WEBVTT

00:00:00.236 --> 00:00:07.324
پنجاه درصد به مخاطب بدهید

00:00:08.171 --> 00:00:12.761
کامیل تئوبالد
خزان رزها

00:00:12.993 --> 00:00:15.604
خزان رزها اثر ویلیام اینج

00:00:24.450 --> 00:00:26.140
اولین روز مدرسه ام رو یادم میاد

00:00:28.062 --> 00:00:29.297
مامان دستم را گرفت

00:00:29.591 --> 00:00:31.846
و من هم یک دسته گل رز دستم بود

00:00:33.402 --> 00:00:34.484
مامان گذاشته بود

00:00:35.453 --> 00:00:36.453
من

00:00:37.136 --> 00:00:38.795
زیباترین رزهای باغ را انتخاب کنم

00:00:38.820 --> 00:00:40.836
و معلم ها بخاطرشون ازم تشکر کردند

00:00:42.659 --> 00:00:43.961
بعد مامان ترکم کرد

00:00:45.873 --> 00:00:50.088
و من یکجورایی احساس ترس کردم
چون تا حالا بدون اون جایی نبودم

00:00:51.032 --> 00:00:53.532
اما بهم گفت که معلم ها تو
مدرسه برام مثل مامان خواهند بود

00:00:55.636 --> 00:00:57.273
و به همون خوبی خودش باهام رفتار میکنند

00:00:57.298 --> 00:01:00.334
پس با بچه های دیگه نشستم پشت میز

00:01:00.669 --> 00:01:03.598
چهره شان برام خیلی عجیب و تازه بود

00:01:04.276 --> 00:01:06.705
و شروع به صحبت با یه
پسربچه اونطرف راهرو کردم

00:01:08.301 --> 00:01:10.523
نمیدونستم که صحبت
کردن خلاف قوانین است

00:01:12.298 --> 00:01:15.322
اما معلم اومد و چنان به صورتم سیلی زد

00:01:15.347 --> 00:01:16.009
که گریه کردم

00:01:16.034 --> 00:01:16.951
و به سمت در دوویدم

00:01:16.976 --> 00:01:19.789
چون میخواستم هر چه
سریعتر برم خونه پیش مامانم

00:01:21.378 --> 00:01:22.378
اما معلم

00:01:22.629 --> 00:01:25.256
دستم را گرفت و کشیدم سمت نیمکتم

00:01:26.400 --> 00:01:29.821
و بهم گفت برای فرار به خانه
و مامانم دیگه دختر بزرگ شدم

00:01:31.285 --> 00:01:33.135
و اینکه باید یاد بگیرم
که تنبیه خودم رو قبل کنم

00:01:36.904 --> 00:01:38.134
با این حال گریه کردم

00:01:40.912 --> 00:01:42.697
به معلم گفتم که گل های رز ام را پس بده

00:01:43.714 --> 00:01:45.047
اما بهم ندادشان

00:01:45.852 --> 00:01:47.503
انگشتش رو جلوم تکان داد

00:01:47.697 --> 00:01:48.697
و گفت

00:01:49.022 --> 00:01:51.227
وقتی هدیه های خوب میدهم

00:01:51.714 --> 00:01:53.754
نباید انتظار پس گرفتنشان را داشته باشم

00:01:59.212 --> 00:02:01.410
به نظرم هیچوفت این درس رو خوب یاد نگرفتم

00:02:05.389 --> 00:02:07.325
خیلی چیزها هست که هنوز میخوام پس بگیرم

00:02:18.676 --> 00:02:19.153
ممنون

00:02:24.619 --> 00:02:26.309
چرا دارد این داستان را تعریف میکند؟

00:02:26.334 --> 00:02:28.304
و برای که دارد داستان را تعریف میکند؟

00:02:29.001 --> 00:02:30.901
دارد داستان را برای

00:02:31.253 --> 00:02:34.769
زنی که وقتی که کودک بوده است به
نوعی به مادرش تبدیل شده است تعریف میکند

00:02:35.070 --> 00:02:38.038
به نظر مونولوگ خوب و شیرینی می آید

00:02:39.065 --> 00:02:40.454
اما به نظر میرسد چالشی درش نیست

00:02:41.032 --> 00:02:44.802
و تنها چالش این است که آیا برای احساسی
شدن در آخر به نقطه مد نظر میرسید یا خیر

00:02:44.827 --> 00:02:48.038
احساس میشود که این به نوعی سیر شما است

00:02:48.547 --> 00:02:51.230
من احساس میکنم که چالش
ها باید خیلی سنگین تر باشند

00:02:51.691 --> 00:02:53.405
بنابراین دارم فکر میکنم که آیا میشود

00:02:53.563 --> 00:02:55.265
شاید جایی در اینجاها

00:02:55.290 --> 00:02:57.079
شما تبدیل به معلمی شوید

00:02:57.416 --> 00:02:59.551
که به صورتتان سیلی زده است

00:02:59.841 --> 00:03:01.626
شما تبدیل به آن شخص شده اید

00:03:01.887 --> 00:03:03.793
و به همین خاطر داستان را تعریف میکنید

00:03:05.326 --> 00:03:07.849
شما کسی هستید که میتواند
به صورت یک بچه سیلی بزند

00:03:08.317 --> 00:03:09.985
و انگشتتان را جلویشان تکان دهید

00:03:10.453 --> 00:03:10.907
و بگویید

00:03:10.932 --> 00:03:11.606
دیالوگ چی بود؟

00:03:11.631 --> 00:03:15.191
چیزهایی که میدی رو پس نمیتونی بگیری

00:03:15.564 --> 00:03:19.872
به نظرم یه جورایی
موضوع این قطعه این است

00:03:20.068 --> 00:03:21.607
به نظرم از لحاظ تمثیلی

00:03:22.054 --> 00:03:23.205
که او

00:03:24.826 --> 00:03:27.350
از آنچه شده است صحبت میکند

00:03:28.356 --> 00:03:33.602
و این کار را با مثال آوردن از
بدترین خاطره دوران کودکی اش میکند

00:03:34.358 --> 00:03:37.772
بنابراین مونولوگ را کاملا متفاوت شروع کن

00:03:37.971 --> 00:03:38.194
باشه

00:03:38.467 --> 00:03:41.148
مونولوگ را با خشمی شذیذ شروع کن

00:03:42.135 --> 00:03:44.912
این یک داستان لذت بخش
نیست که به خاطر می آوری

00:03:45.082 --> 00:03:46.565
خاطره ای در مورد گل های زیبا نیست

00:03:46.750 --> 00:03:48.234
میخواهم فشار بیاوری و فشار بیاوری

00:03:48.988 --> 00:03:51.805
این مونولوگ را به شکلی که
هرگز انجام نداده ای، انجام بده

00:03:51.989 --> 00:03:54.131
به شکلی که حتی فکرش
را هم نمیکردی انجام بشود

00:03:54.854 --> 00:03:56.407
این زن عصبانی است

00:03:59.942 --> 00:04:02.719
اولین روز مدرسه ام رو یادم میاد

00:04:03.919 --> 00:04:05.320
مامان دستم را گرفت

00:04:05.451 --> 00:04:08.448
و من هم یک دسته گل رز دستم بود

00:04:09.005 --> 00:04:10.395
مامان گذاشته بود

00:04:10.420 --> 00:04:13.467
من زیباترین رزهای باغ را انتخاب کنم

00:04:14.605 --> 00:04:16.621
و معلم ها بخاطرشون ازم تشکر کردند

00:04:16.812 --> 00:04:17.241
عالی

00:04:17.273 --> 00:04:19.018
زیباست، میخوام این حالت را نگه داری

00:04:19.193 --> 00:04:20.581
بشین روی دستهای کوفتیت

00:04:25.640 --> 00:04:26.640
و داستان را برایمان تعریف کند

00:04:26.665 --> 00:04:28.208
نمایش نده، تصویر نکن

00:04:28.367 --> 00:04:29.367
داستان را برایمان تعریف کن

00:04:29.584 --> 00:04:30.714
از همانجایی که بودی، شروع کن

00:04:32.737 --> 00:04:33.986
بعد مامان ترکم کرد

00:04:36.446 --> 00:04:39.862
و من یکجورایی احساس ترس کردم
چون تا حالا بدون اون جایی نبودم

00:04:40.721 --> 00:04:43.221
اما بهم گفت که معلم ها تو
مدرسه برام مثل مامان خواهند بود

00:04:43.246 --> 00:04:45.230
و به همون خوبی خودش باهام رفتار میکنند

00:04:46.627 --> 00:04:48.204
پس با بچه های دیگه نشستم پشت میز

00:04:48.617 --> 00:04:51.208
چهره شان برام خیلی عجیب و تازه بود

00:04:51.623 --> 00:04:54.464
و شروع به صحبت با یه
پسربچه اونطرف راهرو کردم

00:04:55.649 --> 00:04:57.871
نمیدونستم که صحبت
کردن خلاف قوانین است

00:05:00.612 --> 00:05:03.636
اما معلم اومد و چنان به صورتم سیلی زد

00:05:03.661 --> 00:05:04.323
که گریه کردم

00:05:04.348 --> 00:05:05.265
و فرار کردم

00:05:05.386 --> 00:05:06.648
به سمت در فرار کردم

00:05:06.994 --> 00:05:09.104
هرچه سریعتر، چون
میخواستم برم خونه پیش مامانم

00:05:09.180 --> 00:05:10.593
خوب حالا بیاید الان توقف کنیم

00:05:10.618 --> 00:05:11.433
چون این خیلی جالب است

00:05:11.458 --> 00:05:13.880
بهمان بگو تو چه احساسی داری

00:05:14.191 --> 00:05:15.794
پیش از اینکه بگویم من چه احساسی دارم

00:05:16.672 --> 00:05:19.165
من احساس تضاد میکنم

00:05:19.190 --> 00:05:20.053
عالی، عالی

00:05:20.078 --> 00:05:21.177
تا حالا در زندگی همچنین حسی داشتی؟

00:05:21.202 --> 00:05:21.660
بله

00:05:21.685 --> 00:05:22.472
عالی

00:05:22.497 --> 00:05:25.059
این یکی از کلیدی ترین چیزهای بازیگری است

00:05:25.504 --> 00:05:27.472
توانایی متناقض بودن

00:05:27.584 --> 00:05:27.824
بله

00:05:28.153 --> 00:05:29.358
چرا این مونولوگ را کار میکنی؟

00:05:30.218 --> 00:05:31.687
این سوالی است که از مردم میپرسم

00:05:31.852 --> 00:05:34.433
وقتی که فکر میکنم که شما مونولوگی
مناسب خودتان را انجام نمیدهید

00:05:34.871 --> 00:05:38.214
چراکه این بدین معناست که اگر ما
چیزی که قلبمان میخواهد را دنبال نکنیم

00:05:39.531 --> 00:05:40.705
اگر نگوییم که

00:05:40.856 --> 00:05:42.983
گورباباش، من میخواهم

00:05:43.249 --> 00:05:45.733
کاری را کار کنم که فکر
میکنم نیاز است که انجام دهم

00:05:46.382 --> 00:05:48.062
من نیاز دارم که این کلمات را بگویم

00:05:48.087 --> 00:05:50.420
نیاز دارم که این کاراکتر را تجربه کنم

00:05:50.445 --> 00:05:52.495
من نیاز دارم که این کار
را برای خودم انجام دهم

00:05:53.495 --> 00:05:56.091
چون که خدا میداند بسیاری
اوقات ما همچنین گزینه ای نداریم

00:05:56.116 --> 00:05:59.493
و وقتی هم که این حق را
داریم میرویم سراغ این چیزها

00:06:00.832 --> 00:06:01.419
هرچی

00:06:02.528 --> 00:06:03.827
بنابراین برایم جالب است که

00:06:03.852 --> 00:06:04.852
که شما این قطعه را انتخاب کردید

00:06:04.877 --> 00:06:07.340
و برایم جالب است که قطعه
را به شکلی کار کردید که

00:06:07.775 --> 00:06:09.251
به شکل عجیبی هیچ چالشی ندارد

00:06:09.276 --> 00:06:10.597
و به شکل عجیبی هیچ...

00:06:11.445 --> 00:06:13.420
و منظورم این است که

00:06:13.630 --> 00:06:16.066
کافی نیست که ما یک قطعه را کار کنیم

00:06:16.781 --> 00:06:18.835
که در آن کل موضوع
این باشد که اگر در آخر

00:06:18.860 --> 00:06:21.162
احساساتی شدیم نشان دهد
که چه بازیگر خوبی هستیم

00:06:21.832 --> 00:06:23.498
برای من اهمیتی ندارد که
در آخر احساساتی شوید یا خیر

00:06:23.523 --> 00:06:25.611
برای من اهمیتی ندارد که حتی
من در آخر احساساتی شوم یا خیر

00:06:26.913 --> 00:06:29.257
و در واقغ چیزی که نه بار
از هر ده بار جالب تر است

00:06:29.376 --> 00:06:30.642
این است که بازیگران را ببینیم که ...

00:06:30.961 --> 00:06:33.483
این را از برخی از بهترین
ایفای نقش های تاریخ میدانیم

00:06:33.618 --> 00:06:37.521
این است که بازیگر روی یک بشکه دینامیت

00:06:38.050 --> 00:06:41.114
یا احساساتی نشسته است،
که هیچگاه آن را آزاد نمیکنند

00:06:41.616 --> 00:06:43.465
به معنای واقعی کلمه آن

00:06:44.002 --> 00:06:47.518
آن نقطه پرتگاهی است که انسان فکر
میکند آیا به سوی دیگر می افتد یا خیر

00:06:47.903 --> 00:06:52.482
و یکی از دلایل دیگری که این در
مشاهده آثار بزرگ بسیار جالب است

00:06:53.360 --> 00:06:55.804
این است که این باعث
میشود ما به سمت آن ها برویم

00:06:56.344 --> 00:06:58.990
ما اینگونه 50 درصد کار را میکنیم

00:06:59.292 --> 00:07:02.105
بجای اینکه تمام کار را به آن ها بدهیم

00:07:02.130 --> 00:07:05.172
این یکی از آن دروس بزرگ برای آموختن است

00:07:05.576 --> 00:07:07.513
که چگونه احساسات را در خود حفظ کنیم

00:07:10.683 --> 00:07:14.047
و مخاطب میخواهد که
به آنجا بروید، اما نمیروید

00:07:14.397 --> 00:07:15.397
نمیروید

00:07:15.422 --> 00:07:16.664
این را به مخاطب نمیدهید

00:07:17.583 --> 00:07:19.249
یک داستان کوتاهی را برایتان تعریف میکنم

00:07:19.364 --> 00:07:21.189
چراکه به شکلی عجیبی نشان میدهد

00:07:21.351 --> 00:07:22.723
مخاطب چه میخواهد

00:07:23.306 --> 00:07:25.069
کی فیلم «بچه رزماری» را دیده است؟

00:07:26.311 --> 00:07:29.432
خوب شما اگر «بچه رزماری» را ندیده اید
ارزش دیدنش را دارد

00:07:30.390 --> 00:07:32.100
فیلمی با بازی میا فارو است

00:07:32.125 --> 00:07:34.354
و بازیگر زن فوق العاده ای به نام روث گوردون

00:07:34.379 --> 00:07:35.930
روث گوردن نمایشنامه نویس بوده است

00:07:36.658 --> 00:07:38.500
و همسرش گارسون کینن

00:07:38.586 --> 00:07:39.807
نمایشنامه های بسیاری را نوشته اند

00:07:39.856 --> 00:07:41.575
در واقع فیلمنامه های بسیاری

00:07:41.793 --> 00:07:43.190
برای کاترین هپرون بزرگ نوشته اند

00:07:43.544 --> 00:07:44.879
فیلم های اسپنسی تریسی

00:07:44.896 --> 00:07:45.386
اما

00:07:45.577 --> 00:07:47.317
 در این فیلم

00:07:47.727 --> 00:07:50.143
او (روث گوردون) یکی از
نقش های اصلی را بازی میکند

00:07:50.168 --> 00:07:52.758
در واقع برنده اسکار
بازیگر نقش مکمل زن را شد

00:07:53.045 --> 00:07:55.248
 یک صحنه ای در فیلم است

00:07:55.273 --> 00:07:58.336
که دارد در اتاق خواب با تلفن صحبت میکند

00:07:59.329 --> 00:08:00.660
و بیلی فرکر

00:08:00.685 --> 00:08:02.851
که فیلمبردار این فیلم بوده
است داستانش را وقنی که در

00:08:02.876 --> 00:08:04.959
کاری تلوزیونی من را
کارگردانی میکرد برایم تعریف کرد

00:08:05.650 --> 00:08:08.491
گفت، خوب صبخ بود و
من داشتم نما را تنظیم میکردم

00:08:08.516 --> 00:08:11.085
و یک نمایی از روث بود

00:08:11.476 --> 00:08:13.347
که روی تخت نشسته بود و میشد آباژور را دید

00:08:13.697 --> 00:08:15.801
و تلفن و پشتش به ما بود

00:08:15.826 --> 00:08:16.659
روی تخت بود

00:08:16.684 --> 00:08:17.684
و نما از قاب در بود

00:08:18.633 --> 00:08:20.165
و او میگوید رومن پولانسکی

00:08:20.337 --> 00:08:22.487
پس از اینکه دوربین را
تنظیم کردم آمد روی صحنه

00:08:22.675 --> 00:08:24.174
پولانسکی از لنز دوربین نگاه کرد و گفت

00:08:24.519 --> 00:08:25.789
نه، درست نیست

00:08:25.891 --> 00:08:27.567
به این سمت ببرش

00:08:28.187 --> 00:08:29.711
و ما دوربین را به آن سمت بردیم

00:08:29.822 --> 00:08:31.484
و گفت نه، ببریدش این سمت

00:08:31.532 --> 00:08:32.532
و ما دوربین را به آن سمت بردیم

00:08:32.557 --> 00:08:33.692
نه، ببریدش این سمت

00:08:33.937 --> 00:08:35.300
دوربین را حرکت داریم و گفت، حالا

00:08:36.058 --> 00:08:39.170
فقط میشد یک بخشی از روث گوردون را دید

00:08:39.195 --> 00:08:40.417
دیگر نمیشد تلفن را دید

00:08:40.442 --> 00:08:41.238
آباژور را نمیشد دید

00:08:41.263 --> 00:08:42.433
میز را نمیشد دید

00:08:43.261 --> 00:08:46.054
و تنها میشد قطعه ای از
او را از طریق قاب در دید

00:08:46.698 --> 00:08:47.880
و من گفتم رومن

00:08:48.739 --> 00:08:50.700
بهم گفتی که میخواهی ببینی
دارد با تلفن صحبت میکند

00:08:50.725 --> 00:08:52.014
گفت، اره، نه این درسته

00:08:54.056 --> 00:08:57.216
گفت تا زمان اولین پیش نمایش فیلم متوجه نشدم

00:08:57.543 --> 00:09:00.389
در ردیف آخر سالن ایستاده
بودم و فیلم داشت پخش میشد

00:09:00.675 --> 00:09:01.976
و آن صحنه شروع شد

00:09:02.159 --> 00:09:04.278
و کل تماشاگران اینطوری شدند

00:09:06.370 --> 00:09:08.045
و سعی میکردند از آن طرف در نگاه کنند

00:09:08.483 --> 00:09:09.879
چون میخواستند ببینند

00:09:10.697 --> 00:09:12.254
این مثال فوق العاده ای

00:09:12.452 --> 00:09:14.157
از این است که گاهی

00:09:14.540 --> 00:09:15.833
این وضوح نیست

00:09:15.858 --> 00:09:20.277
گاهی خودداری کردن و ندادن
چیزی که مخاطب می خواهد است

00:09:20.769 --> 00:09:22.308
که باعث میشود که بیشتر بخواهندش

