040
البته شما قبلش استخدامش کردید

00:07:29.040 --> 00:07:30.295
و قرار نیست که مثلا از شرش خلاص شید

00:07:30.320 --> 00:07:32.510
ولی خوب خیلی مهم است که تا جای ممکن

00:07:32.510 --> 00:07:34.510
راجع بهش اطلاعات داشته باشید
تا که بتونید بهترین عملکرد را

00:07:34.510 --> 00:07:37.490
ازشون بکشید و بتونید بهترین کار گروهی ممکن

00:07:37.490 --> 00:07:40.190
را ازشون در بیاورید

00:07:40.190 --> 00:07:43.462
بسته به تجربیات بازیگر و گذشته اش

00:07:43.462 --> 00:07:45.170
و سابقه اش،آیا بازیگر تئاتر بوده است؟

00:07:45.170 --> 00:07:47.150
آیا بازیگر تلویزیون بوده؟

00:07:47.150 --> 00:07:49.280
آیا جلوی دوربین راحت است؟

00:07:49.280 --> 00:07:50.750
آیا این کارو زیاد انجام داده؟

00:07:50.750 --> 00:07:53.150
بلده در مورد مسائل فنی صحبت کند؟

00:07:53.150 --> 00:07:57.145
شما باید هر بازیگر را بخوانید و بفهمید
که چه مقدار اطلاعات باید بهش بدهید

00:07:57.170 --> 00:07:59.900
ممکن است مثلا یک
بازیگری که عملا بازیگر تئاتر

00:07:59.937 --> 00:08:01.817
بوده و واقعا فرایند فیلم سازی

00:08:01.880 --> 00:08:04.220
را نمیداند، دادن همه اطلاعات

00:08:04.220 --> 00:08:06.650
راجع به ترفندها و حقه های
فیلمسازی یک بار اضافی ای باشد

00:08:06.650 --> 00:08:08.390
مثلا کی باید رو به جلو بکشید

00:08:08.390 --> 00:08:11.300
یا اینکه چه کارایی باید انجام بدهند
یا چه کارایی را به اتمام برسانند؟

00:08:11.300 --> 00:08:13.250
برای همچین بازیگری،محدودیت های فیلم سازی

00:08:13.250 --> 00:08:15.830
خیلی خوشایند نیست

00:08:15.830 --> 00:08:17.720
بعضی اوقات باید شل بگیرید

00:08:17.720 --> 00:08:20.480
که مثلا حتما مجبور نباشند
دقیقا یک کار خاصی را انجام بدهند

00:08:20.480 --> 00:08:24.620
با اینکه بتوانند دیالوگ‌ها
را به شکل شناور بگویند

00:08:24.620 --> 00:08:28.733
بجای اینکه وقتی که حرکت میکنند
در جاهای خاص دیالوگ بگویند

00:08:29.593 --> 00:08:31.310
تمام این کارها با خواندن افراد انجام میگیرد

00:08:31.310 --> 00:08:32.936
همش درباره ارتباطات اجتماعی است

00:08:33.257 --> 00:08:34.601
گاهی اوقات با بازیگرایی کار میکنید

00:08:34.601 --> 00:08:35.332
که متفاوت اند

00:08:35.437 --> 00:08:39.607
مثلا من در فیلم در خانه برای
تعطیلات، ان بنکرافت را داشتم

00:08:39.852 --> 00:08:42.770
رابرت داونی جونیور را هم داشتم

00:08:42.770 --> 00:08:45.480
دو بازیگری که کاملا شیوه متفاوتی داشتند

00:08:45.480 --> 00:08:48.700
رابرت داونی جونیور همانطور
که میتوانید تصور کنید، آزاد است

00:08:49.220 --> 00:08:51.328
دوست نداره یک چیز را دوبار تکرار کند

00:08:52.010 --> 00:08:59.570
واقعا علاقه مند به پیچیدگی
های عجیب زبانی است

00:08:59.595 --> 00:09:01.325
خیلی راحت حوصله اش سر میرود

00:09:01.730 --> 00:09:03.276
آن بنکرافت،یک حرفه ای تمام عیار

00:09:03.276 --> 00:09:04.650
سال ها در این حرفه بوده است

00:09:04.650 --> 00:09:07.010
اون دوست دارد همه چی منظم سر جایش باشد

00:09:07.010 --> 00:09:09.530
هر حرکتی،هر بار که قاشقش را برمیدارد

00:09:09.530 --> 00:09:11.030
هر بار که سرش را میچرخاند

00:09:11.030 --> 00:09:12.238
باید دقیقا مشابه دفعه قبلی باشد

00:09:12.238 --> 00:09:14.360
و این تصمیمات را از پیش میگیرد

00:09:14.360 --> 00:09:17.660
بنابراین بعضی اوقات فقط
برای سر به سر گذاشتن با

00:09:17.660 --> 00:09:21.350
آن بنکرافتِ فوق العاده،یک
سوالی ازم میپرسید مثلا

00:09:21.350 --> 00:09:23.820
کی باید فنجانو بزارم زمین
 و من میگم : چه میدونم؟

00:09:24.064 --> 00:09:25.555
من یک عالمه"چه میدونم" می گفتم

00:09:25.580 --> 00:09:30.664
فقط برای اینکه خیلی احساس محدودیت نکند

00:09:30.689 --> 00:09:32.150
و حتی بعضی اوقات

00:09:32.150 --> 00:09:35.300
برای اینکه درمانده اش کنم که احساس کند

00:09:35.300 --> 00:09:37.160
تنها کسی در آن اتاق است

00:09:37.160 --> 00:09:38.660
دقیقا مثل اَدل در فیلم

00:09:38.660 --> 00:09:40.993
تنها فرد داخل آن اتاق که
به همه چیز رسیدگی میکرد

00:09:41.600 --> 00:09:46.610
راستش رابرت،استعداد خارق العاده ایه

00:09:46.610 --> 00:09:49.220
وقتی شما کسی را دارید

00:09:49.220 --> 00:09:52.130
که این توانایی ها را دارد،آن
بداهه پردازی هایی که دارد

00:09:52.130 --> 00:09:55.520
آن نوع ذهن(خلاق)،شما امیدوارید که یک راهی

00:09:55.520 --> 00:09:56.681
برای استفاده ازشون پیدا کنید

00:09:57.556 --> 00:09:59.975
یک صحنه ی فوق العاده ای

00:10:00.000 --> 00:10:02.005
در درخانه برای تعطیلات هست که در آن ...

00:10:02.030 --> 00:10:05.780
او(رابرت) دارد با خواهرش
و دوستی که به تازگی

00:10:05.780 --> 00:10:08.306
به خواهرش معرفی کرده است رانندگی میکند

00:10:08.388 --> 00:10:12.048
و تلاش میکند که دوستش را متقاعد کند

00:10:12.080 --> 00:10:15.353
که داستان شکستن بینی اش را تعریف کند

00:10:15.437 --> 00:10:17.357
و دوستش واقعا نمی خواست ...

00:10:17.420 --> 00:10:21.230
دیلن مکدرمونت واقعا نمیخواهد
داستان را تعریف کند ...

00:10:21.230 --> 00:10:24.200
بنابراین در تلافی،رابرت داونی جونیور
شروع میکند با شور و حرارت تعریف کردن

00:10:24.200 --> 00:10:26.876
و این تبدیل شد به چندش
آورترین داستان شکسته شدن

00:10:26.876 --> 00:10:28.250
یک بینی  که خون

00:10:28.250 --> 00:10:30.000
و بالا آوردن و خلط بینی

00:10:30.000 --> 00:10:31.760
و هرچیز دیگر ای

00:10:31.760 --> 00:10:33.437
 که تصور کنید داشت

00:10:33.515 --> 00:10:37.549
و همه این‌ها از جانب رابرت
داونی جونیور بداهه‌گویی شده بود

00:10:37.590 --> 00:10:39.230
 و هر برداشت متفاوت است

00:10:39.230 --> 00:10:41.966
با علم به این موضوع،من مطمئن
شدم که دوربین‌ها را ثابت کردم

00:10:41.966 --> 00:10:43.340
مطمئن شدم که هر چیزی که نیاز داشتم

00:10:43.340 --> 00:10:46.746
را در اختیار دارم تا بتوانم
که همه این چیزا را در کنار هم قرار بدهم

00:10:46.771 --> 00:10:47.570
 و بهش اجازه بدهم کارش را بکند

00:10:47.570 --> 00:10:49.400
تنها محدودیتی که برایش گذاشتم

00:10:49.400 --> 00:10:52.100
این بود که وقتی زد روی ترمز

00:10:52.100 --> 00:10:57.400
و وقتی که زد را ترمز یک جمله
ی خاصی را باید میگفت،بعدش

00:10:57.400 --> 00:10:59.830
یک فحش ناموسی باید از دهنش

00:10:59.830 --> 00:11:01.550
بیرون می آمد

00:11:01.550 --> 00:11:02.050
همین !

00:11:02.050 --> 00:11:04.258
این تمام محدودیتی بود که ما برای

00:11:04.258 --> 00:11:05.890
رابرت داونی جونیور در این صحنه گذاشتیم

00:11:05.890 --> 00:11:07.600
و البته خیلی زیبا هم اجرا کرد

00:11:07.600 --> 00:11:10.300
بنظرم اگه آن بنکرافت بود

00:11:10.300 --> 00:11:11.489
قطعا روش دیگر ای را استفاده می کردم

00:11:13.824 --> 00:11:18.320
برداشت‌های متعدد

00:11:18.765 --> 00:11:19.910
بهترین راه برای اینکه

00:11:19.910 --> 00:11:21.500
بازیگر هنگامی که پشت سر هم داریم

00:11:21.500 --> 00:11:24.590
برداشت میگیریم احساس
حمایت کند این است که مثبت نگر باشیم

00:11:24.590 --> 00:11:28.790
و اینکه یک جورایی احساس کنند
شما هم در اون صحنه همراه آنها هستید

00:11:28.790 --> 00:11:31.010
هیچکس دوست ندارد ازش سوء استفاده بشود

00:11:31.010 --> 00:11:33.170
و هیچکس هم نمیخواد
بیخودی هزارتا برداشت بازی کند

00:11:33.170 --> 00:11:36.460
شما قطعا باید به افراد
توضیح بدهید که دنبال چی هستید

00:11:36.460 --> 00:11:40.940
و اونو با شور و شوق نمایش بدهید

00:11:40.940 --> 00:11:43.460
بعضی اوقات لازم دارید که یک استراحتی بکنید

00:11:43.460 --> 00:11:45.890
بزارید یک سیگاری
بکشند و یک قهوه ای بنوشند

00:11:45.890 --> 00:11:50.251
و بعدش که همه خستگی را
در کردند دوباره به کار برگردید

00:11:50.850 --> 00:11:52.871
یک صحنه دیگر از هیولای پول

00:11:52.896 --> 00:11:54.906
که یک صحنه دیگر از شکنجه جک اُکانل بود

00:11:54.931 --> 00:11:57.866
من عاشق جک اُکانل هستم،
خداروشکر بابت جک اُکانل

00:11:58.490 --> 00:12:01.160
یک صحنه ای هست که یک
جورایی فقط باید از خود بیخود شود

00:12:01.160 --> 00:12:04.077
جایی که از آدمایی که
دارند درباره اون خطا حرف میزنن

00:12:04.077 --> 00:12:05.660
دیگر به ستوه میاد،اشتباهی

00:12:05.660 --> 00:12:07.190
که خودشم نمیداند چیست

00:12:07.190 --> 00:12:10.820
که در نهایت از کوره در
میرود و میگوید،خطا-خطا

00:12:10.820 --> 00:12:11.750
این دیگه چه گوفتیه؟

00:12:11.750 --> 00:12:13.530
بسه دیگر حرف زدن درباره این خطا

00:12:13.530 --> 00:12:15.770
خفه شید دیگه !

00:12:15.770 --> 00:12:21.230
ما می دانستیم که این نما
نیاز داریم چون که بعدا دوباره

00:12:21.230 --> 00:12:22.670
چندین بار در فیلم بازپخش شود

00:12:22.670 --> 00:12:26.000
روی صفحه تلویزیون ها نشان داده میشود

00:12:26.000 --> 00:12:27.690
آدمای مختلفی می بیننش

00:12:27.690 --> 00:12:29.750
بنابراین خطا باید کاری فیزیکی باشد

00:12:29.750 --> 00:12:31.700
که با دستانش انجام میدهد
دستانش را پرت میکند

00:12:31.700 --> 00:12:33.230
ما این را می خواستیم چون فکر می کردیم

00:12:33.230 --> 00:12:37.610
که احتمالا مردم شروع به ساختن یک
سری میم(تصویر معنادار) که با این صحنه

00:12:37.610 --> 00:12:38.760
مرتبط بود می کنند

00:12:38.760 --> 00:12:43.850
بنابراین من ازش خواستم یک
کاری بکند که تقریبا غیرممکن بود

00:12:43.850 --> 00:12:48.386
اینکه یک عالمه دیالوگ متفاوت بگوید

00:12:48.411 --> 00:12:50.961
همچنین با بدنش یک حرکتی بکند که الزاما

00:12:51.000 --> 00:12:52.006
جزء استعداد ذاتیش نباشد

00:12:53.345 --> 00:12:54.968
این همیشه نکته سختی است

00:12:55.350 --> 00:12:56.850
ولی جک اُکانل توانست انجامش دهد

00:12:56.850 --> 00:12:59.700
و توانست به دفعات انجامش دهد

00:12:59.700 --> 00:13:02.250
و چندین چندین چندین برداشت نیاز بود

00:13:02.250 --> 00:13:05.396
از داد زدن و بارها و بارها
و بارها گفتنِ دوباره ی خطا

00:13:05.421 --> 00:13:06.415
تا اینکه آخرش اونی را که

00:13:06.440 --> 00:13:08.190
تمام نکات فنی مد نظرمون را داشت گرفتیم

00:13:08.190 --> 00:13:11.250
ضرب های احساسی که دنبالش بودیم

00:13:11.250 --> 00:13:13.230
فراز و فرود هایی که دنبالش بودیم

00:13:13.230 --> 00:13:16.290
و اون توانست به تمام نقطه دیالوگ‌ها برسد

00:13:16.290 --> 00:13:18.549
این همان شغل خارق العاده ایه که
بازیگران روی صحنه ی سینما انجام میدهند

00:13:19.725 --> 00:13:20.255
خطا

00:13:20.280 --> 00:13:22.520
یک خطا لعنتی

00:13:22.520 --> 00:13:23.590
یک خطا بود

00:13:24.958 --> 00:13:26.575
خطا دیگه چه کوفتیه؟

00:13:30.000 --> 00:13:31.340
بهت گفتم،من احمق نیستم

00:13:31.340 --> 00:13:31.850
خطا.

00:13:31.850 --> 00:13:32.540
یک خطا

00:13:32.540 --> 00:13:33.860
یک خطای لعنتی بود

00:13:33.860 --> 00:13:35.360
یک خطا

00:13:35.360 --> 00:13:36.920
اصلا این یعنی چی؟

00:13:39.690 --> 00:13:40.741
خطا، خدای من !

00:13:40.741 --> 00:13:41.240
یک خطا

00:13:41.240 --> 00:13:42.760
یک خطای کامپیوتری

00:13:42.760 --> 00:13:44.069
یک خطا

00:13:44.094 --> 00:13:45.743
این کوفتی اصلا یعنی چی؟

00:13:48.240 --> 00:13:50.010
بهت گفتم،من احمق نیستم

00:13:50.010 --> 00:13:52.800
خدای من، یک خطا !

00:13:52.800 --> 00:13:54.081
خطا

00:13:54.245 --> 00:13:57.985
اصلا این کوفتی یعنی چی؟

00:13:58.353 --> 00:13:59.953
من احمق نیستم لی!

00:14:01.094 --> 00:14:02.555
خدای من، یک خطا !

00:14:02.580 --> 00:14:03.406
خطا

00:14:03.525 --> 00:14:04.420
خطا

00:14:04.670 --> 00:14:05.961
خفه شو

00:14:06.547 --> 00:14:08.270
!خدای من

00:14:08.270 --> 00:14:08.770
خطا

00:14:08.770 --> 00:14:09.740
خطا

00:14:09.740 --> 00:14:10.570
خطا

00:14:10.570 --> 00:14:11.609
خطا

00:14:11.609 --> 00:14:12.650
دیگه درباره خطا حرف نزن

00:14:12.650 --> 00:14:14.513
اصلا این کوفتی یعنی چی؟

00:14:15.240 --> 00:14:16.490
من احمق نیستم لی !

00:14:16.490 --> 00:14:17.930
بهت گفتم

00:14:17.930 --> 00:14:18.770
این دیوونه کنندس

00:14:18.770 --> 00:14:19.860
خطا

00:14:19.860 --> 00:14:20.930
خطا

00:14:20.930 --> 00:14:21.590
خطا

00:14:21.590 --> 00:14:22.770
دیگر درباره خطا حرف نزن

00:14:22.770 --> 00:14:24.920
اصلا این کوفتی یعنی چی؟

00:14:24.920 --> 00:14:26.990
من احمق نیستم لی !

00:14:26.990 --> 00:14:29.501
خدای من،خطا

00:14:29.501 --> 00:14:32.960
خطا

00:14:32.960 --> 00:14:34.665
دیگه درباره خطا حرف نزن

00:14:34.801 --> 00:14:37.706
این کوفتی اصلا یعنی چی؟

00:14:37.855 --> 00:14:38.480
من احمق نیستم

00:14:38.480 --> 00:14:40.490
اه لعنتی

00:14:40.490 --> 00:14:41.300
خدای من

00:14:41.300 --> 00:14:44.840
خطا

00:14:44.840 --> 00:14:46.219
دیگه درباره خطا حرف نزن !

00:14:46.320 --> 00:14:47.887
این کوفتی اصلا یعنی چی؟

00:14:52.340 --> 00:14:55.610
آه،همه میبینن؟

00:14:55.610 --> 00:14:57.677
این چیزیه که دارم میگم

00:14:57.872 --> 00:14:59.602
خدای من،خطا

00:14:59.974 --> 00:15:01.685
خطا

00:15:01.710 --> 00:15:03.710
این خطای لعنتی

00:15:03.710 --> 00:15:07.250
دیگه از خطا حرف نزن !

00:15:07.250 --> 00:15:09.582
خیلی خوب

00:15:09.582 --> 00:15:10.790
میبینی،این مشکل شماست

00:15:10.790 --> 00:15:14.470
شما پشت اون میز کوچیک لعنتیتون نشستید

00:15:14.470 --> 00:15:16.070
آه،خدای من

00:15:16.070 --> 00:15:18.920
خطا

00:15:18.920 --> 00:15:19.670
خطا

00:15:19.670 --> 00:15:20.894
دیگه درباره خطا حرف نزن

00:15:21.316 --> 00:15:22.732
این کوفتی اصلا یعنی چی؟

00:15:25.535 --> 00:15:27.095
این یک موردی بود که ما
تا خیلی بعد از شروع کار

00:15:27.120 --> 00:15:30.044
حقیقتا نمی دانستیم که به
چه چیزایی نیاز داریم

00:15:30.108 --> 00:15:32.747
بنابراین باید کلی نسخه های متفاوتی میگرفتیم

00:15:34.420 --> 00:15:38.400
می دانستیم که قراره
1000 تا برداشت داشته باشیم

00:15:38.400 --> 00:15:40.930
 خوشبختانه بازیگر زیاد بهمون غر نمیزد

00:15:40.930 --> 00:15:42.960
شما فقط اونجا مثل عروسکای لعنتیشون

00:15:42.960 --> 00:15:44.642
پشت میزای لعنتتون نشستید

00:15:44.642 --> 00:15:47.100
و چرندیاتشون رو قبول میکنید
بجای اینکه تلاش کنید که بفهمید

00:15:47.100 --> 00:15:47.975
واقعا چه اتفاقی افتاد

00:15:47.975 --> 00:15:49.016
میدونی چه اتفاقی افتاد

00:15:49.016 --> 00:15:50.070
یک خطا کامپیوتری بود

00:15:50.070 --> 00:15:50.610
یک خطا

00:15:50.610 --> 00:15:51.300
یک خطا

00:15:51.300 --> 00:15:53.080
یک خطای لعنتی بود

00:15:53.080 --> 00:15:54.150
یک خطا

00:15:54.150 --> 00:15:57.240
دیگه درباره این خطا حرف نزن،باشد؟

00:15:57.240 --> 00:16:00.000
این کوفتی اصلا یعنی چی؟

00:16:00.920 --> 00:16:02.000
میبینی،خودتم حتی نمیدونی

00:16:02.000 --> 00:16:02.880
من احمق نیستم لی!

00:16:02.880 --> 00:16:03.887
بهت گفتم

00:16:05.994 --> 00:16:10.721
با بازیگرانتان جشن بگیرید

00:16:11.465 --> 00:16:14.192
هیچ وقت برای همکاری روی یک فیلم دیر نیست

00:16:14.833 --> 00:16:18.210
هیچ وقت همه چیز قفل نمیشود

00:16:18.210 --> 00:16:20.310
هرچند ممکن است شما یک برنامه
داشته باشید و بعضی اوقات

00:16:20.310 --> 00:16:22.560
یک اتفاقایی می افتد،مخصوصا
در فرایند فیلم برداری

00:16:22.560 --> 00:16:25.680
و ناگهان برای شما یا یک
نفر دیگر چه بازیگرتان باشد

00:16:25.680 --> 00:16:27.700
یا دیگر همکاران باشد، پیش می آید

00:16:27.700 --> 00:16:29.477
که چیزی باید تغییر کند

00:16:29.570 --> 00:16:32.190
یک مثال خوب برای من در
فیلم در خانه برای تعطیلات است

00:16:32.190 --> 00:16:35.280
یک صحنه ی عید شکرگزاری وجود دارد

00:16:35.280 --> 00:16:36.450
بوقلمون جشن پرت میشود

00:16:36.450 --> 00:16:37.872
همه از دست هم عصبانین

00:16:38.082 --> 00:16:40.447
و یک دیالوگ خیلی طولانی
آخر این صحنه وجود داشت

00:16:40.644 --> 00:16:41.915
جایی که کاراکترِ استیو گوتنبرگ

00:16:41.940 --> 00:16:42.843
به هالی هانتر میگوید

00:16:43.314 --> 00:16:43.955
خوب

00:16:44.579 --> 00:16:45.579
کلودیا

00:16:46.808 --> 00:16:48.851
از زندگی پر زرق و برقت برامون بگو

00:16:49.210 --> 00:16:50.890
و او یکه میخورد

00:16:50.890 --> 00:16:51.800
زندگی پر زرق و برق؟

00:16:51.825 --> 00:16:54.045
این همه چیز مزخرف
امروز برایش اتفاق افتاده بود

00:16:54.100 --> 00:16:56.800
و در فیلمنامه اصلی شروع
میکند به اعتراف کردن

00:16:56.800 --> 00:16:59.590
و تموم اتفاقایی که اون
روز برایش افتاده بود را میگوید

00:16:59.590 --> 00:17:02.887
دخترش در آن زمان باکره
گی اش را از دست داده است

00:17:02.997 --> 00:17:04.557
خودش شغلش را از دست داده است

00:17:04.690 --> 00:17:07.366
بدون هیچ دلیلی با رئیسش عشق بازی کرده است

00:17:07.366 --> 00:17:08.740
نمیداند چرا این اتفاق افتاد

00:17:08.740 --> 00:17:11.920
کاملا شرمنده و سرافکنده است

00:17:11.920 --> 00:17:13.916
هالی پیش من آمد و گفت

00:17:13.941 --> 00:17:15.910
فهمیدن این اعتراف برای من سخت است

00:17:15.910 --> 00:17:17.618
  نمیفهمم که چرا بعد این همه قضایا

00:17:17.618 --> 00:17:20.262
اون باید اونجا بایستد و برای
همه داستان را تعریف میکند

00:17:20.262 --> 00:17:22.720
و ما شروع به حرف زدن راجع
بهش کردیم و من بهش گوش میدادم

00:17:22.720 --> 00:17:25.329
و سردرگمیش را درک کردم

00:17:25.329 --> 00:17:29.618
و من فکر کردم خوب،بیاید
یک راه جدید را امتحان کنیم

00:17:29.680 --> 00:17:31.350
و ما رابرت داونی جونیور را آوردیم

00:17:31.350 --> 00:17:33.450
و فهمیدیم که این ایده ی خوبیه

00:17:33.450 --> 00:17:35.959
که تمام این دیالوگ را بدهیم به برادرش

00:17:36.065 --> 00:17:40.909
و اون چیزی که نهایتا رفت روی
پرده وقتی که با نویسنده صحبت کردیم

00:17:40.934 --> 00:17:43.140
ما فیلمبرداری اون روز را
تعطیل کردیم و گفتیم که راستش

00:17:43.140 --> 00:17:45.000
قراره این صحنه را خیلی
سریع بازنویسی کنیم و فردا

00:17:45.000 --> 00:17:46.770
دوباره برمی گردیم و یک جور متفاوت می گیریم

00:17:46.770 --> 00:17:48.930
و اون شب کلا صحنه را عوض کردیم

00:17:48.930 --> 00:17:50.451
بنابراین این اعتراف خیلی بلند

00:17:50.476 --> 00:17:52.576
به جای آنکه اعتراف هالی هانتر باشد

00:17:52.860 --> 00:17:55.728
تبدیل به لحظه ای شد که در
برابر این سوال فلج شده است

00:17:55.753 --> 00:17:58.865
سوال این است :درباره
زندگی پر زرق و برقت بگو

00:17:59.002 --> 00:18:04.031
!و اون فقط ماتش برد و
گفت:زندگی پر زرق و برقم؟

00:18:04.174 --> 00:18:07.175
و در این موقع برادرش
وارد عمل میشود و میگوید

00:18:07.200 --> 00:18:08.580
زندگی پر زرق و برقت ...

00:18:08.580 --> 00:18:10.310
!و اون(هالی) میگوید میشه کمکم کنی؟

00:18:10.310 --> 00:18:12.990
و در این موقع،(برادرش)
شروع میکند به تعریف کردن

00:18:12.990 --> 00:18:16.290
تک تک بدبیاری هایی که اون
روز برایش اتفاق افتاده است

00:18:16.290 --> 00:18:19.590
و این یک اعتراف کامل از
جانب او (برادرش) برای هالی بود

00:18:19.590 --> 00:18:22.290
که هالی چه بازنده‌ی احمقی است

00:18:22.290 --> 00:18:25.290
و دوتاشون به این موضوع خندیدند

00:18:25.290 --> 00:18:27.270
و یک چیزی وجود داشت

00:18:27.270 --> 00:18:28.740
بنظرم در انعطاف پذیری این صحنه

00:18:28.740 --> 00:18:32.130
که به بازیگران اجازه بدی
سردرگمیشون را مطرح کنند

00:18:32.130 --> 00:18:34.560
و بگوید که بنظرم این کار بی معنی است

00:18:34.560 --> 00:18:37.140
اگه یک بازیگر بگوید که این
کار از نظرش بی معنی است

00:18:37.140 --> 00:18:38.070
شما باید گوش بدهید

00:18:38.070 --> 00:18:39.540
به این دلیل استخدامشان کرده اید

00:18:39.540 --> 00:18:42.000
به این خاطر است که پول زبادی میگیرند، اینکه

00:18:42.000 --> 00:18:44.040
آنها یک غریزه ی تیزی
راجع به کاراکتر حود دارند

00:18:44.040 --> 00:18:45.574
و وقتی که یک چیزی درست نباشد، میفهمند

00:18:48.245 --> 00:18:51.760
قدم را بردارید

00:18:52.147 --> 00:18:53.960
خوب،یک فرآیندی در کار با بازیگران مطرح است

00:18:53.960 --> 00:18:55.532
که واقعا در رابطه با احترام است

00:18:55.532 --> 00:18:56.990
اگه یک بازیگر یک صحنه ی احساسی دارد

00:18:56.990 --> 00:18:59.540
ما تلاش میکنیم که صحنه را ساکت نگه داریم

00:18:59.540 --> 00:19:03.691
 ما تلاش میکنیم که پشت دوربین داد نزنیم

00:19:03.933 --> 00:19:05.930
البته سر صحنه های من اصلا داد زدن نداریم

00:19:05.930 --> 00:19:07.679
این چیزیه که اصلا نمیتونم تحمل کنم

00:19:07.679 --> 00:19:10.273
بنظرم هیچ نفعی برای هیچکس نداره

00:19:10.498 --> 00:19:13.820
و معمولا شاید در دستیار اول کارگردانان باشد

00:19:13.820 --> 00:19:14.912
که کسی داد زن باشد

00:19:15.230 --> 00:19:17.690
و احتمالا بعدش باید
دنبال یک کار جدید باشند !!!

00:19:17.690 --> 00:19:20.420
داد زدن اصلا برای کسی مناسب نیست

00:19:20.420 --> 00:19:22.904
ولی یک سری چیزای کوچک،میدونید؟

00:19:22.904 --> 00:19:25.320
افراد راستش نمیدانند که
یک بازیگر درگیر چیست؟

00:19:25.320 --> 00:19:26.765
بنابراین من هیچ وقت
یک بازیگر را معطل نمیکنم

00:19:26.824 --> 00:19:28.250
من تلاش میکنم که هیچ
وقت یک بازیگر را معطل نکنم

00:19:28.250 --> 00:19:30.320
و اگه بکنم،حتما میرم پشت صحنه

00:19:30.320 --> 00:19:32.576
و ازش عذرخواهی میکنم که یک موضوعی پیش اومد

00:19:32.576 --> 00:19:33.950
که نمی تونستیم کاریش کنیم

00:19:33.950 --> 00:19:36.440
و من خیلی خیلی عذر میخواهم
که تو را خیلی وقته معطل کردیم

00:19:36.440 --> 00:19:37.610
در حالی که تو کاملا در نقش بودی

00:19:37.610 --> 00:19:38.720
و آماده ی بازی و لباس

00:19:38.720 --> 00:19:40.370
و گریمت کامل بود

00:19:40.370 --> 00:19:43.460
و آمده بودی روی صحنه و خبری نشد

00:19:43.460 --> 00:19:45.440
یا وقت اشتباهی باهات تماس گرفتیم

00:19:45.440 --> 00:19:47.090
تمام این کارا برای این است

00:19:47.090 --> 00:19:50.680
که آنها بدونن ما هممون
اینجاییم تا بگذاریم آنها بدرخشند

00:19:50.680 --> 00:19:53.360
و اینکه آنها بی شک لازم و مهم هستند

00:19:53.360 --> 00:19:54.620
و اینکه ما برایشان احترام قائلیم

00:19:54.620 --> 00:19:55.911
و این به همه چیز بسط داده میشود

00:19:55.911 --> 00:19:59.540
به اینکه برنامه ی کاری
بازیگر را چجوری می چینیم

00:19:59.540 --> 00:20:02.750
یا اینکه مثلا ازش بپرسیم...مثلا
اگه بازیگر نقش اولمون باشد

00:20:02.750 --> 00:20:05.210
ازش بپرسیم که ناهارتو اتاقت میخوری

00:20:05.210 --> 00:20:08.420
یا ترجیح میدی که مثلا با بقیه باشی

00:20:08.420 --> 00:20:11.570
بعضی اوقات همین چیزای کوچیک

00:20:11.570 --> 00:20:13.310
میتواند عملکردشان را تحت تاثیر قرار بدهد

00:20:13.310 --> 00:20:16.250
یکی از دوستهایم میگفت که با
یک بازیگری که خیلی بلند بوده

00:20:16.250 --> 00:20:17.260
کار می کرده

00:20:17.260 --> 00:20:19.520
صدو نود نود و پنج قدش بود

00:20:19.520 --> 00:20:22.310
و اومده بود پیش تهیه کننده و گفته بود

00:20:22.310 --> 00:20:25.400
یک ماشین بزرگ تر میخواهم

00:20:25.400 --> 00:20:26.990
و تهیه کننده هم طبیعتا رد کرده است

00:20:26.990 --> 00:20:28.280
و گفته است قطعا نه

00:20:28.280 --> 00:20:29.610
ولی اون واقعا راحت نبوده

00:20:29.610 --> 00:20:31.820
صد و نود پنج قدشه!!...پاهایش
بلند و بزرگ هستند

00:20:31.820 --> 00:20:34.310
و اون واقعا برای اینکه
صبح ها راحت بیاد سر کار

00:20:34.310 --> 00:20:35.420
ماشین بزرگتری نیاز داشت

00:20:35.420 --> 00:20:37.785
(بعد اینکه بهش دادن) همه چی تغییر کرد

00:20:37.785 --> 00:20:38.660
این تمام چیزی بود که لازم داشت

00:20:38.660 --> 00:20:40.250
فقط یک کم فضا برای پاهاش می خواست!

00:20:40.250 --> 00:20:43.250
بعضی اوقات افراد فقط غذا لازم دارند

00:20:43.250 --> 00:20:46.250
اگه برنامه ی روزانه
دارید و از افراد انتظار دارید

00:20:46.250 --> 00:20:47.902
که بیان،باید بهشان غذا بدهید!

00:20:48.200 --> 00:20:49.820
این جزء مهارت های ارتباطی پایه است

00:20:49.820 --> 00:20:53.270
اینکه چجوری با احترام کافی با
غوامل و بازیگرانتان رفتار کنید

00:20:53.270 --> 00:20:55.190
که میدانیم کارتان به شدت سنگین است

00:20:55.190 --> 00:20:56.510
ساعات کاریتان به شدت طولانی تر است

00:20:56.510 --> 00:20:58.940
چیزی که ما از شما می خوایم یا به شدت

00:20:58.940 --> 00:21:04.250
کسل کننده و ملال آور است یا برعکس

00:21:04.250 --> 00:21:06.140
به طرز وحشتناکی چالش برانگیز است

00:21:06.140 --> 00:21:07.670
هیچ وقت بینابین نیست

00:21:07.670 --> 00:21:10.572
بنابراین شما باید برای این
احترام قائل باشید که این افراد

00:21:10.597 --> 00:21:14.461
ممکن است یک سری چیز کوچولو داشته
باشند که روی عملکردشان تاثیرگذار باشد

00:21:14.618 --> 00:21:17.150
و اگه فقط نیاز باشد که یک قدم به
سمتشان بروید تا صد قدم به سمتتان بیایند

00:21:17.150 --> 00:21:19.210
باید آن قدم را بردارید

