WEBVTT

00:00:00.219 --> 00:00:06.344
سیر استیو

00:00:06.501 --> 00:00:12.215
عشق به اجرا

00:00:12.330 --> 00:00:17.550
هیچ چیز تو خونه‌ی بچگی‌م به کمدی کمک
نمی‌کرد

00:00:17.550 --> 00:00:20.340
گفتم تو ماشین رادیو گوش می‌کردیم

00:00:20.340 --> 00:00:23.160
موقع سفرهای خونوادگی
ولی حتی اون هم تو سکوت بود

00:00:23.160 --> 00:00:26.820
گوش می‌کردم و عاشق اون مجری‌های عالی بودم

00:00:30.710 --> 00:00:35.300
ولی خونه‌مون اصلا خونه‌ی هنری نبود

00:00:35.300 --> 00:00:37.730
من شانس آوردم

00:00:37.730 --> 00:00:40.790
یکی از این نظر که کم‌کم عاشق کمدی

00:00:40.790 --> 00:00:42.860
شعبده و اجرا شدم

00:00:42.860 --> 00:00:46.220
نکته‌ی جالب در مورد شعبده اینه که می‌تونین
حقه‌های مختلف رو بخرین

00:00:46.220 --> 00:00:49.910
همراه‌شون دستورالعمل داشتن و متن اجرا

00:00:49.910 --> 00:00:51.830
یعنی چیزی که باید می‌گفتین

00:00:51.830 --> 00:00:55.990
مثلا می‌گفتین خدای بزرگ مصر، فو...

00:00:55.990 --> 00:00:59.934
و تمام اجرا براتون تعریف شده بود

00:01:00.000 --> 00:01:01.350
لازم نبود خیلی فکر کنین

00:01:01.350 --> 00:01:03.960
می‌تونستین برین رو صحنه
منظور از صحنه

00:01:03.960 --> 00:01:08.350
اجرا تو مهمونی‌های دورهمی پدر و مادرتونه

00:01:11.390 --> 00:01:13.050
مجموعه‌ای از این حقه‌ها تهیه کرده بودم

00:01:13.050 --> 00:01:16.850
و در مورد اجراکننده‌های دیگه‌ای شنیده بودم

00:01:16.850 --> 00:01:20.289
موقع اجرا جوک بامزه‌ای می‌گفتن
با خودم فکر کردم

00:01:20.289 --> 00:01:23.680
نمی‌دونستم جوک هم جزو دارایی‌های افراده

00:01:23.680 --> 00:01:29.530
شعبده‌باز کمدین بزرگی بود به اسم
«کارل بلنتاین»

00:01:29.555 --> 00:01:33.340
جوک معرکه‌ای داشت که می‌گفت

00:01:33.340 --> 00:01:36.020
حالا اجرای ظاهرکردن کبوتر

00:01:36.020 --> 00:01:39.729
بعد یه کیسه‌ی کاغذی باد می‌کرد

00:01:39.729 --> 00:01:41.985
ظاهرکردن کبوتر
بعد اینجوری می‌کرد

00:01:41.985 --> 00:01:43.752
بعد پر می‌ریخت بیرون

00:01:45.940 --> 00:01:48.220
فکر کردم البته که می‌تونم از همچین
چیزی استفاده کنم

00:01:48.220 --> 00:01:50.390
اینجوری طرح اجرام رو چیدم

00:01:50.390 --> 00:01:54.789
خودم هم چند تا جوک اضافه کردم

00:01:54.789 --> 00:02:00.000
مثلا غییب‌کردن شمع

00:02:00.120 --> 00:02:02.330
یه شمع مثل این بود

00:02:02.330 --> 00:02:06.170
یه پارچه‌ی ابریشمی می‌نداختم روش
بعد پارچه رو می‌گرفتم بالا

00:02:06.170 --> 00:02:10.940
بعد اینجوری می‌کردم و شمع دیگه نبود

00:02:10.940 --> 00:02:14.037
بعد اینجوری می‌کردم:
خیلی ممنون

00:02:14.037 --> 00:02:14.870
خیلی متشکرم

00:02:14.870 --> 00:02:15.370
ممنونم

00:02:15.370 --> 00:02:18.200
همین خنده می‌گرفت
چون دستم هنوز دراز بود

00:02:18.200 --> 00:02:21.860
چند تا جوک کوچیک دیگه هم داشتم

00:02:21.860 --> 00:02:25.070
یادمه دبیرستانی بودم

00:02:25.070 --> 00:02:27.836
تو دبیرستان تشویق‌کننده بودم
چون آسیب دیده بودم

00:02:27.836 --> 00:02:29.210
خیلی دلم می‌خواست فوتبال بازی کنم

00:02:29.210 --> 00:02:31.179
خوشحالم که نتونستم

00:02:31.421 --> 00:02:33.170
ولی نهایتا تشویق‌کننده شدم

00:02:33.170 --> 00:02:36.870
و دلیل اینکه می‌خواستم تشویق‌کننده بشم
این بود که فکر می‌کردم

00:02:36.870 --> 00:02:37.839
این هم کار اجراست

00:02:37.839 --> 00:02:39.630
اونجا جلوی اون آدما می‌ایستادم

00:02:39.630 --> 00:02:40.892
اینجوری تو کار اجرا بودم

00:02:40.892 --> 00:02:46.720
رشد در جایگاه اجراکننده

00:02:47.030 --> 00:02:50.329
وقتی وارد کالج شدم با آدمایی آشنا شدم

00:02:50.329 --> 00:02:53.360
که الهام‌بخش من بودن

00:02:53.360 --> 00:02:54.960
رفتم کلاس فلسفه

00:02:54.960 --> 00:02:58.610
کم‌کم شروع کردم به فکر کردن

00:02:58.610 --> 00:03:00.475
فلسفه میل به اینه که

00:03:00.500 --> 00:03:04.070
به هر چیزی فکر کنین، تجزیه و تحلیل‌ش
کنین و بفهمین

00:03:04.070 --> 00:03:05.007
درسته یا غلط

00:03:05.007 --> 00:03:06.340
و شروع کردم به اینجوری فکر کردن

00:03:06.340 --> 00:03:08.340
گفتم اگه همین طرز فکر رو به کمدی هم
تعمیم بدم چی می‌شه؟

00:03:08.340 --> 00:03:12.350
اون موقع هنوز یه بچه‌ی نوجوون بودم

00:03:12.350 --> 00:03:14.400
ولی همین کمک کرد برای کمدی هیجان‌زده بشم

00:03:14.400 --> 00:03:17.000
و کمک کرد چیز جدیدی در موردش پیدا کنم

00:03:17.000 --> 00:03:18.210
حتی اگه از خودم ساخته باشم‌ش

00:03:18.210 --> 00:03:19.460
حتی اگه غلط باشه

00:03:19.460 --> 00:03:28.550
فکر کردم خدایا، آینده‌ای برای خودم تو اجرای
شعبده نمی‌بینم

00:03:28.550 --> 00:03:29.690
ولی متوجه یه چیزی شدم

00:03:29.715 --> 00:03:32.180
گفتم باید یه کم بیشتر

00:03:32.180 --> 00:03:35.910
موضوع کمدی وارد اجرام کنم

00:03:35.910 --> 00:03:38.940
گفتم اصلا می‌دونی چیه؟
عاشقش می‌شن

00:03:38.940 --> 00:03:41.320
حتی اگه شعبده جواب نده

00:03:41.320 --> 00:03:45.420
برای همین کم‌کم از یک شعبده‌باز جدی

00:03:45.420 --> 00:03:48.961
تبدیل شدم به «اگه شعبده جواب نده هم
یه جورایی بامزه است»

00:03:48.961 --> 00:03:50.710
بعد کم‌کم فکر کردم شاید بتونم

00:03:50.710 --> 00:03:53.950
فقط یه کم کار کمدی عادی انجام بدم

00:03:53.950 --> 00:03:54.951
فقط فلان و بهمان

00:03:54.951 --> 00:03:56.950
و شعبده رو بذارم آخر
و این شکل اجرا

00:03:56.950 --> 00:03:58.030
تمام عمر با من موند

00:03:58.030 --> 00:03:59.571
که اجرای شعبده رو می‌ذارم آخر

00:03:59.596 --> 00:04:02.140
یه کم احمقانه‌س و همه‌ی اجرای کمدی رو
می‌ذارم اولش

00:04:02.140 --> 00:04:04.370
حالا یه جورایی استندآپ اجرا می‌کردم

00:04:04.370 --> 00:04:07.000
با خودم گفتم خدایا، وقت بیشتری می‌خوام

00:04:07.000 --> 00:04:09.077
اصلا وقت ندارم

00:04:09.077 --> 00:04:09.910
اجرا ندارم

00:04:09.910 --> 00:04:10.993
اجرام ده دقیقه طول می‌کشه

00:04:10.993 --> 00:04:14.110
بانجو می‌زدم
برای همین بانجو رو هم اضافه کردم

00:04:14.110 --> 00:04:20.890
یعنی خیلی اتفاقی یه جُنگ ساختم

00:04:20.890 --> 00:04:22.140
همه‌چیز رو با هم جمع کردم

00:04:22.140 --> 00:04:25.600
بانجو می‌زدم و شعر می‌خوندم

00:04:25.600 --> 00:04:27.360
همه‌چیز داشتم

00:04:27.360 --> 00:04:28.860
ژانگولربازی می‌کردم

00:04:28.885 --> 00:04:34.030
ژانگولربازی رو اضافه کردم و تکه‌های طنز
با ژانگولربازی ساختم

00:04:34.030 --> 00:04:38.060
و کم‌کم ساخته شدم

00:04:38.060 --> 00:04:41.330
بعد فکر کردم خیلی خب
حالا باید چند تا جوک بنویسم

00:04:41.330 --> 00:04:43.100
بعد دیگه مشکلی نیست

00:04:43.100 --> 00:04:46.520
بعد تو ساعت کمدی اسماذرز برادرز
کار پیدا کردم

00:04:46.520 --> 00:04:48.080
و نویسنده‌ی کمدی شدم

00:04:48.080 --> 00:04:52.040
در حالی که نمی‌دونستم چجوری یه کلمه بنویسم

00:04:52.040 --> 00:04:55.490
چند تا داستان بامزه‌ی کوچیک نوشته بودم که
عجیب بود

00:04:55.490 --> 00:04:58.970
که عنواینی مثل کفش‌های بی‌رحم

00:04:58.995 --> 00:05:00.620
و روزی که ماریجواناها رسید داشتن

00:05:00.620 --> 00:05:02.600
چند تا کار خلاقانه از خودم

00:05:02.600 --> 00:05:06.850
ولی هیچ خروجی یا هدفی نداشتن

00:05:06.850 --> 00:05:08.410
پس اونجا شروع کردم به نوشتن

00:05:08.410 --> 00:05:12.880
حالا اونجا تجربه‌ی نوشتن چند تا اسکچ هم
پیدا کردم

00:05:12.880 --> 00:05:18.600
ولی تصمیم گرفتم که پشت صحنه نمونم

00:05:18.600 --> 00:05:20.770
گفتم می‌خوام جلوی صحنه باشم

00:05:20.770 --> 00:05:23.700
برای همین استعفا دادم و با اجرام سفر رو
شروع کردم

00:05:23.700 --> 00:05:29.530
و اونجا تو شهرهای کوچیک، کلاب‌های کوچیک

00:05:29.555 --> 00:05:35.830
جایی که بدون صحنه‌ی بالااومده اجرا می‌کنین

00:05:35.830 --> 00:05:39.830
جایی که خودتون باید نور رو کنترل کنین

00:05:39.830 --> 00:05:44.590
همه چیز معنی داشت

00:05:44.590 --> 00:05:46.930
هر درسی رو یاد می‌گرفتین

00:05:46.930 --> 00:05:50.860
با هر آدم مستی سروکله می‌زدین

00:05:53.930 --> 00:05:57.020
و توشه‌ای از تجربه کسب می‌کنین

00:05:57.020 --> 00:06:00.000
تجربه‌ای که خودتون هم نمی‌دونستین دارین

00:06:00.140 --> 00:06:07.910
یادمه یه بار دهه‌ی ۹۰ نمایش در انتظار
گودو رو اجرا می‌کردم

00:06:07.910 --> 00:06:10.700
تو تماشاخانه‌ی لینکلن سنتر
با رابین ویلیامز

00:06:10.700 --> 00:06:15.360
که کارگردانش مایک نیکولز و
اف موری آبراهام بود

00:06:15.360 --> 00:06:20.891
با خودم فکر کردم چند وقته تئاتر بازی نکردم؟

00:06:21.370 --> 00:06:22.600
سی و پنج سال؟

00:06:22.600 --> 00:06:28.137
ولی وقتی ۱۸ ساله بودم سه سال تو ناتز بری
فارم کار کردم

00:06:28.162 --> 00:06:32.350
تو یه تماشاخانه‌ی کوچیک که روزی چهار بار
نمایش اجرا می‌کردیم

00:06:32.350 --> 00:06:36.400
و فکر کردم این هم دقیقا همونه

00:06:36.400 --> 00:06:37.760
فقط کلماتش فرق می‌کنه

00:06:37.760 --> 00:06:40.420
کلماتش خارق‌العاده و عالی بودن

00:06:40.420 --> 00:06:44.500
ولی تجربه‌ش مثل همون صحنه‌ی پرش بود

00:06:44.500 --> 00:06:48.070
که روزی چهار بار برای دویست نفر
اجرا می‌کردیم

00:06:48.070 --> 00:06:51.090
و گاهی برای صفر نفر

00:06:51.090 --> 00:06:53.670
بعضی وقتا برای دو نفر اجرا می‌کردیم

00:06:53.670 --> 00:06:56.190
پس یه جایی تو سرم این تجربه رو دارم

00:06:56.190 --> 00:06:58.620
که چجوری مدیریتش کنم

00:06:58.645 --> 00:07:03.590
که چجوری از سه نفر یا از هجده هزار نفر
نترسم

00:07:04.020 --> 00:07:09.872
تجربه‌ی موفقیت

00:07:10.004 --> 00:07:14.880
راه‌های زیادی برای تعریف موفقیت برای خود
وجود داره

00:07:14.880 --> 00:07:17.850
و من سطوح خیلی زیادی از اون رو تجربه کردم

00:07:17.850 --> 00:07:25.190
چون همزمان که دارین می‌گین

00:07:25.190 --> 00:07:27.670
عکسم رو جلد مجله‌ی تایمز چاپ شده

00:07:27.670 --> 00:07:29.600
حتما موفق شدم

00:07:29.625 --> 00:07:32.210
همزمان فکر می‌کنین

00:07:32.210 --> 00:07:34.659
کی قراره همه‌ش تموم شه؟

00:07:34.659 --> 00:07:37.370
و تا حالا خیلی از این لحظات داشتم

00:07:37.370 --> 00:07:38.860
مثلا جلد مجله‌ی تایمز فکر کنم

00:07:38.860 --> 00:07:40.568
مال سال ۸۵ یا همچین چیزی بود

00:07:40.568 --> 00:07:43.110
نیوزویک مال سال ۷۸ بود

00:07:43.110 --> 00:07:46.630
و با خودم فکر می‌کردم خب این اتفاق هم افتاد

00:07:46.630 --> 00:07:50.900
این اتفاق افتاد و من به موفقیت رسیدم

00:07:50.900 --> 00:07:53.292
و می‌تونین اون رو هم بگذرونین

00:07:53.292 --> 00:07:55.000
می‌گین هیچ وقت فکر نمی‌کردم این اتفاق
بیافته

00:07:55.000 --> 00:07:57.070
ولی این اولین لحظه‌ی موفقیت‌تونه

00:07:57.070 --> 00:07:59.159
می‌تونین بگین موفق شدم

00:07:59.159 --> 00:08:00.377
حالا چی می‌شه؟

00:08:00.735 --> 00:08:01.360
حالا چی هست؟

00:08:01.360 --> 00:08:03.940
تا آخر زندگی‌م همینه؟

00:08:03.940 --> 00:08:05.480
یا اینکه...

00:08:05.480 --> 00:08:07.460
اصلا نمی‌دونستم چی به چیه

00:08:07.460 --> 00:08:08.710
خوشبختانه وارد صنعت فیلم‌سازی شدم

00:08:08.710 --> 00:08:09.970
بعد یه فیلم پرفروش دارین

00:08:09.970 --> 00:08:11.530
خب این خیلی خوبه

00:08:11.530 --> 00:08:12.850
بعد چند تا شکست داشته باشین

00:08:12.850 --> 00:08:15.280
حالا دارین اینجوری پیش می‌رین

00:08:15.280 --> 00:08:20.040
و تا اواخر دهه‌ی ۸۰ بود که

00:08:20.040 --> 00:08:21.820
مدام فکر می‌کردم

00:08:21.820 --> 00:08:25.520
دیگه دورانم تموم می‌شه
ولی هیچوقت نشد

00:08:25.520 --> 00:08:29.450
پس چرا دارم این همه غم و غصه رو
هدر می‌دم؟

00:08:29.475 --> 00:08:32.690
چرا دارم همچین باری رو دوش خودم می‌ذارم؟

00:08:32.690 --> 00:08:37.100
از بیخ گوشم رد شد و دووم آوردم

00:08:37.100 --> 00:08:41.179
و بخشی‌ش به شانس بستگی داشت
و بخش دیگه‌ش هم به شانس بستگی داشت

00:08:42.662 --> 00:08:48.113
یاد بگیرین استراحت کنین

00:08:48.250 --> 00:08:51.770
لحظه‌ای تو این کارنامه‌ی بلند کاری
وجود داره

00:08:51.770 --> 00:08:56.187
که به طرز عجیبی آروم می‌شین و استراحت
می‌کنین

00:08:56.187 --> 00:08:57.270
جوری که فکرش رو هم نمی‌کردین

00:08:57.270 --> 00:09:00.000
قبلا همیشه فکر می‌کردین آرومین

00:09:00.360 --> 00:09:02.940
ولی حقیقت اینه که خیلی مضطربین

00:09:02.940 --> 00:09:05.124
و پروژه‌ی بزرگ‌تون می‌رسه

00:09:05.124 --> 00:09:07.290
چندین ماه بهش فکر می‌کنین

00:09:07.290 --> 00:09:08.920
بعد نوعی وقار می‌رسه

00:09:08.920 --> 00:09:12.510
که شاید به خاطر سن باشه
شاید به خاطر تداوم موفقیت

00:09:12.510 --> 00:09:15.210
یا شاید یه نوع اعتماد به نفس عجیب

00:09:15.210 --> 00:09:19.890
حتی اعتماد به نفس کاذب
که باعث می‌شه بالاخره خوش بگذره

00:09:19.890 --> 00:09:25.230
یه برنامه رو تموم می‌کنین و احساس نشاط
می‌کنین

00:09:25.230 --> 00:09:26.670
هنوز هم همین حس رو دارم

00:09:26.670 --> 00:09:29.880
یعنی اگه اجرایی داشته باشم، مثلا با
گروه رنجرز کار کنم

00:09:29.905 --> 00:09:33.750
یا با مارتی کار کنم و احساس کنم خوب پیش رفت
و حس خوبی داریم

00:09:33.750 --> 00:09:36.252
واقعا در موردش بحث می‌کنیم

00:09:36.252 --> 00:09:37.960
و می‌گیم اون یکی چطور
یا اون لحظه چطور؟

00:09:37.960 --> 00:09:39.340
بعد هنوز حس خوبی داریم

00:09:39.340 --> 00:09:41.520
بعد البته روز بعد از اول شروع می‌کنیم

00:09:41.520 --> 00:09:46.415
منظورم اینه که اون حس خوب تا آخر هفته
با شما نمی‌مونه

00:09:46.440 --> 00:09:47.940
ولی الان تو اون مرحله ام

00:09:47.940 --> 00:09:52.860
شاید این حس رو که باید خودم رو ثابت کنم
از دست دادم

00:09:52.860 --> 00:09:55.380
و همین خیالم رو راحت می‌کنه

00:09:55.380 --> 00:09:56.340
رفته بودم لندن

00:09:56.340 --> 00:09:58.590
خیلی به پاریس نزدیک بودم
تصمیم گرفتم برم اونجا

00:09:58.590 --> 00:10:00.845
پس لندن رو دیدم
فرانسه رو هم دیدم

00:10:00.870 --> 00:10:05.255
بعد لباس زیر یکی رو هم دیدم

00:10:05.255 --> 00:10:07.224
چند نفر برنامه دارن برن فرانسه؟

00:10:07.224 --> 00:10:07.890
دستا بالا

00:10:07.890 --> 00:10:12.020
آهان
حالا گوش کنین. اگه می‌رین فرانسه

00:10:12.020 --> 00:10:14.180
بذارین یه اخطار بدم

00:10:14.180 --> 00:10:17.850
تو فرانسه
شاپو یعنی کلاه

00:10:17.850 --> 00:10:20.360
رو یعنی خیابون

00:10:20.360 --> 00:10:23.630
انگار این فرانسویا واسه هر چیزی یه
کلمه‌ی جدا دارن

00:10:25.469 --> 00:10:27.440
واسه اینکه ذهن‌تون رو بهم بریزن این کار
رو می‌کنن

00:10:27.440 --> 00:10:29.290
شوخی نمی‌کنم

