WEBVTT

00:00:02.617 --> 00:00:05.997
فرآیند بازیگری

00:00:06.022 --> 00:00:07.460
بنظرم بزرگترین مشکلی

00:00:07.460 --> 00:00:10.970
که کارگردانان با بازیگران
دارند این است که اصلا نمیدونند

00:00:10.970 --> 00:00:12.830
بازیگری یعنی چی

00:00:12.830 --> 00:00:14.832
و به همین دلیل ازش میترسند

00:00:14.874 --> 00:00:17.365
و تمام آن راه های دیگه را امتحان میکنند

00:00:17.390 --> 00:00:21.219
که یا ثابت کنند که روی شما قدرت دارند

00:00:21.219 --> 00:00:22.760
یا اینکه مثلا میدونند که دارند چیکار میکنند

00:00:22.760 --> 00:00:24.410
در حالی که حقیقت این است که آنها یک جورایی

00:00:24.410 --> 00:00:26.030
از چگونگی فرآیند بازیگری هراس دارند

00:00:26.030 --> 00:00:29.346
 بازیگری سه قسمت دارد

00:00:29.632 --> 00:00:30.892
سه لایه دارد

00:00:31.134 --> 00:00:34.064
یک قسمت که کاراکتر به شما نشان میدهد

00:00:34.165 --> 00:00:35.845
 قسمتی که منتقل میکنند

00:00:35.870 --> 00:00:38.030
 قسمتی که مخفی میکنند

00:00:38.030 --> 00:00:40.310
و  قسمتی که کاملا ناخودآگاه است

00:00:40.310 --> 00:00:45.110
که حتی خودشونم متوجه نمیشوند
که یک بخشی از داستان است

00:00:45.110 --> 00:00:48.696
ما همیشه در حال کار کردن و بازی
کردن با این سه لایه معنایی هستیم

00:00:48.721 --> 00:00:53.131
 تو بعضی از کارکترها مثل نل

00:00:53.360 --> 00:00:56.540
این لایه ها شدت کمتری دارند

00:00:56.540 --> 00:00:58.010
آنقدرها مخفی کاری نمیکند

00:00:58.010 --> 00:00:59.906
نمیداند که باید مخفی کاری کند

00:00:59.931 --> 00:01:01.701
کاراکتری مانند کلاریس استارلینگ

00:01:01.850 --> 00:01:03.644
در فیلم سکوت بره‌ها

00:01:03.669 --> 00:01:07.690
کسیه که کاملا آگاه است
که کلماتش تاثیرگذارند

00:01:08.150 --> 00:01:12.590
و دارد یک تصویر را به دکتر لکتر نشان میدهد

00:01:12.590 --> 00:01:15.050
FBI که اساسا مجابش کند کاری را که

00:01:15.050 --> 00:01:16.910
ازش میخواهد را انجام بدهد

00:01:16.910 --> 00:01:19.160
همزمان،با اکراه دارد

00:01:19.160 --> 00:01:20.920
مواضع خودش را لو میدهد

00:01:20.920 --> 00:01:24.110
و همزمان آنقدرها ساده و جوون هست

00:01:24.110 --> 00:01:27.200
که یک جورایی کامل متوجه نشود

00:01:27.200 --> 00:01:30.689
که چرا در این ماموریت است

00:01:31.035 --> 00:01:33.083
و یک بخش کامل از داستانش وجود دارد

00:01:33.108 --> 00:01:34.765
که حتی برای خودش هم درک نشده است

00:01:36.208 --> 00:01:40.639
همکاری بازیگر-کارگردان

00:01:41.010 --> 00:01:42.490
من تصنع کاری را دوست ندارم

00:01:42.490 --> 00:01:44.490
نمیخوام کار تصنعی پیش برود

00:01:44.490 --> 00:01:48.090
بنابراین ترجیح میدم یک
نفر کاملا رک و صادق باشد

00:01:48.090 --> 00:01:49.605
و هر آنچه که دقیقا منظورش هست را بگوید

00:01:49.605 --> 00:01:51.855
اگه دوست دارند من سریعتر
باشم،دوست دارم که این را بشنوم

00:01:51.855 --> 00:01:54.570
اگه دوست دارند که من آهسته
تر باشم،دوست دارم که این را بشنوم

00:01:54.570 --> 00:01:57.162
احساس بازی خوردن بهم دست میدهد

00:01:57.256 --> 00:01:59.866
اگر اینکه ببینم که کسی

00:01:59.891 --> 00:02:01.354
یا متوجه بشم که یک نفر

00:02:01.861 --> 00:02:04.710
دارد نحوه بیانش را تغییر میدهد که سعی کند

00:02:04.710 --> 00:02:06.217
یک نتیجه ی خاصی را از من بگیرد

00:02:06.635 --> 00:02:10.505
بازیگران ترجیح میدهند که با
زور از آنها نتیجه گرفته نشود

00:02:10.530 --> 00:02:14.550
دوست دارند خود راه را پیدا کنند

00:02:14.550 --> 00:02:17.510
من شخصا دوست دارم کارگردانان آماده باشند

00:02:18.163 --> 00:02:21.395
دوست دارم که پذیرای شانس
و چیزای خود به خودی باشند

00:02:21.420 --> 00:02:23.137
اما همچنین دوست دارم
که برنامه اِی هم داشته باشند

00:02:23.162 --> 00:02:24.875
یک عالمه چیز ممکن است اشتباه پیش برود

00:02:24.900 --> 00:02:26.971
 یک عالمه وقت افراد ممکن است هدر برود

00:02:27.104 --> 00:02:28.475
انرژی بازیگر مهم است

00:02:28.500 --> 00:02:30.000
انرژی عوامل مهم است

00:02:30.198 --> 00:02:33.395
و خب اگه به شکلی بدون
هیچ دلیلی 25 برداشت میگیرید

00:02:33.420 --> 00:02:35.872
فقط به خاطر اینکه کارگردان آماده نیست

00:02:36.953 --> 00:02:40.469
احترامی که برای کارگردان دارید کم میشود

00:02:40.792 --> 00:02:45.014
من دوست ندارم کارگردانی نتیجه-محور باشد

00:02:45.450 --> 00:02:47.010
که کارگردان به شما بگوید

00:02:47.010 --> 00:02:49.112
میخواهد از لحاظ احساسی به کجا برسید

00:02:49.112 --> 00:02:50.820
مثلا بگوید میخواهم که در آخر گریه کنی

00:02:50.820 --> 00:02:52.770
یا اینکه در این جمله بخندی

00:02:52.770 --> 00:02:56.730
یا دوست دارم بیننده ها اینجوری
و اونجوری احساس کنند

00:02:56.730 --> 00:03:00.000
میخواهم که بیننده ها
ناراحت بشوند یا شاد بشوند

00:03:00.450 --> 00:03:02.610
اگر شما شروع به تصمیم گیری کنید

00:03:02.610 --> 00:03:05.547
اگه یک بازیگر در رابطه با
نتیجه شروع به تصمیم گیری کند

00:03:05.547 --> 00:03:08.130
سریعا جلوش گرفته میشود و هیچ
وقت قادر نخواهد بود به آن نتیجه برسد

00:03:08.130 --> 00:03:09.972
بنابراین این مهم است

00:03:10.890 --> 00:03:14.940
من غالبا دوست دارم که کارگردان
من را هم در فرآیند شرکت بدهد

00:03:14.940 --> 00:03:16.900
من از خیلی وقت است بازیگر هستم

00:03:16.925 --> 00:03:21.345
من واقعا عاشق تکنیک های فیلمسازی هستم

00:03:21.500 --> 00:03:23.367
و من زبان فیلمسازی را متوجه میشم

00:03:23.413 --> 00:03:27.365
بنابراین اگه یک کارگردان دارد
یک لیست از نماها آماده میکند

00:03:27.390 --> 00:03:29.517
جایی که شما یک سری نمای
مختلف را کنار هم می چینید

00:03:29.542 --> 00:03:30.585
من دوست دارم بدانم چرا

00:03:30.610 --> 00:03:32.151
دوست دارم بدونم نتیجه آخرش چی میشود

00:03:32.151 --> 00:03:33.350
که بتونم کمکی کنم

00:03:33.810 --> 00:03:38.160
من واقعا دوست ندارم یک
کارگردان همچین چیزایی بگوید

00:03:38.160 --> 00:03:42.810
بیا با هم هم حسی کنیم،یا
اینکه دستهایم را بگیر

00:03:42.810 --> 00:03:45.935
و بیا این تجربیاتی که
میکنی را با هم داشته باشیم

00:03:45.960 --> 00:03:47.610
!یادته آن زمانی که این کار را کردی؟

00:03:47.610 --> 00:03:50.430
این حرفا برای من بازی دادن، دارد

00:03:50.430 --> 00:03:53.627
مثل تجاوز می ماند

00:03:53.661 --> 00:03:55.173
مثل تجاوز به حریم می ماند

00:03:55.198 --> 00:04:01.209
من ترجیح میدم یک گفت و گوی بیشتر
کاربردی با یک کارگردان داشته باشم

00:04:01.693 --> 00:04:04.170
و به خودم اجازه بدهم که تجربه ی آن کاراکتر

00:04:04.170 --> 00:04:04.794
را بدست بیارم

00:04:06.434 --> 00:04:10.937
: مطالعه موردی بازیگری
نِل

00:04:11.191 --> 00:04:13.042
حالا قرار است راجع به نِل صحبت کنیم

00:04:13.443 --> 00:04:14.443
فیلمی عجیب

00:04:15.570 --> 00:04:17.012
یک اجرای سخت

00:04:17.740 --> 00:04:20.260
ما این کاراکتر را خلق کردیم

00:04:20.260 --> 00:04:23.080
بودIdioglossia بر پایه یک نمایشنامه به اسم

00:04:23.080 --> 00:04:24.759
ولی ما کاراکتری را خلق کردیم

00:04:24.876 --> 00:04:27.100
که تصور میشد یک بچه وحشی است

00:04:27.100 --> 00:04:28.796
کسی که در جنگل بزرگ شده است

00:04:28.821 --> 00:04:32.679
و در کل زندگیش فقط با
یک انسان در تماس بوده است

00:04:32.810 --> 00:04:36.550
آن هیچ وقت از آن اتاق بیرون
نرفته،حداقل اینطوری تصور میشد

00:04:36.550 --> 00:04:38.590
هیچ ارتباط انسانی نداشته،هیچ وفت

00:04:38.590 --> 00:04:40.690
و سوال داخل فیلم این است که این

00:04:40.690 --> 00:04:43.870
آدم تقریبا نخستین و افسانه ای

00:04:43.870 --> 00:04:45.940
که بدون هیچ تعاملی با دنیای واقعی

00:04:45.940 --> 00:04:47.560
بزرگ شده کی است؟

00:04:47.560 --> 00:04:50.530
ولی کسایی که این سوالو میپرسیدند نمیدانستند

00:04:50.530 --> 00:04:53.110
که او اتفاقا کمترین تنهایی را بین

00:04:53.110 --> 00:04:54.310
تمام آدمایی که میشناختند داشت

00:04:54.310 --> 00:04:55.726
و باید این را در طی زمان

00:04:55.726 --> 00:04:58.025
و در خلال زبانش و حرکاتش

00:04:58.025 --> 00:04:58.900
کشف میکردن

00:04:58.900 --> 00:05:00.000
با فهمیدن زبانش

00:05:00.000 --> 00:05:01.660
با فهمیدن حرکاتش

00:05:01.660 --> 00:05:04.090
گذشته اش را فهمیدند

00:05:04.090 --> 00:05:05.890
باشد،ولی مسئله اینجاست

00:05:05.890 --> 00:05:07.390
هیچ بچه وحشی ای در واقعیت وجود ندارد

00:05:07.390 --> 00:05:08.442
هیچ بچه وحشی ای اصلا وجود ندارد(الان)

00:05:08.467 --> 00:05:09.367
هیچ مرجعی نیست

00:05:09.460 --> 00:05:12.400
هیچ کتابی یا تاریخچه
ای که بتوانم مطالعه کنم

00:05:12.400 --> 00:05:14.410
هیچ فیلمی که بتوانم ببینم وجود ندارد

00:05:14.410 --> 00:05:18.350
هر راهی که امتحان میکردم به نظر غلط میومد

00:05:18.350 --> 00:05:20.764
بنابراین باید یکجورایی
نِل را از پایه خلق میکردم

00:05:20.932 --> 00:05:23.772
و تنها راهش این بود که
به متن نمایشنامه نگاه کنم

00:05:23.890 --> 00:05:26.380
و نمایشنامه تمام سرنخ ها را داشت

00:05:26.380 --> 00:05:28.540
مثلا برای صداش،آن کسی بوده

00:05:28.540 --> 00:05:30.805
که توسط مادری با نقص گفتاری بزرگ شده

00:05:30.830 --> 00:05:32.110
سکته کرده بوده است

00:05:32.110 --> 00:05:35.320
و بخاطر یک مسئله ی خیلی
وحشتناک که براش اتفاق افتاده بوده

00:05:35.320 --> 00:05:36.130
سکته کرده است

00:05:36.653 --> 00:05:39.070
بنابراین نِل از کسی حرف زدن آموخته است

00:05:39.070 --> 00:05:40.480
که قربانی سکته بوده است

00:05:40.480 --> 00:05:44.530
بنابراین این موضوع روی ما که
چجوری زبانش را بسازیم تاثیر گذاشت

00:05:44.530 --> 00:05:46.146
...زبانش همچنین به واسطه ی

00:05:46.146 --> 00:05:47.770
...که من از نمایشنامه فهمیدم...

00:05:47.770 --> 00:05:49.950
به واسطه ی رابطه اش با
خواهر دوقلوش شکل گرفته بوده است

00:05:49.950 --> 00:05:52.580
خواهر دوقلویی که پیش تر از آن مرده است

00:05:53.160 --> 00:05:54.790
آنها دوتایی با هم یک زبان ساخته بودند

00:05:54.790 --> 00:05:55.840
 بودIdioglossia که اسمش

00:05:55.840 --> 00:05:57.730
یک پدیده ای که برای دوقلوها اتفاق میفتد

00:05:57.730 --> 00:06:00.135
که یک زبانی که هیچ ربطی
به انگلیسی خودمون ندارد

00:06:00.160 --> 00:06:01.510
ابداع میکنند

00:06:01.510 --> 00:06:04.916
و آنها این زبان را ابداع میکنند و
یک سری کلمه کنار هم میچینند

00:06:04.941 --> 00:06:07.515
که فقط خودشان متوجه میشوند،یک زبان سری

00:06:07.999 --> 00:06:10.909
بنابراین تمام این سرنخ های مرتبط با کاراکتر

00:06:11.050 --> 00:06:13.030
تبدیل میشن به یک سری سرنخ برای

00:06:13.030 --> 00:06:15.400
اینکه خودتان کاراکتر را بسازید

00:06:15.425 --> 00:06:19.916
بنابراین برای سخن گفتن نِل اگر من چیزی مثل

00:06:22.410 --> 00:06:23.445
ممکن است بگوید

00:06:28.410 --> 00:06:29.430
!میدونم احمقانه بنظر میاد

00:06:29.455 --> 00:06:31.375
پسرم این را ببیند میخندد

00:06:31.920 --> 00:06:34.020
متوجه میشوید که یک طرف صورتم

00:06:34.020 --> 00:06:34.920
به خوبی حرکت نمیکند

00:06:34.920 --> 00:06:38.340
حرف زدن را از کسی یاد
گرفته که یک سکته داشته است

00:06:38.340 --> 00:06:41.910
به علاوه از لحاظ اهنگ،مقدار
زیادی از آن لهجه جنوبی

00:06:41.910 --> 00:06:43.530
افرادی که سکته میکنند تمایل دارند

00:06:43.530 --> 00:06:45.368
که روی آهنگ سخن تاکید کنند

00:06:45.393 --> 00:06:47.241
چون که آن قسمت از مغزشون خوب کار میکند

00:06:49.440 --> 00:06:52.782
زبانی که  استفاده میکند،زبانی که
مادرش استفاده می کرد وابسته به انجیل بود

00:06:52.782 --> 00:06:54.990
خیلی وابسته به انجیل بود،چون
که دیگر نمیتوانست بخواند

00:06:54.990 --> 00:06:59.190
و آن(انجیل) تنها متنی بود که حفظ بود

00:06:59.190 --> 00:07:00.000
بنابراین ما شروع کردیم

00:07:00.000 --> 00:07:01.194
به تفکیک این زبان

00:07:01.194 --> 00:07:03.360
اگه ما از طریق این فیلم

00:07:03.385 --> 00:07:06.089
شروع کنیم به یادگیری این
زبان،چیزی که یاد میگیریم این است

00:07:08.970 --> 00:07:13.709
:میشود این بعد از آن که من
بروم،فرشته ی نگهبان می آید

00:07:14.680 --> 00:07:17.970
ولی فقط از طریق شناختن نِل است که میتوانید

00:07:17.970 --> 00:07:20.060
بفهمید واقعا چی میگوید

00:07:20.060 --> 00:07:22.330
شما باید بشناسیدش اگه
میخواید ازش یاد بگیرید

00:07:22.330 --> 00:07:26.580
همین چیز در رابطه با حرکات
بدن و فیزیک بدنی هم صادق است

00:07:26.580 --> 00:07:30.828
سردرگمی زیادی داشت،تو
نمایشنامه میگوید که:حرکات دیوانه وار نِل

00:07:31.120 --> 00:07:33.120
نِل دائما و به تنهایی
روی صخره ها پرسه میزد

00:07:33.120 --> 00:07:35.910
!و من به خودم گفتم:خب این یعنی چی؟

00:07:35.910 --> 00:07:37.191
الان من چیکار کنم؟

00:07:37.579 --> 00:07:39.471
رفتم به کلاس آموزش حرکت

00:07:39.612 --> 00:07:40.320
جواب نداد

00:07:40.320 --> 00:07:45.740
...با افراد در این باره که

00:07:45.740 --> 00:07:47.460
اصلا این چه پدیده ایه صحبت کردم

00:07:47.460 --> 00:07:49.380
هیشکی هیچ جوابی برایم نداشت

00:07:49.380 --> 00:07:52.740
بنابراین با یک نفر که رقاص بود صحبت کردم

00:07:52.740 --> 00:07:54.540
و آن گفت: مهمترین چیز

00:07:54.540 --> 00:07:56.580
این است که هیچ حرکت رقص گونه ای نداشته باشی

00:07:56.580 --> 00:07:58.890
خب من رفتم خونه

00:07:58.890 --> 00:08:00.000
با یک مربی حرکت

00:08:00.000 --> 00:08:01.380
صحبت کرده بودم

00:08:01.380 --> 00:08:10.310
...و به این ایده رسیدیم که از یک حرکتی

00:08:10.310 --> 00:08:13.640
که دو نفر در یک نقطه درش
شرکت میکردند استفاده کنیم

00:08:13.640 --> 00:08:15.796
اما یکی از این دو نفر دیگر آنجا نیست

00:08:16.265 --> 00:08:18.055
...بنابراین بزارید که بگم

00:08:18.080 --> 00:08:19.740
اینجا اجرا میکنم

00:08:19.740 --> 00:08:25.598
بگیم که مثلا نِل و خواهرش در حال انجام

00:08:25.623 --> 00:08:28.068
یک الاکلنگ هستند

00:08:28.097 --> 00:08:29.597
یکی میره

00:08:29.622 --> 00:08:31.142
اونیکی میاد

00:08:31.480 --> 00:08:34.240
اگه شما این حرکت را واسازی بکنید

00:08:34.280 --> 00:08:37.159
میشود یک حرکت خیلی سنگین و عجیب

00:08:37.159 --> 00:08:41.780
جا به جا شدن سپس دوباره برگشتن

00:08:41.780 --> 00:08:45.590
موضوع عجیب این بود که
هر موقع من این کار را میکردم

00:08:45.590 --> 00:08:46.850
برایم خیلی تاثیرگذار بود

00:08:46.850 --> 00:08:48.350
نوع نفس کشیدنش بود

00:08:48.350 --> 00:08:50.480
اینکه نفس را بدی بیرون بعدش دوباره بدی داخل

00:08:50.480 --> 00:08:51.755
و این حرکت

00:08:51.755 --> 00:08:54.287
یک تکه ای از خاطرات بود

00:08:54.287 --> 00:08:56.870
که آن خاطره را به یاد
بیاری و آن شخص دیگه را

00:08:56.870 --> 00:08:58.036
به اتاق برمیگرداند

00:08:58.134 --> 00:08:59.874
بنابراین ما این را تو فیلم جا دادیم

00:09:00.243 --> 00:09:03.175
یک صحنه ای دارد که
او جلوی آینه میرود

00:09:03.200 --> 00:09:04.852
و تلاش میکند که توضیح بدهد

00:09:04.923 --> 00:09:06.599
تلاش میکند که خواهرش را بخواند

00:09:06.630 --> 00:09:10.080
و میرود جلوی آینه

00:09:10.190 --> 00:09:14.305
و دستانش را به یک سمت حرکت میدهد و بعد

00:09:14.330 --> 00:09:16.281
مثل یک بچه به عقب میکشدش

00:09:16.417 --> 00:09:19.777
و با این حرکت زبان همراه میشود

00:09:19.950 --> 00:09:24.170
و زبانی که با آن حرف میزند، مِی و تِی است

00:09:24.170 --> 00:09:26.600
مِی اسم خواهرش است

00:09:26.632 --> 00:09:30.032
و تِی نوعی سوگند انجیلی است

00:09:30.380 --> 00:09:31.661
مِی و تِی

00:09:32.030 --> 00:09:37.190
و وقتی که کاراکتر لیام
وارد اتاق میشود و این را میشنود

00:09:37.190 --> 00:09:40.550
فک میکند که دارد اسمش او را میگوید

00:09:40.550 --> 00:09:42.470
و این دکتر بزرگ این ایده به ذهنش میرسد

00:09:42.470 --> 00:09:45.230
که این بچه،این زن انقدر

00:09:45.230 --> 00:09:47.800
ازش خوشش اومده که دارد او را پذیرفته است

00:09:47.800 --> 00:09:49.120
و اسم او را میگوید

00:09:49.120 --> 00:09:52.215
ولی در حقیقت کاری که میکند
این است که دکتر را بیرون میکند

00:09:52.240 --> 00:09:55.116
و به این خاطره ای که امن است فرار میکند

00:09:55.141 --> 00:09:58.626
خاطره ی مِی و تِی

00:10:12.240 --> 00:10:14.120
!!!بچه هام حتما خندشون میگیره

00:10:14.160 --> 00:10:18.610
ولی یک چیز واقعا
تاثیرگذار در نفس کشیدنش

00:10:18.610 --> 00:10:23.170
آوردن یکی به داخل،خواندن یک کاراکتر

00:10:23.170 --> 00:10:25.990
خواندن به یک روح که
دیگه مجبور به تنهایی نباشی

00:10:25.990 --> 00:10:29.680
و بتونی از این فرد خلاص شی وجود دارد

00:10:29.804 --> 00:10:32.034
موضوع قشنگی که این فیلم برای من داشت

00:10:32.230 --> 00:10:37.830
این بود که این فیلم درباره
کسی بود که به طور کامل

00:10:37.830 --> 00:10:40.680
اشتباه درک شده بود

00:10:40.680 --> 00:10:43.920
و به واسطه ی درک کردنش

00:10:43.920 --> 00:10:46.380
شما میتوانید که گذشته واقعیش هم متوجه بشید

00:10:46.380 --> 00:10:48.571
و آن چیزی که زنده نگهش داشته

00:10:48.781 --> 00:10:50.537
عطشی برای ارتباط برقرار کردن است

00:10:51.074 --> 00:10:52.740
در حالی که تمام این آدما فکر میکردند

00:10:52.740 --> 00:10:54.330
که او مشتاق تنهایی بوده است

00:10:54.330 --> 00:10:57.810
به نظر من کنش بازیگری میتواند گاهی اوقات

00:10:57.810 --> 00:10:58.780
خیلی خودآگاه باشد

00:10:58.805 --> 00:10:59.305
من را ببینید

00:10:59.330 --> 00:11:01.715
روی زمین نشستم،حرفای عجیبی میزنم

00:11:01.740 --> 00:11:04.044
و حرکات عجیبی دارم

00:11:04.205 --> 00:11:07.025
تنها راه برای من که احساس خودآگاهی نکنم

00:11:07.080 --> 00:11:10.170
این است که عادیش کنم،قهوه بخورم

00:11:10.170 --> 00:11:16.500
برم بیرون و به همه نشان
بدم که من یک آدم عادی

00:11:16.500 --> 00:11:18.090
هستم

00:11:18.090 --> 00:11:20.400
و از طریق این ارتباط با عوامل

00:11:20.400 --> 00:11:23.760
بنظرم اگه آنها هم بدانند
منم یکی از آنها هستم

00:11:23.760 --> 00:11:26.550
قادر خواهیم بود که یک خونواده
بشویم و احساس حمایت کنیم

00:11:26.550 --> 00:11:28.650
بنابراین میتونم خودمو جلو دوربین دلقک کنم

00:11:28.650 --> 00:11:30.000
در حالی که بدونم

00:11:30.000 --> 00:11:31.715
کسی قرار نیست بهم بخندد

00:11:31.826 --> 00:11:34.602
البته من باید صبر کنم تا
برسم خونه بچه هام بهم بخندن

00:11:37.995 --> 00:11:41.528
استفاده از ساختار برای حمایت از آژادی

00:11:42.594 --> 00:11:44.260
کارگردان فیلم نِل، مایکل اپتد است

00:11:44.260 --> 00:11:45.490
که واقعا فوق العاده است

00:11:45.490 --> 00:11:48.700
چیزی که او بیشتر از هر کس دیگه میداند

00:11:48.700 --> 00:11:49.945
(ژانر) مستند است

00:11:50.396 --> 00:11:53.911
مستند خیلی معروف سون آپ را ساخته است

00:11:54.255 --> 00:11:56.950
مایکل میداند که چگونه وقتی که باید

00:11:56.975 --> 00:11:59.510
زمانی که لازم است کنار ایستاد
و گذاشت بازیگر کارش را بکند

00:11:59.535 --> 00:12:02.266
اما در عین حال میداند که
چگونه همکاری و حمایت کند

00:12:02.298 --> 00:12:05.538
و این چیزی است که من واقعا ازش یاد گرفتم

00:12:05.660 --> 00:12:08.457
او به من اجازه داد تا
خودم کاراکتر را آماده کنم

00:12:09.010 --> 00:12:12.370
 با هم گفت و گوهایی داشتیم
ولی او کسیه که یک بار دیگه بگم

00:12:12.370 --> 00:12:14.120
 که به حریم تجاوز نمیکند

00:12:14.120 --> 00:12:15.550
یک مستندساز بالذاته است

00:12:15.550 --> 00:12:19.330
بنابراین اجازه داد خودم به
تنهایی کاراکتر را کشف کنم

00:12:19.330 --> 00:12:23.530
کاراکترسازی نِل واقعا مثال خوبی

00:12:23.530 --> 00:12:29.350
از الزامِ داشتن یک ساختار واضح به منظور

00:12:29.375 --> 00:12:32.089
حمایت از آزادی کامله

00:12:32.170 --> 00:12:34.240
فیلمنامه به شکلی نوشته شده بود

00:12:34.240 --> 00:12:38.260
که دلایل و واقعیات واضحی برای صحبت کردنش

00:12:38.260 --> 00:12:40.720
زبانش،آهنگ سخنش

00:12:40.720 --> 00:12:42.730
و نحوه حرکتش وجود داشت

00:12:42.730 --> 00:12:44.710
هرچیزی دلیلی داشت

00:12:44.710 --> 00:12:47.470
...ولی ما مجبور بودیم که فراهم کنیم

00:12:47.470 --> 00:12:49.450
ولی ما می بایست ازش سر در میاوردیم

00:12:49.450 --> 00:12:54.340
و به عنوان یک بازیگر،مقدار زیادی
از کارم در زمان آماده سازی بود

00:12:54.340 --> 00:12:56.900
و در این مورد،من این را دریافتم

00:12:56.900 --> 00:13:00.000
وقتی که به سمت بیرون حرکت میکنم و نفس میکشم

00:13:00.220 --> 00:13:04.039
و بعدش تلاش میکنم که یک
نفر را تا جایی که میتوانم به عقب بکشم

00:13:04.115 --> 00:13:06.490
کسی که نزدیک ترین فرد به من است

00:13:06.490 --> 00:13:08.890
و من فکر میکردم هیچ وقت ترکم نمیکند

00:13:08.890 --> 00:13:15.400
ولی کرد،بنابراین این ایده
ی عطش و عطش و تلاش

00:13:15.400 --> 00:13:17.670
برای خواندن این روح

00:13:17.670 --> 00:13:19.170
که آن قرار نیست بیاد ولی من قرار است

00:13:19.170 --> 00:13:22.390
که تلاش کنم و دوباره با حرف زدن و حرکات

00:13:22.390 --> 00:13:23.890
او را برگردانم

00:13:23.890 --> 00:13:26.414
هربار که من این را انجام
میدادم،من در مرکز کاراکتر بودم

00:13:26.414 --> 00:13:27.580
و میدونستم دارم چیکار میکنم

00:13:27.580 --> 00:13:30.000
و میدونستم که کجا هستم و برانگیخته بودم

00:13:31.889 --> 00:13:34.169
 میتوانید این را در هر کاراکتری پیدا کنید

00:13:34.240 --> 00:13:36.426
بنظرم فقط باید همخوانی را پیدا کنید

00:13:36.451 --> 00:13:38.530
باید همخوانی شخصی را پیدا کنید،چیزی

00:13:38.530 --> 00:13:42.380
که شما را برمی انگیزاند،آن
ایده آن ایده ی احساسی

00:13:42.380 --> 00:13:42.880
که شما را تحریک میکند

00:13:42.880 --> 00:13:44.890
و این همان چیزی است که شما
را هر روز به سر صحنه می آورد

00:13:44.890 --> 00:13:48.100
این همان چیزی است که به شما اجازه میدهد

00:13:48.100 --> 00:13:52.219
در قبرستانی که مادربزرگتان
قرار است خاک شده باشد

00:13:52.244 --> 00:13:55.114
درحالی که به واقع یک
گروه 125 نفره دورتان هستند

00:13:55.114 --> 00:13:57.574
اگه بتوانید روی چیزی که
شما را برمی انگیزاند تمرکز کنید

00:13:57.599 --> 00:13:59.166
که با شخص خودتان همخوانی دارد

00:13:59.191 --> 00:13:59.970
همیشه راه خود را پیدا خواهید کرد

00:14:03.040 --> 00:14:07.105
خلق محیطی حمایت‌گر

00:14:07.570 --> 00:14:09.100
بنظرم بهترین راه برای یک فیلمساز

00:14:09.100 --> 00:14:12.040
برای خلق محیطی حمایت‌گر

00:14:12.040 --> 00:14:17.590
این است که یک کاری کند که
بازیگران فکر کنند که با آنها در کار هستند

00:14:17.590 --> 00:14:20.320
که مثلا اگه یک بازیگر
قرار است از یک صخره بپرد

00:14:20.320 --> 00:14:22.330
کارگردان هم از آن صخره خواهد پرید

00:14:22.330 --> 00:14:25.164
اگه بازیگر قرار است لخت در یک حموم بایستد

00:14:25.164 --> 00:14:27.580
میدونی،کارگردان هم قرار
است لباسش را دربیاورد

00:14:27.580 --> 00:14:30.000
این فقط یک قیاس نسبی است

00:14:30.000 --> 00:14:32.170
بنظرم بازیگر نیاز دارد

00:14:32.170 --> 00:14:33.484
احساس کند که تنها نیست

00:14:33.484 --> 00:14:34.900
و آنها نیاز دارند که احساس کنند

00:14:34.900 --> 00:14:38.010
!یک نیروی راهبر وجود دارد که دوستشان دارد

00:14:38.010 --> 00:14:42.160
میدونید،فکر میکنم به همین دلیل است که
ارتباط بین کارگردان و بازیگر

00:14:42.160 --> 00:14:45.050
همیشه مثل رابطه ی بچه با پدرمادرش است

00:14:45.050 --> 00:14:48.060
و من میدونم طی این سال ها

00:14:48.060 --> 00:14:51.144
آن احترامی که من برای کارگردانان قائل بودم

00:14:51.270 --> 00:14:53.020
کارگردانایی که با آنها کار کرده‌ام

00:14:53.200 --> 00:14:56.350
این احساس را به من میداد
که آنها مثل پدرمادر بودند

00:14:56.350 --> 00:14:59.446
در مورد من،اکثرا آن کارگردانان مرد بوده اند

00:14:59.541 --> 00:15:01.831
من فقط یک فیلم با
کارگردان زن داشته‌ام متاسفانه

00:15:02.290 --> 00:15:05.770
البته میدونم به زودی تغییر
میکند،ولی من پدر نداشتم

00:15:05.770 --> 00:15:08.560
بنابراین رابطه من با کارگردانان

00:15:08.560 --> 00:15:13.480
خیلی زیاد در این باره بود که
از آنها می خواستم بهم احترام بزارند

00:15:13.480 --> 00:15:16.570
از آنها می خواستم بهم
اهمیت بدهند،از آنها می خواستم

00:15:16.570 --> 00:15:18.020
که احساس حمایت به وسیلشون بهم دست بدهد

00:15:18.020 --> 00:15:22.410
و این جایی بود که باید این احساس را میگرفتم

00:15:22.410 --> 00:15:28.595
به همین دلیل است که احساس میکنم
باید در خدمت دیدگاه کارگردان باشم

00:15:28.620 --> 00:15:30.876
همانطور که یک بچه در
خدمت دیدگاه های پدرمادرش است

00:15:32.422 --> 00:15:37.123
مستقیما با ترس‌هایتان روبرو شوید

00:15:38.293 --> 00:15:42.333
بنظرم،میدونی من همیشه میگم

00:15:42.358 --> 00:15:44.768
من به دنیا نیومدم که بازیگر بشوم

00:15:44.922 --> 00:15:47.155
فقط یک شغل خانوادگی بود واقعا

00:15:47.180 --> 00:15:49.180
چیزی بود که وقتی سه سالم بود افتادم داخلش

00:15:49.180 --> 00:15:51.280
بنظرم اگه بهم حق انتخاب میدادند

00:15:51.280 --> 00:15:55.480
شاید یک وکیل یا یک دکتر یا یک استاد میشدم

00:15:55.480 --> 00:15:56.920
ولی ندادند

00:15:56.920 --> 00:15:57.970
من یک بازیگر بودم

00:15:57.970 --> 00:16:00.000
و این به این معنا بود که وقتی 12 سالم شد

00:16:00.000 --> 00:16:01.600
ده هزار ساعت کار

00:16:01.600 --> 00:16:03.370
را در برنامم داشتم

00:16:03.370 --> 00:16:08.440
و قادر بودم تا آن تجربه روانیِ پذیرا بودن

00:16:08.440 --> 00:16:11.890
و خلاقیت که شاید

00:16:11.890 --> 00:16:14.580
(اگه بازیگر نمیشدم) به
طور طبیعی بهم نمی رسید را داشته باشم

00:16:14.580 --> 00:16:17.340
این یک هدیه بود

00:16:17.340 --> 00:16:20.910
ولی مشکل این است که من زیاد ایمان ندارم

00:16:20.910 --> 00:16:24.480
من به هیچ چیزی به جز ذهنم ایمان نداشتم

00:16:24.480 --> 00:16:26.700
و با نِل چیزی که فهمیدم این بود که

00:16:26.700 --> 00:16:28.410
من چیزی فراتر از فقط ذهنم بودم

00:16:28.410 --> 00:16:30.000
که من یک موجود

00:16:30.025 --> 00:16:34.301
انباشته تر و احساسی تر بودم

00:16:35.765 --> 00:16:37.600
برای من این به شکلی طبیعی حاصل نمیشود

00:16:37.600 --> 00:16:39.670
این جزء شخصیتم نیست

00:16:39.670 --> 00:16:40.830
من یک متفکرم

00:16:40.830 --> 00:16:45.046
اینکه قادر باشی و این استعداد را
داشته باشی که نقش کسی را بازی کنی

00:16:45.071 --> 00:16:48.995
که بیشتر جنبه احساسی دارد

00:16:49.336 --> 00:16:51.090
میدونی، متحول کننده بود

00:16:51.090 --> 00:16:53.610
در این مورد، ایفای نقش نِل برای من

00:16:53.610 --> 00:16:56.563
شاید به مثابه روبرو
شدن با بزرگترین ترسم بود

00:16:56.649 --> 00:16:59.840
و آن ترس این بود که
من شاید اصلا بازیگر نبودم

00:16:59.865 --> 00:17:02.965
...شاید من فقط

00:17:03.160 --> 00:17:07.225
شاید تنها برای اینکه برایم انتخاب
کرده بودند یک بازیگر خردسال بودم

00:17:08.357 --> 00:17:10.329
این به نظرم برای همه شما درس خوبی است

00:17:10.329 --> 00:17:12.642
که به چیزایی که از آنها میترسید نگاه کنید

00:17:13.240 --> 00:17:15.728
مستقیم با آنها رودررو شوید
احتمالا شکست بخورید

00:17:16.599 --> 00:17:19.180
ولی این تجربه واقعا ارزشش را دارد

00:17:19.180 --> 00:17:22.515
بنظرم در جهت تکامل به عنوان
یک بازیگر کمکتان خواهد کرد

00:17:23.380 --> 00:17:26.669
و کمکتان میکند که به عنوان
یک هنرمند قدم بعدی را بردارید

