WEBVTT

00:00:00.367 --> 00:00:05.641
مطالعه‌ی موردی نوشتن:
بارش شهابی

00:00:05.737 --> 00:00:08.070
گفتم شاید خوب باشه نگاهی به
نمایشنامه‌ای بندازیم که نوشتم

00:00:08.070 --> 00:00:10.230
نمایشنامه‌ای که تازه نوشتم و
خیلی بهش افتخار می‌کنم

00:00:10.230 --> 00:00:11.310
و اجرا هم شده

00:00:11.310 --> 00:00:13.950
پس دیگه خوب جمع‌وجور شده

00:00:13.950 --> 00:00:18.060
و شاید بتونم توضیحاتی بدم که

00:00:18.060 --> 00:00:20.100
چرا بعضی اتفاقات به‌خصوص می‌افته

00:00:20.100 --> 00:00:25.170
و یکی از چیزایی که خیلی بهش توجه می‌کنم

00:00:25.170 --> 00:00:31.235
توضیح و روش جاگذاری اون تو متنه

00:00:31.260 --> 00:00:35.610
کلیشه‌ای که تعریف می‌کنم تو یه فیلمه
که دو نفر دارن کنار هم راه می‌رن

00:00:35.610 --> 00:00:41.730
تو خیابون
و یکی‌شون می‌گه: جو، تو برادرمی

00:00:41.730 --> 00:00:43.770
نظرت درمورد فلان و بهمان چیه؟

00:00:43.770 --> 00:00:46.260
چرا باید همچین چیزی رو به برادرت بگی؟

00:00:46.260 --> 00:00:48.190
برادرت می‌دونه خودش کیه

00:00:48.190 --> 00:00:51.240
توضیح ناخوشایندیه

00:00:51.240 --> 00:00:52.760
و خیلی راه‌های دیگه‌ای برای انجامش هست

00:00:52.760 --> 00:00:56.090
همین‌جوری بگین: بابا چی می‌گه؟

00:00:56.090 --> 00:00:57.390
خیلی ساده‌تره

00:00:57.390 --> 00:00:59.910
و خیلی بهتره وقتی این اطلاعات

00:00:59.935 --> 00:01:02.490
جمع‌آوری بشه
تا اینکه گفته بشه

00:01:02.490 --> 00:01:07.980
پس بذارین کامپیوتر کوچیکم رو بیارم

00:01:07.980 --> 00:01:09.360
این نمایشنامه‌ای که نوشتم

00:01:09.360 --> 00:01:11.160
سعی می‌کنم تا جای ممکن خلاصه‌ش کنم

00:01:11.160 --> 00:01:12.330
اسمش بارش شهابیه

00:01:12.330 --> 00:01:13.200
و کمدیه

00:01:13.200 --> 00:01:17.764
قصدش اینه که کمدی باشه و
مردم رو بخندونه

00:01:17.789 --> 00:01:19.660
هدفش اینه

00:01:19.660 --> 00:01:21.440
حالا موقعیت رو شرح می‌دم

00:01:21.440 --> 00:01:26.030
یه زوج چهل و چند ساله، چهل و دو سه
یا چهل و پنج شیش ساله ان

00:01:26.030 --> 00:01:29.840
تو شهر اوهای ایالت کالیفرنیا زندگی می‌کنن
که تو بیابونه

00:01:29.865 --> 00:01:32.210
و یه زوج دیگه رو هم دعوت کردن

00:01:32.210 --> 00:01:37.580
که خیلی خوب نمی‌شناسن و می‌خوان با هم
بارش شهابی رو تو تابستون ببینن

00:01:37.580 --> 00:01:40.200
و بعد هرج و مرج سر می‌رسه

00:01:40.200 --> 00:01:44.060
حالا چجوری این رو می‌گین؟

00:01:44.060 --> 00:01:46.940
اول می‌خواستم این روج رو تعریف کنم

00:01:50.180 --> 00:01:52.100
اسمشون کرکی و نورم‌ه

00:01:52.100 --> 00:01:54.110
زنه تنها روی صحنه است

00:01:54.110 --> 00:01:54.670
مرد رو می‌بینه

00:01:54.670 --> 00:01:55.039
میاد رو صحنه

00:01:55.039 --> 00:01:55.789
مرد هنوز کامل لباس نپوشیده

00:01:55.789 --> 00:01:57.830
مرد می‌گه نورم، تا پونزده دقیقه‌ی دیگه
می‌رسن

00:01:57.855 --> 00:02:01.340
الان تماشاچی می‌دونه که آهان
پس یه نفر داره میاد

00:02:01.340 --> 00:02:03.215
بدون اینکه کاری کرده باشیم

00:02:03.215 --> 00:02:04.340
تا پونزده دقیقه‌ی دیگه می‌رسن

00:02:04.340 --> 00:02:04.839
می‌دونم

00:02:04.839 --> 00:02:05.480
می‌دونم

00:02:05.480 --> 00:02:09.009
مرد می‌گه مسابقه‌ی «جِپِردی» یه سؤال داره

00:02:09.009 --> 00:02:10.810
دارم سعی می‌کنم جوابش رو پیدا کنم

00:02:10.810 --> 00:02:12.560
می‌گه سر زبونمه ها

00:02:12.560 --> 00:02:14.600
سر زبونمه

00:02:14.600 --> 00:02:16.610
الان توضیح می‌دم که جوکش چیه

00:02:16.610 --> 00:02:22.769
ولی این یه پیش‌غذای کوچیکه

00:02:22.769 --> 00:02:23.810
واقعا خیلی مربوط نیست

00:02:23.810 --> 00:02:25.947
ولی معنی داره
بالاخره یه مقصودی داره

00:02:25.947 --> 00:02:27.530
می‌گه سر زبونمه

00:02:27.530 --> 00:02:28.370
اسم یه کتابه

00:02:28.370 --> 00:02:29.119
اسم کتابه

00:02:29.144 --> 00:02:31.430
یه چیزیه تو مایه‌های مرگ بر فاخته

00:02:31.430 --> 00:02:32.680
چیه؟

00:02:32.680 --> 00:02:34.370
مرگ بر فاخته

00:02:34.370 --> 00:02:37.760
و زنش می‌گه آهان کشتن مرغ مقلد

00:02:37.760 --> 00:02:41.270
و حالا با این کار رابطه‌شون رو نشون دادن

00:02:41.270 --> 00:02:44.300
که می‌تونن جمله‌های همدیگه رو کامل کنن

00:02:44.300 --> 00:02:48.130
با این جوک نشون می‌دن همدیگه رو درک می‌کنن

00:02:48.130 --> 00:02:51.606
خب
مرد می‌گه ممنونم

00:02:51.631 --> 00:02:52.130
ممنونم

00:02:52.130 --> 00:02:52.640
ممنونم

00:02:52.640 --> 00:02:54.470
این هم یه دلیل دیگه برای ازدواج

00:02:54.470 --> 00:02:59.180
پس حالا می‌دونیم داستان درباره‌ی ازدواجه

00:02:59.305 --> 00:03:04.500
و هنوز واقعا چیزی نگفتیم
حرف مستقیمی در موردش نزدیم

00:03:05.090 --> 00:03:06.890
و مرد می‌گه اوه

00:03:06.890 --> 00:03:09.140
زن می‌گه مغزت یخ زده بود

00:03:09.140 --> 00:03:09.890
مرد می‌گه وای آره

00:03:09.890 --> 00:03:10.790
سرکوبش کردم

00:03:10.790 --> 00:03:13.850
و وقتی چیزی رو سرکوب می‌کنم
تا جا داره می‌فرستم پایین

00:03:13.850 --> 00:03:15.020
بعد روش خاک می‌ریزم

00:03:15.020 --> 00:03:17.579
که دیگه برنگرده

00:03:17.579 --> 00:03:20.120
بعد زن می‌گه اگه با ناخودآگاهت کنار نیای

00:03:20.120 --> 00:03:21.490
ناخودآگاهت با تو کنار میاد

00:03:21.490 --> 00:03:24.690
این دقیقا موضوع نمایشه

00:03:24.690 --> 00:03:28.190
و اون رو اول صفحه‌ی دو گفتم

00:03:28.190 --> 00:03:32.985
ولی به نظر سخنرانی یا همچین چیزی نمی‌رسه

00:03:33.010 --> 00:03:38.630
و ۶۰ صفحه‌ی بعد اهمیتش معلوم می‌شه

00:03:38.630 --> 00:03:40.880
این جمله مهم می‌شه و کمک می‌کنه به توضیح

00:03:40.880 --> 00:03:42.110
اینکه نمایش درباره‌ی چیه

00:03:42.110 --> 00:03:44.120
اولین باری که اجراش کردیم فکر کردم

00:03:44.120 --> 00:03:50.380
به نظرم تماشاچی تو فهم بعضی مفاهیم به‌خصوص

00:03:50.380 --> 00:03:51.320
تو ماهیت این نمایش مشکل داره

00:03:51.320 --> 00:03:52.695
برای همین این جمله رو درباره‌ی

00:03:52.695 --> 00:03:54.400
ناخودآگاه به اولش اضافه کردم

00:03:54.400 --> 00:03:58.680
چون گفتن همچین چیزی یه کم عجیبه

00:03:58.705 --> 00:04:01.120
و باعث می‌شه تماشاچی صاف بشینه و گوش بده

00:04:01.120 --> 00:04:02.740
این درباره‌ی چی بود؟

00:04:02.740 --> 00:04:06.010
پس این چیزا بعدا میاد

00:04:06.010 --> 00:04:08.380
و نمایشنامه کم‌کم به خودش شکل می‌گیره

00:04:08.380 --> 00:04:10.580
زمانی که می‌فهمین به چی نیاز دارین

00:04:10.580 --> 00:04:16.214
پس اگه فکر کردین نشستم و همه‌ی این‌ها رو
خطی نوشتم

00:04:16.214 --> 00:04:20.100
حتما فکر کردین باورنکردنیه
همه‌چیز در هم تنیده است

00:04:20.100 --> 00:04:22.570
نه. اول نوشته شده و بعد بررسی شده

00:04:22.570 --> 00:04:24.280
و گفتم این یعنی چی؟

00:04:24.280 --> 00:04:26.320
می‌تونم مقدمه‌ش رو زودتر بچینم؟

00:04:26.320 --> 00:04:28.510
می‌تونم به طور نامحسوس در موردش صحبت کنم؟

00:04:28.535 --> 00:04:32.610
که بعدا معنی پیدا کنه؟

00:04:32.610 --> 00:04:34.274
بعد زن این جمله رو می‌گه

00:04:34.274 --> 00:04:35.940
اگه با ناخودآگاهت کنار نیای

00:04:35.940 --> 00:04:36.856
ناخودآگاهت با تو کنار میاد

00:04:36.856 --> 00:04:38.430
مرد می‌گه عجب جمله‌ای

00:04:38.430 --> 00:04:39.390
کی گفته؟

00:04:39.390 --> 00:04:42.490
زن می‌گه تو اون کتابه بود، یادته؟

00:04:42.490 --> 00:04:44.659
مرد می‌گه آهان، آره آره

00:04:44.659 --> 00:04:48.860
حالا این جا بدون اینکه چیزی گفته بشه

00:04:48.860 --> 00:04:51.140
نشون می‌ده هر دو یه کتاب رو خوندن

00:04:51.140 --> 00:04:53.840
یه کتاب روانشناسی رو خوندن

00:04:53.840 --> 00:04:55.790
و خیلی نامحسوسه

00:04:55.790 --> 00:04:57.500
ولی تماشاچی داره توجه می‌کنه

00:04:57.500 --> 00:04:59.360
و تمام این‌ها رو می‌فهمه

00:04:59.385 --> 00:05:02.430
پس تا الان گفتیم که یه زوجن

00:05:02.430 --> 00:05:04.940
می‌فهمن که به هم نزدیک ان

00:05:04.940 --> 00:05:06.680
رابطه‌ی نزدیکی تو ازدواج دارن

00:05:06.680 --> 00:05:09.590
و احتمالا هنوز دارن رابطه‌شون رو بررسی
می‌کنن

00:05:09.590 --> 00:05:14.120
بعد زن می‌گه زنه چجور آدمیه؟

00:05:14.120 --> 00:05:16.700
هنوز نگفتیم کسی داره میاد خونه

00:05:16.700 --> 00:05:19.790
ولی تو این جمله

00:05:19.790 --> 00:05:21.710
خیلی اطلاعات زیادی هست

00:05:21.710 --> 00:05:22.540
زنه چجور آدمیه؟

00:05:22.540 --> 00:05:24.120
مرد می‌گه نمی‌دونم

00:05:24.120 --> 00:05:24.800
فقط مرده رو می‌شناسم

00:05:24.800 --> 00:05:26.986
زنه رو نمی‌شناسم

00:05:26.986 --> 00:05:28.610
ویراستار نسخه‌ی وست کوست مجله‌ی ووگ بوده

00:05:28.635 --> 00:05:31.535
فقط چند تا اطلاعات کوچیک داریم می‌دیم

00:05:31.535 --> 00:05:33.409
مرد می‌گه فقط پنج دقیقه دیدمش

00:05:33.409 --> 00:05:35.600
بعد از تنیس اومده بود دنبال جرالد

00:05:35.600 --> 00:05:38.900
اون بود که به بارش شهابی اشاره کرد

00:05:38.900 --> 00:05:43.670
پس حالا اطلاعات رو جاگذاری کردیم
بدون اینکه بگیم

00:05:43.670 --> 00:05:46.930
بدون اینکه بگیم

00:05:46.930 --> 00:05:49.550
یه جرالدی هست و یه زوجی که میان ما رو
ببینن

00:05:49.550 --> 00:05:51.170
و با ما بارش شهابی رو ببینن

00:05:51.170 --> 00:05:52.700
هیچ وقت چنین کاری نکردیم

00:05:52.700 --> 00:05:55.040
بعد زن می‌گه چجوری بحث بارش شهابی تو

00:05:55.040 --> 00:05:56.240
مکالمه‌تون پیش اومد؟

00:05:56.240 --> 00:05:58.074
مرد می‌گه زنه گفت جرالد می‌خواد

00:05:58.074 --> 00:06:00.715
بره بیرون شهر تا این بارش شهابی رو بینه
تا حالا اسمش رو نشنیده بودم

00:06:00.740 --> 00:06:03.140
جرالد بادی به غبغبش انداخته بود
هی می‌گفت بارانی از آتشه

00:06:03.140 --> 00:06:04.430
آدم که نمی‌شه باران آتش رو نبینه

00:06:04.430 --> 00:06:05.480
یه بار تو زندگی اتفاق می‌افته

00:06:05.480 --> 00:06:06.570
فلان و بهمان

00:06:06.570 --> 00:06:09.440
حالا اتفاقی که اینجا داره می‌افته

00:06:09.440 --> 00:06:11.990
یه مقدمه‌ی استعاریه برای

00:06:11.990 --> 00:06:13.430
اتفاقی که قراره تو نمایش بیافته

00:06:13.430 --> 00:06:16.820
همچنین دارین این طرف که اسمش جرالده رو
توصیف می‌کنین

00:06:16.820 --> 00:06:21.190
و می‌فهمین که آدم مغروریه

00:06:21.190 --> 00:06:23.560
و همه‌ی اینا با توصیف انجام شده

00:06:23.560 --> 00:06:25.555
آشکارا انجام نشده

00:06:25.555 --> 00:06:28.480
مرد می‌گه بعد من گفتم ما تو اوهای زندگی
می‌کنیم

00:06:28.480 --> 00:06:30.265
جرالد گفت از اونجا ستاره‌ها دیده می‌شه؟

00:06:30.290 --> 00:06:32.530
و من گفتم آره آخر هفته‌ها برای خرید میان
هار هار

00:06:32.530 --> 00:06:35.760
و جرالد بی‌هیچ حسی به من نگاه کرد
ولی زنه خندید

00:06:35.760 --> 00:06:38.770
بعد همسرش می‌گه تو هم خوشت اومد؟

00:06:38.770 --> 00:06:39.965
آره، شوخی‌م رو فهمید

00:06:39.965 --> 00:06:41.433
بعد زن می‌گه من آدما رو می‌فهمم

00:06:41.433 --> 00:06:43.100
می‌دونم کی می‌خوان با یکی بخوابن

00:06:43.100 --> 00:06:44.810
اونم وقتی تازه دو ثانیه است اونا رو دیدن

00:06:44.810 --> 00:06:46.250
حالا داریم وارد می‌شیم

00:06:46.250 --> 00:06:49.880
یه ذره حسادت تو همین مکالمه

00:06:49.880 --> 00:06:52.610
شکل گرفته

00:06:52.610 --> 00:06:55.640
و اینجوری نمایش رو شروع می‌کنیم

00:06:55.640 --> 00:07:02.387
حالا سر صفحه‌ی ۳ همه‌چیز رو خوب می‌دونیم

00:07:02.412 --> 00:07:03.620
من دوست دارم اینجوری باشه

00:07:03.620 --> 00:07:05.660
می‌تونه کلا یه جور دیگه پیش بره

00:07:05.660 --> 00:07:09.760
می‌تونه کم‌کم همه‌چیز برملا بشه
که فکر می‌کنم این نمایشنامه هم همین‌جوریه

00:07:09.760 --> 00:07:12.550
همین طور که پیش می‌ره لایه‌لایه باز می‌شه

00:07:12.550 --> 00:07:17.980
ولی امیدوارم از همون اول

00:07:17.980 --> 00:07:22.140
یه کم دسیسه و راز وجود داشته باشه

00:07:22.140 --> 00:07:25.014
ولی رازی در مورد اتفاقی که داره می‌افته
وجود نداره

00:07:25.014 --> 00:07:26.430
تماشاچی باید بدونه چه اتفاقی
داره می‌افته

00:07:26.430 --> 00:07:29.730
به نظرم همینه که باعث می‌شه چیزی

00:07:29.755 --> 00:07:32.430
همزمان هم نگاه‌کردنش آسون باشه
هم جذاب باشه

00:07:32.430 --> 00:07:35.340
دارین چیزی جذاب خلق می‌کنین

00:07:35.340 --> 00:07:38.970
و همزمان دارین داستان رو هم براشون
تعریف می‌کنین

00:07:38.970 --> 00:07:39.902
به نوعی بی‌دردسر

00:07:39.974 --> 00:07:45.967
کارکاترها رو بیشتر وارد کنین
تا به‌شون جون بدین

00:07:46.080 --> 00:07:49.200
سه تا از کاراکترهام خوب در اومده بودن

00:07:49.200 --> 00:07:51.030
واقعا خوب در اومده بودن

00:07:51.030 --> 00:07:53.880
گفتم ولی این کاراکتر چهارم یه کم

00:07:53.880 --> 00:07:54.820
مبهمه

00:07:57.210 --> 00:08:00.849
بعضی وقتا نمی‌دونم کی دیالوگی براش بذارم

00:08:00.874 --> 00:08:02.530
گفتم خب داریم آماده می‌شیم برای این کار

00:08:02.530 --> 00:08:04.720
بهتره یه کم بیشتر به‌ش دیالوگ بدم

00:08:04.720 --> 00:08:07.480
که بیشتر توی داستان دخیلش کنم

00:08:07.480 --> 00:08:11.280
و فقط چیزای کوچیکی بود مثل یالا عزیزم

00:08:11.280 --> 00:08:16.240
دیالوگ‌های کوچیکی که تو صحنه زنده نگه‌ش
می‌داشت

00:08:16.240 --> 00:08:19.030
و وقتی جلسه‌ی تمرین رو دیدم

00:08:19.030 --> 00:08:22.770
که بازیگر خوبی به اسم «الکس هندریکسن» داشتیم

00:08:22.770 --> 00:08:26.520
که نقش چهارم رو بازی می‌کرد و برای من
شفافش کرد

00:08:26.520 --> 00:08:29.940
پس با بیشتر وارد کردنش در صحنه

00:08:30.000 --> 00:08:33.150
بیشتر زنده کردنش و دیدنش تفسیر بازیگر

00:08:33.150 --> 00:08:36.659
از اون
تونستم به طور کامل

00:08:36.659 --> 00:08:38.070
کاراکتر و عملکرد کاراکتر

00:08:38.070 --> 00:08:40.289
در نمایش رو ببینم

00:08:40.289 --> 00:08:42.789
و تونستم با همین سمت و سو بنویسم

00:08:42.789 --> 00:08:44.980
خیلی خیلی به من کمک کرد

00:08:44.980 --> 00:08:51.010
با سه چهارم کاراکترها کار رو کلید زدم

00:08:51.010 --> 00:08:53.160
و بعد کاراکتر چهارم وقتی داشتیم روی

00:08:53.160 --> 00:08:56.660
نمایش کار می‌کردم به طور موفقیت‌آمیزی رشد
کرد

00:08:56.660 --> 00:08:58.363
و زمانی که داشتیم پیش‌نمایش می‌دادیم

00:08:59.254 --> 00:09:05.381
هیچ ویرایشی بیش از حد کوچیک نیست

00:09:05.650 --> 00:09:08.050
خیلی وقتا ویرایش رو تموم می‌کنین

00:09:08.050 --> 00:09:10.300
چون دیگه وقت ندارین

00:09:10.300 --> 00:09:14.830
و می‌تونین تا ابد با یه چیزی بازی کنین

00:09:14.830 --> 00:09:19.090
ولی مثلا تو بارش شهابی

00:09:19.090 --> 00:09:21.400
تو اولین بازخوانی می‌تونم ببین

00:09:21.400 --> 00:09:25.690
یه مشکلی وجود داره تو درک تماشاچی

00:09:25.690 --> 00:09:29.920
از پیام کلی نمایش
با اینکه

00:09:29.945 --> 00:09:31.970
تمام مدت دارن می‌خندن

00:09:31.970 --> 00:09:36.904
ولی بعضی آدما می‌گن نمایش درباره‌ی چی بود؟

00:09:36.904 --> 00:09:39.320
اونوقت بعضیای دیگه می‌گن نه کاملا فهمیدم
چی بود

00:09:39.320 --> 00:09:41.720
و معمولا بین مخاطبین جوان و مخاطبین مسن
تقسیم می‌شد

00:09:41.720 --> 00:09:44.120
جوون‌ها کاملا می‌فهمیدن

00:09:44.120 --> 00:09:47.210
مسن‌ها دنبال یه تجربه‌ی تئاتر کلاسیک‌تر 
بودن

00:09:47.210 --> 00:09:48.910
به نظرم

00:09:48.910 --> 00:09:53.400
بنابراین وقتی برای اجرا به کانتیکت رفتیم
به این مشکل رسیدگی کردم

00:09:53.400 --> 00:09:58.730
و چند تغییر کوچیک دادم
فقط یه جمله، در واقع دو جمله

00:09:58.755 --> 00:10:02.200
و دیگه اون مدل بازخورد نگرفتم

00:10:02.200 --> 00:10:04.760
گفتم واقعا مشکل فقط همون دو جمله بود؟

00:10:04.760 --> 00:10:09.869
یا همین باعث شده به طرز اسرارآمیزی
کار بهتر ببنده؟

00:10:10.810 --> 00:10:13.030
و حالا احساس می‌کنم

00:10:13.030 --> 00:10:14.440
کار کامل شده

00:10:14.440 --> 00:10:17.480
احساس می‌کنم کامل شده چون سؤالاتی که داشتم

00:10:17.480 --> 00:10:19.100
جواب داده شده

00:10:19.100 --> 00:10:21.200
حالا احتمالا دوباره اجرا داشته باشیم

00:10:21.200 --> 00:10:24.140
و مطمئنم باز هم تغییراتی خواهیم داشت

00:10:24.140 --> 00:10:28.165
ولی فکر نمی‌کنم تغییر اساسی یا عمل جراحی
اساسی بخواد

00:10:28.190 --> 00:10:32.630
درواقع امیدوارم دوباره اجراش کنیم و بفهمم

00:10:32.630 --> 00:10:34.850
خیلی خب، دیگه می‌تونم استراحت کنم

00:10:34.850 --> 00:10:37.310
نمایش کامل شده و جواب می‌ده

00:10:37.310 --> 00:10:40.610
قابل درکه
قابل فهمه

00:10:40.610 --> 00:10:43.070
به اندازه‌ی کافی رازآمیز هست
که همین رو دوست دارم

00:10:43.070 --> 00:10:45.710
برای همین فقط یه سریال طنز موقعیت نیست

00:10:45.710 --> 00:10:46.760
این یه عنصر مهمه

00:10:46.760 --> 00:10:49.400
گفتم درباره‌ی دو تا زوج می‌نویسم

00:10:49.400 --> 00:10:51.620
چجوری نذارم اثرم مثل یه سریال طنز
موقعیت تلویزیونی بشه؟

00:10:51.620 --> 00:10:55.460
چون سریال‌های طنز موقعیت خیلی خنده‌دارن
خیلی سطح بالان

00:10:55.460 --> 00:10:57.230
همه‌چیز رو پوشش می‌دن

00:10:57.230 --> 00:10:59.450
این یکی از چالش‌های من موقع نوشتن بود

00:10:59.475 --> 00:11:03.249
که به نوشته زندگی دیگه‌ای بدم که نشه

00:11:03.249 --> 00:11:04.790
توی تلویزیون اجرا کرد

00:11:04.790 --> 00:11:06.050
چیزی که نشه

00:11:06.050 --> 00:11:08.300
تو تلویزیون دیدش

00:11:08.300 --> 00:11:11.740
باید تو سالن تئاتر بشینین تا درکش کنین

