WEBVTT

00:00:00.125 --> 00:00:06.242
منابع الهام کمدیک استیو

00:00:06.680 --> 00:00:12.043
اولین تأثیرات

00:00:12.130 --> 00:00:15.940
سال ۱۹۵۰ من پنج ساله بودم

00:00:15.940 --> 00:00:19.990
اوایل همون دهه ما تلویزیون گرفتیم

00:00:19.990 --> 00:00:22.780
و تلویزیون همه‌چیز رو تغییر داد چون بچه‌ها

00:00:22.780 --> 00:00:26.290
هیچ دسترسی‌ای به رسانه نداشتن

00:00:26.290 --> 00:00:29.320
حتی فیلم
تا قبل از اون فیلم هم ندیده بودم

00:00:29.360 --> 00:00:34.210
وقتی تلویزیون اومد
برنامه‌ی «پست‌فطرت‌های کوچولو» رو می‌ذاشت

00:00:34.210 --> 00:00:37.000
که به نظرم خیلی خنده‌دار بود
ولی از اون مهم‌تر

00:00:37.000 --> 00:00:38.350
لورل و هاردی بود

00:00:38.350 --> 00:00:41.110
اگه اسم‌شون رو نشنیدین

00:00:41.110 --> 00:00:43.540
یا کاراشون رو ندیدین
دو تا نابغه‌ی کمدی ان

00:00:43.540 --> 00:00:46.090
خیلی لطیف بودن

00:00:46.090 --> 00:00:49.150
یکی‌شون اضافه‌وزن داشت

00:00:49.150 --> 00:00:50.530
و اون یکی لاغر بود

00:00:50.530 --> 00:00:55.340
و هنوز تو دنیای کمدی مورد احترام ان

00:00:55.340 --> 00:00:58.697
واقعا فکر می‌کنم روی من تأثیر گذاشتن

00:00:58.697 --> 00:00:59.530
من متولد تگزاسم

00:00:59.555 --> 00:01:01.240
با ماشین از تگزاس به کالیفرنیا می‌رفتیم

00:01:01.240 --> 00:01:03.160
و برمی‌گشتیم
چند بار

00:01:03.160 --> 00:01:06.647
و تو راه از رادیو 
به برنامه‌ی «جک بنی» گوش می‌دادیم

00:01:06.672 --> 00:01:10.070
که معتقدم تأثیر زیادی روی من داشت

00:01:10.070 --> 00:01:13.990
فکر می‌کنم روی «جانی کارسون» هم خیلی
تأثیر گذاشته

00:01:13.990 --> 00:01:14.980
زمان‌بندیش

00:01:14.980 --> 00:01:19.180
با خودش شوخی می‌کرد
یه کم پوچ‌گرا بود

00:01:19.180 --> 00:01:21.370
و امروز می‌فهمم چقدر از اون

00:01:21.370 --> 00:01:25.030
خصوصیات «جک بنی» به خصوص وارد

00:01:25.030 --> 00:01:27.070
اجرای عصر مدرن من شده

00:01:27.070 --> 00:01:29.170
یعنی اجراهای الانم

00:01:29.195 --> 00:01:33.370
و «جری لوییس» هم بود که خیلی لوده بود

00:01:33.370 --> 00:01:37.870
و بامزه بود و کمدین خیلی ماهری بود

00:01:37.870 --> 00:01:41.650
و کمدیش خارج از

00:01:41.650 --> 00:01:43.450
جریان زمان خودش بود

00:01:43.450 --> 00:01:45.250
خارج از کمدی‌های مرسوم‌تر

00:01:45.250 --> 00:01:51.370
و اینقدر منابع زیادی برای کمدی
وجود داشت

00:01:51.370 --> 00:01:53.710
و کاری که این افراد کردن

00:01:53.710 --> 00:01:58.539
چه تأثیر مستقیم روی من گذاشته باشن
چه غیرمستقیم

00:01:58.564 --> 00:02:02.140
کاری کردن که عاشق کمدی و خندوندن مردم بشم

00:02:02.140 --> 00:02:03.739
بذارین بیشتر توضیح بدم

00:02:03.739 --> 00:02:05.530
نمی‌دونم به خاطر خندوندن مردم بوده یا نه

00:02:05.530 --> 00:02:08.800
نمی‌دونم
یه جورایی انگار

00:02:08.800 --> 00:02:10.630
خیلی بشردوستانه به‌نظر می‌رسه

00:02:10.630 --> 00:02:14.050
ولی یه حسی تو بودن روی صحنه

00:02:14.050 --> 00:02:20.370
و تلاش برای بامزه بودن بود که باعث شد
بخوام این کار رو بکنم

00:02:20.495 --> 00:02:26.368
تأثیرات کمدی فیزیکی

00:02:26.510 --> 00:02:28.790
فکر می‌کنم علاقه به کمدی فیزیکی رو از

00:02:28.815 --> 00:02:33.410
تماشای آدمایی مثل «جری لوییس» و «استن

00:02:33.410 --> 00:02:36.620
لورل» و قطعا «هاردی» گرفتم

00:02:36.620 --> 00:02:39.050
خیلی حرکات ظریفی داشتن

00:02:39.050 --> 00:02:44.060
بعضیاشون مثل «جری لوییس» اغراق‌شده بود

00:02:44.060 --> 00:02:47.200
بعضیا مثل «اولیور هاردی» خیلی نامحسوس بود

00:02:47.239 --> 00:02:53.400
و فکر می‌کنم من از هر دو سبک استفاده کردم

00:02:53.431 --> 00:02:59.030
فیزیکی بودن نوعی آزادی بیانه

00:02:59.055 --> 00:03:04.070
صحنه‌ی زیبایی از «جری لوییس» هست که کمدی

00:03:04.070 --> 00:03:05.030
فیزیکی رو به تصویر می‌کشه

00:03:05.030 --> 00:03:06.654
و البته «چارلی چاپلین» هم

00:03:06.654 --> 00:03:08.974
از نظر کمدی فیزیکی باورنکردنی بود

00:03:08.974 --> 00:03:10.890
صحنه‌ی زیبایی از «جری لوییس» هست

00:03:10.890 --> 00:03:16.220
که تو یه اتاق پر از گلدون‌های گرونه

00:03:16.220 --> 00:03:19.860
که روی پایه قرار داشتن
که به خودی خود عجیبه

00:03:19.860 --> 00:03:22.160
عقب‌عقب می‌خورد به یکی‌شون و گلدون 
می‌افتاد پایین

00:03:22.160 --> 00:03:26.220
و از لبه گلدون رو می‌گرفت

00:03:26.220 --> 00:03:28.050
دقیقا چند لحظه قبل از اینکه بخوره به زمین

00:03:28.050 --> 00:03:29.758
و می‌گذاشتش بالا و دوباره از پشت می‌خورد
به یکی دیگه

00:03:29.783 --> 00:03:30.970
و می‌چرخید و اون رو می‌گرفت

00:03:30.995 --> 00:03:32.260
نمی‌دونم اصلش از کجا بوده

00:03:32.260 --> 00:03:35.400
شاید از خودش ساخته بود
یا شاید

00:03:35.400 --> 00:03:37.821
مال ژانگولربازهای قدیمی بوده

00:03:39.289 --> 00:03:41.079
ولی نمی‌دونم الان چجوری می‌شه این رو
اجرا کرد

00:03:41.079 --> 00:03:43.930
به نظرم جالب می‌شه که ببینیم کسی احیاش کنه

00:03:43.930 --> 00:03:50.560
کمدی فیزیکی رو تو سیرک یا کارهای
«سیرک دو سولی» می‌بینین

00:03:50.560 --> 00:03:54.920
این‌ها مثال‌های خوبی از خنده‌دار بودن کمدی
فیزیکی به خودی خود

00:03:54.920 --> 00:03:56.140
و بدون جوکه

00:03:56.140 --> 00:03:58.610
یه بار تو «سیرک دوسولی» بودم که یه دلقک
اومد رو صحنه

00:03:58.610 --> 00:04:00.000
به نظرم کارش عالی بود

00:04:00.660 --> 00:04:03.270
یه دلقک بود

00:04:03.270 --> 00:04:07.750
پنجاه تا تیر چوبی به خودش زده بود
انگار تازه با کمان بهش تیر زدن

00:04:07.750 --> 00:04:10.950
همه جاش پر از تیر بود

00:04:10.950 --> 00:04:16.329
و تنها کاری که می‌کرد این بود که هشت دقیقه
روی صحنه بود و می‌مرد

00:04:16.329 --> 00:04:20.430
اینجوری می‌کرد که آخ
آخ

00:04:20.430 --> 00:04:21.300
آخ

00:04:21.300 --> 00:04:25.320
بعد کم‌کم می‌افتاد، بعد می‌گفت آخ

00:04:25.320 --> 00:04:28.450
بعد بلند می‌شد و زجر می‌کشید و زجر می‌کشید

00:04:28.475 --> 00:04:30.600
و این کار رو تا جایی که می‌شد طول می‌داد

00:04:30.600 --> 00:04:32.460
به طرز شگفت‌انگیزی خنده‌دار بود

00:04:32.460 --> 00:04:33.810
فقط می‌خندیدین

00:04:33.810 --> 00:04:37.620
یه تکه از لورل و هاردی هست که

00:04:37.620 --> 00:04:40.450
فکر کنم تو بار اتفاق می‌افته

00:04:40.450 --> 00:04:47.100
و «لورل» هاردی رو اذیت می‌کنه یا برعکس

00:04:47.100 --> 00:04:50.970
هاردی جلوی کفش‌ش سوراخه و انگشت شست پاش

00:04:50.970 --> 00:04:53.050
زده بیرون

00:04:53.050 --> 00:04:57.060
لورل خم می‌شه سمت انگشت شست پاش

00:04:57.060 --> 00:05:02.615
و تا اینجا انگشتش رو می‌کشه و ولش می‌کنه

00:05:02.640 --> 00:05:07.380
یکی از غیرمنتظره‌ترین جوک‌هاییه که تا حالا
دیدم

00:05:07.380 --> 00:05:11.420
سورئال بود و کاملا به متن می‌خورد

00:05:11.420 --> 00:05:14.790
و به طرز عجیبی باورش می‌کردین

00:05:14.790 --> 00:05:17.280
یه تکه‌ی دیگه هم هست که لورل انجام داد

00:05:17.280 --> 00:05:24.210
هاردی داشت تماشاش می‌کرد
لورل دستش رو آورد بالا

00:05:24.210 --> 00:05:26.430
اینجوری

00:05:26.430 --> 00:05:30.937
یه کم تنباکو برداشت و ریخت تو دستش

00:05:31.020 --> 00:05:33.570
اینجوری کرد، بعد یه کبریت برداشت
و کشید رو دستش

00:05:33.570 --> 00:05:35.550
و اینجوری روشنش کرد

00:05:35.550 --> 00:05:36.930
بعد لورل اینجوری کرد

00:05:39.800 --> 00:05:41.422
و دود از دهنش اومد بیرون

00:05:41.422 --> 00:05:42.630
نمی‌دونم چجوری این کار رو کردن

00:05:45.270 --> 00:05:48.510
و اعصاب هاردی رو خرد کرده بود

00:05:48.510 --> 00:05:51.000
کلی تکه‌ی کوچیک، جدا و فوق‌العاده داشتن

00:05:51.000 --> 00:05:52.020
که هنوز هم زنده است

00:05:52.738 --> 00:05:58.500
یادگرفتن از جک بنی و استیو آلن

00:05:58.715 --> 00:06:02.320
یه سری چیزا رو از «جک بنی» یاد گرفتم

00:06:02.320 --> 00:06:08.330
یکی اینکه با خودش شوخی می‌کرد

00:06:08.330 --> 00:06:12.260
توهین نمی‌کرد

00:06:12.260 --> 00:06:15.080
کسی رو مسخره نمی‌کرد
البته نه اینکه

00:06:15.080 --> 00:06:17.090
این نوع کمدی ایرادی داشته باشه
ولی سبکش این نبود

00:06:17.090 --> 00:06:19.970
می‌ذاشت خودش نکته‌ی خنده‌دار جوکش باشه

00:06:19.970 --> 00:06:22.490
و به نوعی آدم متکبری باشه

00:06:22.490 --> 00:06:26.450
همیشه این خصوصیت رو تو آدما خنده‌دار
می‌دونستم

00:06:26.450 --> 00:06:30.000
وقتی متکبر ان

00:06:30.000 --> 00:06:33.070
چون خیلی متکبرانه است

00:06:33.070 --> 00:06:34.540
که آدم متکبر باشه

00:06:34.540 --> 00:06:37.990
به خصوص تو این دنیا و به خصوص تو کمدی

00:06:37.990 --> 00:06:42.220
جایی که همه‌چیز می‌تونه از این لحظه تا
لحظه‌ی بعدی و بعدی

00:06:42.220 --> 00:06:42.880
خراب بشه

00:06:42.880 --> 00:06:47.360
و  این زمینه‌ایه که هیجوقت نمی‌تونین کاملا
به‌ش مسلط بشین

00:06:50.220 --> 00:06:51.420
این خصوصیت خوبیه

00:06:51.420 --> 00:06:54.820
چون اگه می‌تونستین به کمدی مسلط بشین
خسنه‌کننده می‌شد

00:06:54.820 --> 00:06:58.070
اگه می‌تونستین بشینین و جوک بنویسین و
به چیزی فکر کنین

00:06:58.070 --> 00:07:00.000
که خوب پیش بره و جواب بده

00:07:00.870 --> 00:07:05.150
بعد می‌رین رو صحنه و جواب می‌ده

00:07:05.150 --> 00:07:07.090
دیگه رو لبه‌ی تیغ راه نمی‌رین

00:07:07.090 --> 00:07:11.350
خوشبختانه هیچ وقت نمی‌شه کمدی رو کاملا
یه جا بست

00:07:11.350 --> 00:07:19.160
و اغلب چیزی که فکر می‌کنین حتما جواب می‌ده

00:07:19.160 --> 00:07:20.300
اصلا جواب نمی‌ده

00:07:20.300 --> 00:07:23.640
حالا برگردیم سراغ جک بنی

00:07:23.640 --> 00:07:26.160
یکی دیگه از چیزایی که از جک بنی یاد گرفتم

00:07:26.160 --> 00:07:28.110
و این رو در موردش نوشته بودن

00:07:28.110 --> 00:07:30.000
چیزی نیست که خودم فهمیده باشم

00:07:31.300 --> 00:07:38.560
اجازه می‌داد اعضای دیگه‌ی گروه‌ش هم
خنده بگیرن

00:07:38.560 --> 00:07:41.290
نمی‌گفت نه،‌باید همه‌ی خنده‌ها رو
خودم بگیرم

00:07:41.290 --> 00:07:44.990
و می‌دونست که برنامه‌ش بهتر می‌شه

00:07:44.990 --> 00:07:48.390
اگه اجازه می‌داد کاراکترهای جانبی

00:07:48.390 --> 00:07:52.730
یا کاراکترهای اصلی‌ش هم خنده‌دار
باشن و در موفقیتش شریک بشن

00:07:52.730 --> 00:07:54.230
و این درس بزرگی برای من بود

00:07:54.230 --> 00:07:56.330
فهمیدم حتی اگه

00:07:56.330 --> 00:08:01.795
اطراف یه خنده باشم
روی من هم تأثیر داره

00:08:01.820 --> 00:08:04.880
و این بهترین حس دنیاست

00:08:04.880 --> 00:08:06.680
درباره‌ی کار تیمی صحبت می‌کنیم

00:08:06.680 --> 00:08:08.900
در واقع داریم همین رو می‌گیم

00:08:08.900 --> 00:08:13.407
با دیدن این کمدین‌های بزرگ احساس شادی
پیدا می‌کردم

00:08:13.961 --> 00:08:15.115
خیلی بی‌دردسر می‌خندوندن

00:08:15.115 --> 00:08:16.280
نمی‌دیدم کاری بکنن

00:08:16.280 --> 00:08:19.250
استیو آلن خیلی بانشاط و سرزنده بود

00:08:19.250 --> 00:08:22.160
یکی از جوک‌های موردعلاقه‌م که استیو آلن

00:08:22.160 --> 00:08:25.320
تو برنامه‌ی تلویزیونی‌ش اجرا کرد

00:08:25.320 --> 00:08:27.830
اینجوری بود که همیشه با مشت می‌کوبید رو میز

00:08:27.830 --> 00:08:30.580
که خیلی خنده‌دار بود
یه بار گفت اخبار

00:08:30.680 --> 00:08:32.640
این روزا خیلی سریع درز می‌کنه

00:08:32.640 --> 00:08:33.820
یادتون باشه که این مال سال ۱۹۵۵ ه

00:08:33.820 --> 00:08:36.580
گفت اخبار این روزا خیلی سریع درز می‌کنه

00:08:36.580 --> 00:08:37.650
اون روزنامه رو بندازین

00:08:37.650 --> 00:08:40.039
و یکی براش روزنامه می‌ندازه و
روزنامه می‌افته رو زمین

00:08:40.039 --> 00:08:41.539
روزنامه رو برمی‌داره و تیترش

00:08:41.539 --> 00:08:45.620
نوشته استیو آلن در تلویزیون ملی روزنامه
را انداخت

00:08:45.620 --> 00:08:46.940
هنوز اون لحظه رو یادمه

00:08:46.940 --> 00:08:48.314
نمی‌دونم چرا یادم میاد

00:08:48.314 --> 00:08:50.630
یه بار فقط داشت حرف می‌زد

00:08:50.630 --> 00:08:51.770
جوک تعریف نمی‌کرد

00:08:51.770 --> 00:08:54.510
گفت یکی از کاریکاتورهای محبوبم

00:08:54.510 --> 00:08:57.860
تصویر دو تا مرده که به دیوار قلعه

00:08:57.860 --> 00:09:01.935
مثلا در ارتفاع دو متری بسته شدن

00:09:01.960 --> 00:09:05.280
طناب رو به مچ دست و پاشون بسته‌ن

00:09:05.280 --> 00:09:10.250
و یکی‌شون به اون یکی می‌گه
خب، نقشه‌ی من اینه

