WEBVTT

00:00:02.507 --> 00:00:05.864
تفکیک انتخاب های بصری :
فیلم سگ آبی

00:00:06.440 --> 00:00:09.259
خوب توانستیم استوری
بورد فیلم سگ آبی را پیدا کنیم

00:00:09.284 --> 00:00:13.789
که شکر خدا یک طراح خیلی
بهتری از من انجامش داده است

00:00:14.630 --> 00:00:16.129
خواهید دید که چگونه ما

00:00:16.154 --> 00:00:19.620
یک صحنه ی خیلی مشکل که باهاش
سر و کار داشتیم را ساختاربندی میکنیم

00:00:19.620 --> 00:00:22.422
این صحنه ایه که "والتر" اقدام
به خودکشی میکند

00:00:22.422 --> 00:00:23.630
یک شب مستی را گذرانده است

00:00:23.630 --> 00:00:24.410
کاملا غمگین است

00:00:24.410 --> 00:00:27.325
افسرده است و تصمیم میگیرد که خودش را

00:00:27.350 --> 00:00:30.878
با حلق آویز کردن به میله
ی پرده حمام خود را بکشد

00:00:31.610 --> 00:00:32.960
که حتی نمیتواند همین کار را هم بکند

00:00:32.960 --> 00:00:35.240
و میله ی پرده کنده میشود

00:00:35.240 --> 00:00:36.770
و خودشم تو وان میافتد

00:00:36.770 --> 00:00:40.790
بعد میله ی پرده را با خودش تا بالکن میکشد

00:00:40.790 --> 00:00:44.510
میبینیم که هنوز عروسکی را به دستش دارد

00:00:44.510 --> 00:00:46.760
که  فراموشش کرده است

00:00:46.760 --> 00:00:50.450
میله ی پرده را با
خودش تا بالکن میکشد

00:00:50.450 --> 00:00:53.180
و میره بالای لبه‌ی بالکن

00:00:53.180 --> 00:00:56.150
 به زندگیش فکر میکند و در همان آن لحظه

00:00:56.150 --> 00:00:57.830
که میخواهد همه چیز را به باد دهد

00:00:57.830 --> 00:00:59.915
و آخرش خود را بکشد

00:00:59.940 --> 00:01:06.050
عروسک سگ‌‌آبی یکهو می
پره تو صورتش و میگوید:اوی

00:01:06.075 --> 00:01:10.575
و حیرت از این موضوع تعادلش
را بهم میزند و پرت میشود عقب

00:01:10.610 --> 00:01:13.670
البته با بدلکاری به عقب می افتد

00:01:13.670 --> 00:01:16.340
که میخورد به تلویزیون که

00:01:16.340 --> 00:01:19.270
می افتد روی سرش و بیهوشش میکند

00:02:42.350 --> 00:02:44.960
لازم بود که این صحنه را
استوری بورد کنیم چون که

00:02:44.960 --> 00:02:50.990
شامل یک مردی میشد که از میله ی پرده خود
را حلق آویز کرده است، می افتد در وان حمام

00:02:50.990 --> 00:02:52.910
میله ی پرده را با خودش میکشید

00:02:52.910 --> 00:02:54.530
روی لبه ی بالکن هتل میایستد که

00:02:54.530 --> 00:02:57.440
قطعا خطرناک است، به عقب میافتاد

00:02:57.440 --> 00:02:59.974
و یک تلویزیون بزرگ روی سرش فرود می آید

00:03:00.320 --> 00:03:02.019
لازم بود که ما مشخصا خیلی

00:03:02.044 --> 00:03:03.585
در رابطه با اینکه این صحنه چطور قرار بود

00:03:03.610 --> 00:03:04.991
انجام شده و چطور کات
بخورد، دقت به خرج میدادیم

00:03:05.759 --> 00:03:07.555
مسلما برای ایمنی بازیگر

00:03:07.580 --> 00:03:09.320
ولی مهم تر از این برای اینکه

00:03:09.320 --> 00:03:11.030
ضرب داستان را به صورت تا حد امکان

00:03:11.030 --> 00:03:13.460
به شکلی اقتصادی، روایت کنیم

00:03:13.460 --> 00:03:15.320
خوب استوری بوردم را بردارم

00:03:23.290 --> 00:03:29.110
همانطور که می بینید،استوری
بورد با میله ی پرده شروع میشود و

00:03:29.135 --> 00:03:32.080
و او که دارد کراوات را بهش گره میزند

00:03:32.080 --> 00:03:35.505
بعد می آییم پایین به تصویر کناری والتر

00:03:36.250 --> 00:03:39.550
بعد من دوست دارم یکهو بریم به یک قاب باز

00:03:39.550 --> 00:03:43.360
و فیلم با یک نسبت آنامورفیک(تغییر
شکل دهنده) گرفته شد

00:03:43.360 --> 00:03:46.000
یک جورایی یک تصویر
بازتر با کمک لنزهای آنامورفیک

00:03:46.000 --> 00:03:51.931
عالی که اجازه میدهد تا تصویری نقاشی‌گون

00:03:51.956 --> 00:03:54.400
از این مرد غمگین که در
وان حمام با کراواتی آویخته

00:03:54.400 --> 00:03:56.700
به گردنش ایستاده را داشته باشید

00:03:56.700 --> 00:04:00.213
یک تصویر بسیار غمناک با یک
عالمه فضای منفی در هر دو سمت

00:04:01.240 --> 00:04:04.090
والتر به بالا قدم برمیدارد، بنابراین
ما می بینیم که پاهایش را روی

00:04:04.090 --> 00:04:07.930
وان حمام میذارد

00:04:07.930 --> 00:04:13.720
و بعد یک کم میایم بالا از پاهایش و

00:04:13.720 --> 00:04:16.304
می بینیم که در شرف حلق آویز شدن است

00:04:17.170 --> 00:04:22.254
بعد به سمت روبرو کات میدیم که
دارد گره(کراوات) را سفت میکند

00:04:22.394 --> 00:04:25.240
برای من مهم بود که این
چند قطعه را اضافه کنم

00:04:25.240 --> 00:04:28.540
که نه فقط با یک صحنه
ی کاملا باز جلو برود

00:04:28.540 --> 00:04:29.920
یک نمای باز منفرد

00:04:29.945 --> 00:04:33.285
ما باید متوجه این بشویم که این
مرد قرار است مرتکب خودکشی بشود

00:04:33.340 --> 00:04:34.700
و این برایش دردناک است

00:04:34.776 --> 00:04:36.490
مهم است که این را در صورتش ببینیم

00:04:36.490 --> 00:04:38.350
 ببینیم که شوریده هست

00:04:38.350 --> 00:04:41.680
یکی از مواردی که در این
سکانس باید بهش توجه میشد

00:04:41.680 --> 00:04:45.800
این است که این فیلم یک
جورایی کمدی سیاه است

00:04:45.800 --> 00:04:48.450
عناصر نامتعارف طنز تلخ درش است

00:04:48.475 --> 00:04:51.765
بنابراین بله،این یک فیلم غم
انگیز درباره کسیه که تلاش دارد

00:04:51.790 --> 00:04:53.110
خود را بکشد

00:04:53.110 --> 00:04:54.975
ولی یک قسمت های نامتعارفی درش داریم

00:04:54.975 --> 00:04:57.100
بنابراین نمی خواهیم که عمل خودکشی یک جورایی

00:04:57.100 --> 00:05:00.438
خییییلی نمایشی یا خیلی ملودرام

00:05:00.463 --> 00:05:03.790
یا خیلی متمایل به درام
باشد که نتوانیم به آن

00:05:03.790 --> 00:05:05.992
یک ذره طنز تلخ نامتعارف برگردیم

00:05:06.047 --> 00:05:08.830
بنابراین شما یک کوچولو و قسمتایی
از مزاح تلخ نامتعارف خواهید دید

00:05:08.830 --> 00:05:09.740
که اینجا وارد میشود

00:05:12.880 --> 00:05:18.280
میرویم سراغ پاهایش و نگاهی میندازیم
به انتخابی که قرار است انجام بدهد

00:05:18.280 --> 00:05:20.500
این پاها همان انتخابی است که میکند

00:05:20.500 --> 00:05:23.650
آیا از این لبه پاهایم را ول می کنم یا نه؟

00:05:23.650 --> 00:05:26.320
این مارا قادر میسازد که یک
کلوزآپ خیلی نزدیک را بگیریم

00:05:26.320 --> 00:05:30.765
بنابراین این یک انتقال از یک کلوزآپ متوسط

00:05:30.790 --> 00:05:32.080
جایی که کراوات را داریم

00:05:32.080 --> 00:05:34.117
در غیر این صورت اگه
خیلی نزدیک بود نمی دیدیم

00:05:34.623 --> 00:05:36.609
ما یک انتقال از پاهایش هم داریم

00:05:36.960 --> 00:05:41.089
که ما را قادر می کند
به والتر نزدیک تر بشویم

00:05:41.440 --> 00:05:43.902
من می خواستم این انتخاب را در چهره اش ببینم

00:05:43.927 --> 00:05:45.430
به منظور اینکه سرش را از صحنه بکشم بیرون

00:05:45.430 --> 00:05:47.230
می بایست خیلی نزدیک میشدم

00:05:47.230 --> 00:05:49.806
واضحا،من نمی توانم به دار
آویخته شدن یک انسان را نشان بدهم

00:05:51.970 --> 00:05:54.460
نه تنها خشن میشد بلکه بنظرم اصلا

00:05:54.460 --> 00:05:56.350
کمکی به لحنی که ما تلاش داشتیم

00:05:56.350 --> 00:05:57.446
نجام بدیم نمی کردا

00:05:57.471 --> 00:06:00.157
بنابراین این کلوزآپ یک کلوزآپ از کسی است

00:06:00.182 --> 00:06:02.140
و بعد می بینیم که این
انتخاب درحقیقت رخ میدهد

00:06:02.140 --> 00:06:03.670
و خواهیم دید که از صحنه خارج میشود

00:06:05.469 --> 00:06:08.210
مطمئن نیستم وقتی شما سکانس
واقعی را در سینما می بینید

00:06:08.210 --> 00:06:09.959
میفهمید که آیا همه اش را نگه داشتیم یا

00:06:09.959 --> 00:06:11.770
خیلی سریع کات دادیم

00:06:11.770 --> 00:06:15.610
ولی این ما را قادر میسازد که
آن تنِش که قرار است اتفاق بیافتد

00:06:15.610 --> 00:06:22.000
یا وقتی که تصمیمش را می گیره و آن‌ها
فعل و انفعال در ثانیه ای اتفاق می افته را

00:06:22.000 --> 00:06:22.890
داشته باشیم

00:06:22.890 --> 00:06:26.170
بنابراین اولش تا بالا قبل اینکه
انتخابش را بکند خیلی آهسته پیش میرود

00:06:26.170 --> 00:06:28.930
و بعد حین اینکه تصمیم گرفته میشود

00:06:28.930 --> 00:06:30.000
مبدل میشود به یک صحنه خیلی درام تر

00:06:31.419 --> 00:06:37.109
خب این‌ها یک سری کات
خیلی سریع پس از پاهایش و بعد

00:06:37.180 --> 00:06:39.670
به دار آویخته شدن والتر

00:06:39.670 --> 00:06:43.210
ولی میله خیلی سریع شکسته میشود

00:06:43.210 --> 00:06:46.827
بنابراین ما یک نمای ورودی به
این شکستن میله اضافه میکنیم که

00:06:46.852 --> 00:06:50.990
که به ما این امکان را میدهد این
کات ها را سریع تر کنیم و همچنین

00:06:50.990 --> 00:06:53.560
آن حس تقریبا کمدی را
هم ایجاد می کند،درسته؟

00:06:53.560 --> 00:06:55.120
یعنی حتی این کار هم
نمیتواند درست انجام دهد

00:06:55.120 --> 00:06:57.440
حتی نمیتواند به درستی خودکشی کند

00:06:57.440 --> 00:07:00.000
حتی میله پرده حمام میشکند

00:07:00.602 --> 00:07:02.646
وقتی بدن را میبینید

00:07:02.762 --> 00:07:04.840
آویزان است، نماهای بالایی را دارید

00:07:04.840 --> 00:07:06.480
نماهای کج و معوج از بالا

00:07:06.582 --> 00:07:08.542
ما این کار را خیلی در این فیلم انجام میدهیم

00:07:08.567 --> 00:07:11.797
یک نقطه دید ناظر مطلق داریم

00:07:11.890 --> 00:07:15.010
فیلم خیلی اوقات به این
نقطه نظر ناظز مطلق میرود

00:07:15.010 --> 00:07:17.470
که یا خیلی بالاست یا خیلی پایین است

00:07:17.470 --> 00:07:19.180
چون نباید فراموش کنیم که

00:07:19.180 --> 00:07:22.720
این والتر نیست که داستان را
روایت میکند بلکه عروسک است

00:07:22.720 --> 00:07:25.060
بنابراین ابتدای فیلم یک جورایی

00:07:25.060 --> 00:07:29.975
از زبان این ساخته‌ی یک مرد دیوانه است

00:07:30.338 --> 00:07:32.700
از یک عروسک سگ آبی که به لهجه بریتانیایی

00:07:32.700 --> 00:07:34.170
حرف میزند، گفته میشود

00:07:34.382 --> 00:07:35.970
کاراکتر ما بریتانیایی نیست

00:07:35.970 --> 00:07:37.470
این فقط یک ساخته هست

00:07:37.470 --> 00:07:39.540
که بهمون اجازه میدهد
تا آن نامتعارف بودن و

00:07:39.540 --> 00:07:43.722
و یک مقداری آن دوری از
روایت کنندمان را داشته باشیم

00:07:43.813 --> 00:07:47.043
متوجه میشویم که والتر
خود را منفصل کرده است

00:07:47.160 --> 00:07:50.250
و خود را برای اینکه زنده
بماند منفصل کرده است

00:07:50.250 --> 00:07:52.050
و این انفصال ابزار حفظ حیات است

00:07:52.050 --> 00:07:56.511
و عروسک،والتر نیست چیزیست
که والتر دارد بهش تبدیل میشود

00:07:58.980 --> 00:08:00.905
آخرین نما که خیلی برای من مهم بود

00:08:00.930 --> 00:08:07.380
که من این تصویر کاملا
صاف خنده دار از والتر که

00:08:07.380 --> 00:08:08.400
در نشسته در وان حمام بود

00:08:08.400 --> 00:08:10.294
میله حمام افتاده است

00:08:10.985 --> 00:08:12.905
و در وان حمام در حالی که پاهایش

00:08:12.930 --> 00:08:15.150
با یک ژست لاتی دراز کشیده است

00:08:15.150 --> 00:08:17.610
و قبل اینکه سرش بیاید بالا

00:08:17.610 --> 00:08:21.605
عروسک سگ آبی را میبینیم، انگار

00:08:21.630 --> 00:08:29.375
سگ‌‌آبی دارد یک جورایی
به خارج وان حمام می خزد

00:08:30.270 --> 00:08:33.314
حالا سگ‌‌آبی همیشه روی دست چپش است

00:08:33.362 --> 00:08:35.966
بنابراین یک کم اینجا کار لازم بود

00:08:36.000 --> 00:08:38.208
چون شما معمولا با دست
راست اشیا را می گیرید

00:08:38.208 --> 00:08:39.610
ولی ما نمی توانستیم این کار را بکنیم

00:08:39.610 --> 00:08:44.281
بنابراین مجبور بودیم یک راهی
پیدا کنیم که این دست چپ بیاد بالا

00:08:44.281 --> 00:08:45.780
وقتی شما این استوری بورد ها را انجام میدید

00:08:45.780 --> 00:08:48.210
شما همیشه باید تمام این
جزئیات منطقی را که نمی تونید

00:08:48.210 --> 00:08:50.550
تغییر بدهید را مد نظر قرار بدهید

00:08:50.550 --> 00:08:53.280
عروسک سگ‌‌آبی همیشه روی دست چپش است

00:08:53.280 --> 00:08:56.590
اگه ما از این مسیر نگاه کنیم

00:08:56.590 --> 00:09:00.000
مثلا از این نقطه مقابل داریم نگاه می کنیم

00:09:00.090 --> 00:09:02.220
وقتی که داریم این کار را انجام میدهیم

00:09:02.220 --> 00:09:04.110
ممکنه که فقط پشت سر سگ‌‌آبی را نگاه کنیم

00:09:04.110 --> 00:09:06.990
بنابراین ما همیشه این چیز
ها را مد نظر قرار میدهیم

00:09:06.990 --> 00:09:08.670
که می دونی،مثلا وسایل صحنه کجا قرار دارند؟

00:09:08.670 --> 00:09:10.050
جای درستشان کجاست؟

00:09:10.050 --> 00:09:11.670
کدام سمت دوربین را برای پوشش دهی

00:09:11.670 --> 00:09:13.504
و برای هرچه بهتر وارد شدن به قضیه

00:09:13.529 --> 00:09:16.919
قرار است استفاده کنیم؟

00:09:17.100 --> 00:09:18.870
در این فیلم،ما دائما

00:09:18.870 --> 00:09:20.790
درگیر رابطه ی والتر

00:09:20.790 --> 00:09:22.290
با عروسک روی دستش هستیم

00:09:22.290 --> 00:09:25.140
این نما باز نه تنها به شما اجازه
میدهد که (با آرامش)عقب باایستید و

00:09:25.140 --> 00:09:29.640
و نفس بکشید و یک جورایی یک دید بالینی

00:09:29.665 --> 00:09:30.785
به قضیه داشته باشید

00:09:31.018 --> 00:09:34.698
بلکه به شما یادآوری می کند که
این(صحنه) اندکی کمدی هم هست

00:09:34.800 --> 00:09:37.170
صحنه ادامه پیدا می کند

00:09:37.170 --> 00:09:39.450
پس از این که وان حمام را ترک میکنیم

00:09:39.450 --> 00:09:42.390
یک کات بامزه،یک کات سریع وجود دارد

00:09:42.390 --> 00:09:44.130
و یک انتقال زمانی داریم

00:09:44.130 --> 00:09:49.020
و چیزی که ما می بینیم یک میله
ی حمام است که دارد کشیده میشود

00:09:49.020 --> 00:09:53.100
بنابراین ما از یک نما
باز به یک نما بسته میرویم

00:09:53.100 --> 00:09:57.030
اگه شما دنبال این هستید که
چجوری یک سکانس خلق کنید

00:09:57.030 --> 00:10:00.600
این احتمالا ایده ی خوبیه

00:10:00.625 --> 00:10:03.720
شما معمولا از نمای ورودی بسته ی یک چیزی

00:10:03.720 --> 00:10:05.280
به نمای ورودی دیگری نمی پرید

00:10:05.280 --> 00:10:07.110
مگه اینکه در حال نگاه کردن به جزئیات باشید

00:10:07.110 --> 00:10:08.580
ولی به طور معمول شما احتمالا بخواید که

00:10:08.580 --> 00:10:13.689
از یک صحنه ی باز به یک
چیز یک کم بسته تر بروید

00:10:13.689 --> 00:10:14.730
این انتقال خوبی است

00:10:14.730 --> 00:10:18.120
و در این مورد،انتقال از آن بامزه هاست

00:10:18.120 --> 00:10:19.980
ما داریم میله ی حمام را دنبال می کنیم

00:10:19.980 --> 00:10:23.100
و همین که داریم حرکت می
کنیم، میله را به بالا دنبال میکنیم

00:10:23.100 --> 00:10:26.190
تا جایی که نشان میدهد
که مردی به آن وصل است

00:10:26.190 --> 00:10:28.110
این واقعا یک نما خیلی
سختی برای گرفتن است

00:10:28.110 --> 00:10:30.275
و یک بار دیگر میگویم،ب ه همین خاطر
بود که ما استوری بوردش کردیم

00:10:30.300 --> 00:10:33.510
تا بتوانیم در مورد آنچه میخواهیم روشن باشیم

00:10:33.510 --> 00:10:36.210
مخصوصا گرفتن این صحنه
سخت بود چون که ما داشتیم

00:10:36.210 --> 00:10:37.950
با لنز های آنامورفیک فیلم می گرفتیم

00:10:37.950 --> 00:10:39.097
لنز های کاملا عریض

00:10:39.122 --> 00:10:41.246
و برای اینکه چیزی که روی زمین است را بگیریم

00:10:41.375 --> 00:10:43.685
و بعد بیاییم بالا به قد یک مرد 6 فوتی

00:10:43.710 --> 00:10:45.295
راه خیلی طولانیی است

00:10:45.320 --> 00:10:46.369
حرکت دوربین از پایین به
بالای (پن) خیلی بزرگی است

00:10:46.402 --> 00:10:48.635
بنابراین چیزی که فهمیدیم
و مفید هم بود این بود که

00:10:48.660 --> 00:10:50.290
بگیم که از ما دور بشود

00:10:50.290 --> 00:10:54.420
و همین طور که ما میاییم
بالا، دارد از ما دور میشود

00:10:54.420 --> 00:10:58.560
و در قاب کوچکتر میشود

00:10:58.560 --> 00:11:00.000
و ما قادر خواهیم شد تمام

00:11:00.000 --> 00:11:01.290
اطلاعاتی که نیاز داریم را

00:11:01.290 --> 00:11:02.260
شامل کنیم

00:11:02.260 --> 00:11:04.030
بنابراین ما یک استوری بورد اینجا داریم

00:11:04.030 --> 00:11:05.310
قرار است وقتی که دارید
فیلم را می بینید اینم ببینید

00:11:05.310 --> 00:11:07.015
ولی وقتی که دارید فیلم را
می بینید، یک کم متفاوت میشود

00:11:07.040 --> 00:11:09.900
ما رسیدیم سر صحنه و دیدیم ای وای

00:11:09.900 --> 00:11:11.100
الزامات متفاوتی داریم

00:11:11.100 --> 00:11:12.330
بنابراین باید یک کم منعطف می بودیم

00:11:12.330 --> 00:11:14.670
قرار نیست فقط بچسبیم به استوری بورد

00:11:14.670 --> 00:11:15.990
قرار است که به لوکیشن
واقعی یک نگاهی بیندازیم و

00:11:15.990 --> 00:11:18.300
ببینیم وقتی که لنز آماده
میشود چیکار میتونیم بکنیم

00:11:23.353 --> 00:11:25.800
یک نمایی در انتهای این(صحنه)
هست که پایین را نگاه می کند

00:11:25.800 --> 00:11:28.320
و ماشین های پارک شده را
می بیند گویی که(میگوید)

00:11:28.320 --> 00:11:30.324
وای پسر...قرار است روی این‌ها بیفتم

00:11:30.720 --> 00:11:36.984
بنابراین والتر را در این تصویر
کناری یک جورایی کاملا تنها داریم

00:11:37.020 --> 00:11:38.520
دارد انتخابش را می کند

00:11:38.700 --> 00:11:40.260
و یک صحنه ی یک جورایی رمانتیک اینجا داریم

00:11:40.260 --> 00:11:43.350
جایی که دوربین از اینجا
شروع می کند و می چرخد

00:11:43.350 --> 00:11:45.480
تا به جلوی صورتش

00:11:45.480 --> 00:11:48.030
و در شرف گرفتن تصمیمش است

00:11:48.030 --> 00:11:50.730
یک بار دیگر،اگه یادتان
باشد تصمیمش را برای

00:11:50.730 --> 00:11:53.040
دار زدن خودش در وان حمام گرفته بود

00:11:53.040 --> 00:11:55.680
اما آن تصمیم یک کم سریع تر و با مزه تر بود

00:11:55.680 --> 00:11:58.200
ولی این یکی قرار است یک کم
کشمکش بیشتری در خود داشته باشد

00:11:58.200 --> 00:12:00.204
این یکی قرار است یک کم غمناک تر باشد

00:12:00.270 --> 00:12:01.693
میتواند آخرین تصمیم باشد

00:12:02.880 --> 00:12:05.976
و ما دور صورتش تا آن تصمیم نهایی می چرخیم

00:12:06.001 --> 00:12:12.271
و عروسک سگ آبی یکهو سر و کله
اش پیدا میشود که بنظرم میگوید:اوی

00:12:12.330 --> 00:12:16.750
و عروسک یکهو میاد در قاب

00:12:16.750 --> 00:12:19.470
خوب این همان غافل گیری است

00:12:19.470 --> 00:12:20.781
سرش را می چرخاند

00:12:21.064 --> 00:12:22.530
پس ما این تصمیم را از قبل گرفته ایم که باید

00:12:22.530 --> 00:12:23.718
سرش را بچرخاند

00:12:24.021 --> 00:12:29.774
و این چرخش سر، یک نمای روی شانه ای را

00:12:30.000 --> 00:12:31.576
از دیدگاه سگ‌‌آبی به وجود میاورد

00:12:31.692 --> 00:12:34.212
که یک تیکه از سگ‌‌آبی در تصوی است

00:12:34.260 --> 00:12:35.728
این نمای روی شانه است

00:12:35.840 --> 00:12:39.500
و والتر متعجب بهش نگاه میکند

00:12:39.531 --> 00:12:42.735
که این امکان را فراهم میکند که
والتر از داخل قاب به بیرون پرت شود

00:12:43.374 --> 00:12:45.600
بنابراین الان دیگر دوربین نمیتواند ببیندش

00:12:45.600 --> 00:12:49.710
که بعد میتوانیم انتقال داشته
باشیم به یک نمای بازتر که

00:12:49.710 --> 00:12:51.909
که احتمالا قرار است یک بدلکار باشد

00:12:52.976 --> 00:12:54.660
بدلکار از پشت دیده میشود

00:12:54.660 --> 00:12:56.776
 به سمت دوربین پرت میشود

00:12:57.100 --> 00:12:59.370
بنابراین یکی از راه هایی
که به یک صحنه ی بدلکاری

00:12:59.395 --> 00:13:00.771
وقتی که قرار است بدلکار داشته باشید

00:13:01.290 --> 00:13:04.800
یا یک صحنه ای که همه جور حرکات را دارد

00:13:04.800 --> 00:13:07.650
 کات دادن از یک نمای بسته تر است
که به بازیگر این امکان را میدهد

00:13:07.650 --> 00:13:09.360
که از داخل قاب بیرون بیافتد

00:13:09.360 --> 00:13:12.450
این حرکتِ افتادنش بعد تبدیل میشود به

00:13:12.450 --> 00:13:14.280
افتادن در نما بعدی

00:13:18.036 --> 00:13:20.704
ما یک نمای بسته از تلویزیون داریم

00:13:23.357 --> 00:13:23.830
یادم نمیاد

00:13:23.830 --> 00:13:27.135
آها،تلویزیون گمونم داشت گروه
سکس پیستولز را پخش میکرد

00:13:27.160 --> 00:13:28.420
مطمئنم

00:13:28.420 --> 00:13:29.535
ممکن است دقت نکرده باشید

00:13:29.560 --> 00:13:31.330
ولی بنظرم تلویزیون داشت

00:13:31.330 --> 00:13:33.154
سکس پیستولز را نمایش می داد

00:13:33.154 --> 00:13:34.570
همانطور که می دانید سگ‌‌آبی بریتانیایی بود

00:13:34.570 --> 00:13:36.280
و خب یک تلمیحی هم به این بود

00:13:36.280 --> 00:13:38.855
که یک جورایی دارد به وسیله ی این
گروه بریتانیایی هم هستند له و لورده میشود

00:13:38.880 --> 00:13:41.830
و شاید این همان چیزی است که نظرش را

00:13:41.830 --> 00:13:44.790
راجع به لهجه ای که باید
داشته باشد عوض می کند

00:13:44.790 --> 00:13:47.740
تلویزیون مستقیم میاد سمت دوربین

00:13:47.740 --> 00:13:51.215
چنانکه نقطه ی دید دوربین
همان نقطه ی دید والتر است

00:13:51.880 --> 00:13:54.040
یک نمای واکنشی از والتر که دارد می بیند

00:13:54.040 --> 00:13:56.370
تلویزیون مستقیم دارد میاد سمتش و بعد

00:13:56.370 --> 00:13:58.420
ما قادر خواهیم بود که سیاه کنیم(تصویر را)

00:13:58.420 --> 00:14:00.000
من خیلی خیلی ویژه

00:14:00.000 --> 00:14:02.500
این موضوع را با "کایل کیلن" نویسنده ی فیلم

00:14:02.500 --> 00:14:04.450
کار کردم

00:14:04.450 --> 00:14:09.370
و او به واقع روی چگونگی ساخت این سکانس

00:14:09.370 --> 00:14:12.130
و زمان افتادنش فکر کرد

00:14:12.130 --> 00:14:14.954
و ما الزامات و نیازهای
دوربین و اونچه که برای

00:14:14.954 --> 00:14:16.870
بدلماری ها نیاز داشتیم را مدنظر قرار دادیم

00:14:16.870 --> 00:14:19.930
و بعد بر طبق آن‌ها
فیلمنامه را بازنویسی کردیم

00:14:19.930 --> 00:14:22.510
و دلیلی که من این کار را
میکنم، دلیلی که من همیشه

00:14:22.510 --> 00:14:24.130
اگه اطلاعات لازم را داشته
باشم دوست دارم این چیزا را

00:14:24.130 --> 00:14:25.870
روی فیلمنامه پیاده کنم این است که

00:14:25.870 --> 00:14:29.097
صد و پنجاه نفر قرار است دوشنبه
صبح(اولین روز کاری) از راه برسند

00:14:29.122 --> 00:14:32.001
که ممکن است در جریان تمام گفت و
گوهایی که ممکن است داشته باشید، نباشند

00:14:32.026 --> 00:14:35.255
و قرار است که مهارت های
خود را با خود سر میز بیاورند

00:14:35.280 --> 00:14:36.340
قرار است که وسایل صحنه را بیاورند

00:14:36.340 --> 00:14:42.346
قرار است که دستمال کاغذی بیاورند که اگر
مثلا در صحنه لیوان آب میریزد آن را خشک کنند

00:14:42.371 --> 00:14:43.990
قرار است که...

00:14:43.990 --> 00:14:48.451
طراح صحنه قرار است که
چندین تلویزیون داشته باشد

00:14:48.549 --> 00:14:53.120
شاید یک تلویزیون الکی هم
باشد که به بازیگر آسیب واقعی

00:14:53.145 --> 00:14:55.000
نرساند،یا اینکه تکه های
شیشه واقعا شیشه نیستند

00:14:55.000 --> 00:14:58.720
می دانید،ممکنه هر تعداد وسیله باشد

00:14:58.720 --> 00:14:59.920
که نیازمان باشد

00:14:59.945 --> 00:15:02.132
و آنها باید تمام این اطلاعات را داشته باشن

00:15:02.198 --> 00:15:03.970
بنابراین من و نویسنده شروع می کنیم به

00:15:03.970 --> 00:15:07.750
کار کردن روی سازوکار
دقیق این که این موارد را

00:15:07.750 --> 00:15:09.340
چجوری روی فیلمنامه پیاده کنیم

00:15:09.340 --> 00:15:11.950
بعد تمام مسئولان بخش ها را میاوریم

00:15:11.950 --> 00:15:15.430
و بعد یک سند تنظیم می کنیم،که فیلمنامه است

00:15:15.430 --> 00:15:17.060
همچنین یک سند دومی هم تنظیم می کنیم

00:15:17.060 --> 00:15:18.789
که استوری بوردها هستند

00:15:19.176 --> 00:15:21.606
و یک سند سوم که یک لیستی از صحنه هاست

00:15:21.653 --> 00:15:24.173
و سند چهارم که در واقع
خود منم که درش در مورد آنچه

00:15:24.220 --> 00:15:26.470
از فیلم انتظار دارم و امیدوارم

00:15:26.470 --> 00:15:27.670
که از آب در بیاد، صحبت میکنم

00:15:27.695 --> 00:15:30.149
و هر کسی که آمادگی هایش
را انجام میدهد و توجه می کند

00:15:30.396 --> 00:15:32.020
 تمام این اسناد را در دست خواهد داشت

00:15:32.020 --> 00:15:33.913
که بتواند از آن ها استفاده کند و بگوید :

00:15:34.002 --> 00:15:35.920
چه نوع تلوزیون باید تهیه کنم؟

00:15:35.920 --> 00:15:37.870
چه نوع موکتی باید

00:15:37.870 --> 00:15:40.870
در این اتاق هتل باشد؟

00:15:40.870 --> 00:15:44.219
چی دارد در تلویزیون پخش
میشود و چرا این پخش میشود؟

00:15:44.244 --> 00:15:47.380
بنابراین تمام این انتخاب ها
خوشبختانه در پیش تولید انجام میشود

00:15:47.380 --> 00:15:49.183
و بعد شما در روز موعود سر صحنه میرسید

00:15:49.208 --> 00:15:52.218
و اگر کاملا آماده و با برنامه باشید

00:15:52.630 --> 00:15:55.810
بازیگر فقط لازم است
صحنه را دو سه بار اجرا کند

00:15:55.810 --> 00:15:58.690
ما خیلی خیلی سریع انجامش
میدهیم، بنابراین بازیگر آنجاست

00:15:58.690 --> 00:15:59.514
آن خود را دارد

00:15:59.539 --> 00:16:02.129
و ما آنجاییم تا به صورت حرفه ای ضبطش کنیم

00:16:02.590 --> 00:16:06.105
به نظرم این سکانس خیلی شبیه
چیزی بود که استوری بورد کردیم

00:16:06.130 --> 00:16:07.248
البته همیشه این صادق نیست

00:16:07.342 --> 00:16:10.215
من خیلی کم استوری بورد
تهیه می کنم چون همیشه الزاما

00:16:10.240 --> 00:16:12.050
مدل استوری بوردی فکر نمی کنم

00:16:12.050 --> 00:16:14.071
ترجیح میدهم برم سر لوکیشن

00:16:14.071 --> 00:16:15.820
نگاهی به لوکیشن
کنم،نگاهی به بازیگرها بکنم

00:16:15.820 --> 00:16:17.320
و پی ببرم که صحنه‌ها چه هستند

00:16:17.320 --> 00:16:20.230
و از نقطه نظر کاراکتر بهش فکر کنم

00:16:20.230 --> 00:16:22.120
ولی استوری بورد می تواند مفید باشد مخصوصا

00:16:22.120 --> 00:16:23.048
برای سایر عوامل

00:16:23.074 --> 00:16:26.143
وقتی صحنه را می‌بینید،
امید است که غرقش شوید

00:16:26.230 --> 00:16:28.390
و متوجه تمام بخش‌ها و قسمت‌هایی نشوید

00:16:28.390 --> 00:16:30.600
که برای تشکیلش نیاز بوده است

