WEBVTT

00:00:00.125 --> 00:00:06.195
جوک و تکه‌های طنز

00:00:06.449 --> 00:00:11.868
خودتون رو موضوع جوک‌هاتون کنین

00:00:12.110 --> 00:00:13.610
یادمه وقتی تازه شروع کرده بودم

00:00:13.610 --> 00:00:19.580
با خودم فکر کردم جوکای معمولی اینجوری
شروع می‌شه که

00:00:19.580 --> 00:00:20.830
یارو می‌ره تو یه بار

00:00:20.830 --> 00:00:23.560
این کاریه که مثلا تو وگاس یا جایی مثل این
انجام می‌دن

00:00:23.560 --> 00:00:25.910
دیدم چند نفر اومدن اینجا فلان و بهمان

00:00:25.910 --> 00:00:27.030
فلان فلان

00:00:27.030 --> 00:00:29.189
با خودم فکر کردم برعکسش کنم

00:00:29.214 --> 00:00:30.745
جوکام فقط باید درباره‌ی خودم باشه

00:00:30.770 --> 00:00:34.043
می‌رم می‌گم اون روز خودم رفتم تو یه بار

00:00:34.340 --> 00:00:40.430
و همین تغییر کوچیک کم‌کم کاراکتری برای
من ساخت

00:00:40.430 --> 00:00:42.644
چون شوخی‌هام همیشه درباره‌ی خودم بود

00:00:43.310 --> 00:00:49.034
من کالبدی برای مخابره‌ی جوک درباره‌ی
آدم‌های دیگه نبودم

00:00:49.680 --> 00:00:53.929
تبدیل به کاراکتری شدم که زندگی و شخصیت داشت

00:00:54.266 --> 00:01:00.036
انتظاری به وجود بیارین
بعد اون رو بپیچونین

00:01:00.420 --> 00:01:03.180
هنوز یکی از اولین جوک‌هایی که

00:01:03.180 --> 00:01:09.480
برای اجرای «عصر مدرن» خودم در دهه‌های
شصت و هفتاد نوشتم یادم میاد

00:01:09.480 --> 00:01:13.320
گربه‌م داشت از جلوم رد می‌شد

00:01:13.320 --> 00:01:14.430
و جوکش اینجوری بود که

00:01:14.430 --> 00:01:16.814
نهایتا این شکلی شد:

00:01:16.814 --> 00:01:18.670
این یکی داستانش جالبه

00:01:18.670 --> 00:01:21.458
اون روز گربه‌م رو حموم کردم

00:01:24.835 --> 00:01:27.210
همیشه به‌م می‌گفتن نباید گربه‌تون رو
حموم کنین

00:01:27.210 --> 00:01:29.330
ولی گربه‌ی من از بیرون اومده بود و خیلی
کثیف بود

00:01:29.355 --> 00:01:30.720
برای همین تصمیم گرفتم حمومش کنم

00:01:30.720 --> 00:01:31.610
خیلی عالی بود

00:01:31.610 --> 00:01:33.380
اگه گربه دارین، نگرانش نباشین

00:01:33.380 --> 00:01:34.430
عاشق حموم کردن ان

00:01:34.430 --> 00:01:35.075
همونجا نشست

00:01:35.075 --> 00:01:36.740
کلی کیف کرد

00:01:36.740 --> 00:01:38.240
به من هم خوش گذشت

00:01:39.645 --> 00:01:42.378
فقط موهاش می‌چسبید به زبونم
ولی بجز اون

00:01:42.378 --> 00:01:44.274
خیلی عالی بود

00:01:47.600 --> 00:01:50.580
«میچ هدبرگ» جمله‌ای داشت که همیشه
من رو به خنده می‌ندازه

00:01:50.580 --> 00:01:55.690
می‌گفت قبلا مواد مصرف می‌کردم

00:01:55.690 --> 00:01:59.180
هنوز هم مصرف می‌کنم
ولی قبلا هم مصرف می‌کردم

00:01:59.205 --> 00:02:02.350
یه پیچش جالبی داشته

00:02:02.350 --> 00:02:10.267
هر دو این جوک‌ها وابسته به استفاده‌ی 
نادرستی از زبان ان

00:02:10.267 --> 00:02:12.850
یا به این فرض که ما از قبل می‌دونیم چی
می‌خوای بگی

00:02:12.850 --> 00:02:17.420
وقتی می‌گفت قبلا مواد مصرف می‌کردم

00:02:17.420 --> 00:02:18.850
دقیقا می‌دونیم منظورش چیه

00:02:18.850 --> 00:02:20.620
قبلا مصرف می‌کرد و دیگه نمی‌کنه

00:02:20.620 --> 00:02:21.940
معنیش همینه

00:02:21.940 --> 00:02:24.737
و وقتی جمله‌ش رو اینجوری کامل می‌کنه که
«خب، هنوز هم مصرف می‌کنم»

00:02:24.737 --> 00:02:27.070
می‌فهمین که حواستون نبوده این جمله می‌تونه

00:02:27.070 --> 00:02:29.720
معنیش این نباشه که دیگه کارش رو کنار گذاشته

00:02:29.745 --> 00:02:31.720
و اون جمله، که البته جوک جالبی نیست

00:02:31.720 --> 00:02:33.940
نمی‌خوام بگم جوکی که درباره‌ی حموم‌کردن

00:02:33.940 --> 00:02:35.380
گربه‌م بوده خوبه

00:02:35.380 --> 00:02:39.520
تصویری که به ذهن خطور می‌کنه اینه که
گربه توی سینکه

00:02:39.520 --> 00:02:42.220
با صابون و آب

00:02:42.220 --> 00:02:44.170
و این تصویر کاملا می‌شکنه

00:02:44.170 --> 00:02:46.480
وقتی تصویر من که گربه‌م رو لیس می‌زنم
وارد می‌شه

00:02:49.350 --> 00:02:50.613
من به زبان علاقه‌مندم

00:02:50.638 --> 00:02:51.660
یه جورایی خصوصیت منه

00:02:51.660 --> 00:02:53.040
آخه کمدین حرفه‌ای بودن همینه دیگه

00:02:53.040 --> 00:02:54.748
باید دانش خوبی از زبان داشته باشین

00:02:54.748 --> 00:02:56.050
و خب، بیاین روراست باشیم

00:02:56.050 --> 00:02:57.466
کلمات مثل موم تو دست بعضی آدماست

00:02:57.466 --> 00:02:58.219
برای بقیه...

00:03:02.500 --> 00:03:06.300
آهان، گمونم مثل موم نیست

00:03:06.300 --> 00:03:07.860
یه بار می‌خواستم بشینم و

00:03:07.860 --> 00:03:09.151
یه آهنگی بزنم

00:03:09.151 --> 00:03:11.970
با خودم گفتم واقعا تا حالا آهنگ اعتراضی
ننوشتم

00:03:11.970 --> 00:03:16.800
ولی کار افرادی مثل «جوآن بائز»
یا «باب دیلن» رو تحسین می‌کنم

00:03:16.800 --> 00:03:19.530
برای همین وقتی این آهنگ به ذهنم رسید

00:03:19.530 --> 00:03:22.630
گفتم این حتما از ته دلم برخاسته

00:03:22.630 --> 00:03:25.200
اسمش هست
«بیاید دستمزد قانون کار را بپردازیم

00:03:25.200 --> 00:03:27.490
درست آنجا که زنان کار می‌کنند»

00:03:27.591 --> 00:03:30.390
نمی‌خوام بگم این خنده‌دارترین جوک دنیاست

00:03:30.692 --> 00:03:34.660
ولی این پیچش کوچیک و ظریف

00:03:34.660 --> 00:03:37.740
این چیز غیرمنتظره

00:03:37.740 --> 00:03:41.400
می‌تونه فقط تو قیافه‌تون باشه

00:03:41.400 --> 00:03:43.680
می‌تونه واکنش چهره‌تون باشه

00:03:43.680 --> 00:03:45.740
به حرفی که زدین

00:03:47.519 --> 00:03:52.860
تنوع جوک‌ها باید

00:03:52.860 --> 00:03:55.964
به اندازه‌ی تنوع مجری‌ها یا اتم‌ها باشه

00:03:55.964 --> 00:03:57.255
جوک‌ها مثل نت‌های موسیقی می‌مونن

00:03:57.855 --> 00:04:03.663
کمی طنز طعنه‌آمیز اضافه کنین

00:04:04.175 --> 00:04:07.145
فکر می‌کنم مطالعه‌ی مغالطه

00:04:07.170 --> 00:04:09.390
برای کمدین‌ها خیلی جالبه چون

00:04:09.390 --> 00:04:13.500
درباره‌ی نتیجه‌گیری اشتباهه

00:04:13.500 --> 00:04:19.079
کاری که من همیشه با عناصر کمدی
تو اجراهام انجام می‌دم

00:04:19.079 --> 00:04:21.227
طنز طعنه‌آمیز دقیقا همینه

00:04:21.252 --> 00:04:25.490
گرفتن نتیجه‌ی غلطه
و گفتن چیزی که دقیقا مخالف حقیقته

00:04:25.490 --> 00:04:30.000
می‌تونه به سادگی گفتن «چقدر این کلاب شبانه
زیباست» باشه

00:04:30.720 --> 00:04:34.110
مردم واقعا به طنز طعنه‌آمیز 
واکنش نشون می‌دن

00:04:34.110 --> 00:04:39.480
به نظرم از نظر اجتماعی راهی برای
بیان نظراته

00:04:39.480 --> 00:04:42.570
راه خیلی ظریفی برای
بیان نظراته

00:04:42.570 --> 00:04:48.920
مثلا «وای خداجون
چه مرد خوشتیپی»

00:04:48.920 --> 00:04:53.130
هضمش هم راحت‌تره

00:04:53.130 --> 00:04:56.550
و در ضمن، صرف گفتنش هم فضیلت 
به شمار میاد

00:04:56.550 --> 00:05:01.550
اگه بتونین جوکی تعریف کنین که
به خودی خود خنده‌دار باشه

00:05:01.590 --> 00:05:06.030
ولی شاید در سطح دیگه‌ای هم معنی داشته باشه

00:05:06.030 --> 00:05:12.030
مثلا من همیشه احساس می‌کردم رو
صحنه خل و چل به نظر میام

00:05:12.030 --> 00:05:16.500
ولی خل و چل بودنم طنز طعنه‌آمیزه
چون سطح دیگه‌ای هم توش وجود داره

00:05:16.500 --> 00:05:20.790
مثلا می‌شه گفت دیوونگی نیست که
خل و چل باشیم؟

00:05:20.790 --> 00:05:25.180
یا خنده‌دار نیست که خنده‌دار باشیم؟

00:05:25.180 --> 00:05:31.953
و به نظر من این سطح کوچیک دیگه
واقعا به اجرا کمک می‌کنه

00:05:32.760 --> 00:05:38.019
فکرتون رو از جمله‌ی اصلی فراتر ببرین

00:05:38.560 --> 00:05:41.050
در دهه‌ی هفتاد

00:05:41.050 --> 00:05:43.420
زمانی که، چون کلمه‌ای بهتری وجود نداره

00:05:43.420 --> 00:05:45.520
می‌تونیم بگیم دوران رادیکالی بود

00:05:45.520 --> 00:05:48.420
بیشتر کمدین‌ها جوک تعریف می‌کردن

00:05:48.420 --> 00:05:54.330
و ساختار جوک اینجوری بود که اینجا
مقدمه‌چینه و اینجا

00:05:54.330 --> 00:05:55.590
جمله‌ی اصلیه

00:05:55.590 --> 00:05:59.400
و بعد اگه تماشاچی فکر کنه جمله‌ی اصلی
خنده‌داره

00:05:59.425 --> 00:06:03.060
بسته به اینکه فکر کنه چقدر خنده‌داره
می‌خنده

00:06:03.060 --> 00:06:07.644
یا حتی اگه جمله‌ی اصلی خنده‌دار نباشه

00:06:07.644 --> 00:06:09.060
باز هم یه ذره می‌خندن

00:06:09.060 --> 00:06:14.130
به خاطر زمان‌بندی و نوعی ریتم

00:06:14.130 --> 00:06:16.240
با خودم فکر کردم بعضی وقتا این خنده‌ها
واقعیه

00:06:16.240 --> 00:06:19.770
ولی پس اون مدل خنده چی

00:06:19.770 --> 00:06:25.660
که با دوستام می‌خندم
وقتایی که اینقدر از ته دل می‌خندیم

00:06:25.660 --> 00:06:27.810
که نمی‌دونیم به چی داریم می‌خندیم

00:06:27.810 --> 00:06:30.000
گفتم خنده‌ی واقعی اونه

00:06:31.120 --> 00:06:33.760
گفتم اگه بتونم اجرایی داشته باشم

00:06:33.760 --> 00:06:36.380
که کل جمله‌های اصلی رو از توش
حذف کرده باشم چی می‌شه؟

00:06:36.380 --> 00:06:38.775
این چیزی که دارم توصیف می‌کنم با کاری
که کردم یه کم فرق داره

00:06:38.775 --> 00:06:40.400
اینجوری انگار مقدمه‌چینی کردم

00:06:40.400 --> 00:06:43.700
ولی جمله‌ی اصلی رو نگفتم

00:06:43.700 --> 00:06:47.470
ولی تمام نظریات رایج طنز اون زمان

00:06:47.470 --> 00:06:50.400
می‌گفت جوک تنش به وجود میاره

00:06:50.400 --> 00:06:52.590
و بعد جمله‌ی اصلی تنش رو تخلیه می‌کنه

00:06:55.130 --> 00:07:02.998
برای همین فکر کردم چی می‌شه اگه تنش رو
به وجود بیارم ولی هیچ وقت تخلیه‌ش نکنم؟

00:07:04.530 --> 00:07:10.190
اینجوری تماشاچی مجبور می‌شه بالاخره

00:07:10.190 --> 00:07:12.410
خودش تنش‌ش رو تخلیه کنه

00:07:12.410 --> 00:07:15.260
خودش یه چیز خنده‌دار پیدا می‌کنه

00:07:15.260 --> 00:07:19.980
نه اینکه من بهش بگم چی خنده‌داره

00:07:19.980 --> 00:07:21.900
ولی باید پیداش کنه وگرنه

00:07:21.900 --> 00:07:24.930
از تنش پر می‌شه

00:07:24.930 --> 00:07:30.000
برای همین شروع کردم به اجرای تکه‌های طنز
بی‌معنی

00:07:30.025 --> 00:07:33.570
یکیش اینجوری بود که می‌گفتم...

00:07:33.570 --> 00:07:37.415
این یکی رو همون اوایل دوران کاریم انجام
می‌دادم، دیگه حتی به نظر خودم بامزه هم نیست

00:07:37.440 --> 00:07:43.020
اینجوری می‌گفتم:
«حالا یه تکه‌ی کمدی فوق‌العاده اجرا می‌کنم

00:07:43.020 --> 00:07:45.240
«اجرای بینی روی میکروفن»

00:07:45.240 --> 00:07:47.220
بعد خم می‌شدم و دماغم رو

00:07:47.220 --> 00:07:51.270
یک دقیقه روی میکروفن می‌ذاشتم و بعد
متشکرم متشکرم

00:07:51.270 --> 00:07:52.909
متشکرم
متشکرم

00:07:52.909 --> 00:07:55.010
بعد تعظیم اغراق‌آمیزی می‌کردم
انگار

00:07:55.010 --> 00:07:57.330
بهترین تکه‌ی طنز تاریخ رو اجرا کردم

00:07:58.920 --> 00:08:05.052
تکه‌های طنزی داشتم که یه جورایی
آبسورد و بی‌معنی بود

00:08:05.920 --> 00:08:15.139
و از همون تکه‌ها شخصیتی روی صحنه شکل گرفت

00:08:16.030 --> 00:08:23.870
کم‌کم فهمیدم باید جوری به نظر برسم

00:08:23.870 --> 00:08:29.120
که انگار خودم فکر می‌کنم 
کارم خیلی خنده‌داره

00:08:30.995 --> 00:08:34.200
و هیچوقت اعتراف نکنم که خنده‌دار نیست

00:08:34.200 --> 00:08:35.490
یا خنده نگرفتم

00:08:35.490 --> 00:08:40.289
یه جوری ادامه بدم که انگار من کارم درسته

00:08:40.289 --> 00:08:41.780
شمایین که هنوز نمی‌فهمین

00:08:42.404 --> 00:08:47.535
تکه‌ی طنزی رو از یک ایده پرورش بدین

00:08:48.000 --> 00:08:52.260
وقتی یازده، دوازده، سیزده ساله بودم و تازه
کارم رو شروع کرده بودم تجربه‌ی خوبی داشتم

00:08:52.260 --> 00:08:57.960
تو دیزنی‌لند فروشنده‌ی کتاب‌های راهنمای
چند شغل بودم

00:08:57.960 --> 00:09:00.945
ولی اونجا فرصت داشتم یک کمدین رو ببینم

00:09:00.970 --> 00:09:04.380
اسمش «والی بوگ» بود و
توی فرانتیرلند

00:09:04.380 --> 00:09:05.970
تو نمایش‌خانه‌ی نعل طلایی کار می‌کرد

00:09:05.970 --> 00:09:08.360
روزی چهار یا پنج تا اجرا داشت

00:09:11.170 --> 00:09:13.760
و مجانی بود و می‌تونستم برم تو تماشا کنم

00:09:13.760 --> 00:09:15.844
اون اولین کمدینی بود که به صورت زنده
اجراش رو دیدم

00:09:16.008 --> 00:09:18.260
و در واقع یکی از بهترین تکه‌های اجرام رو
از اجرای اون ایده گرفتم

00:09:18.260 --> 00:09:19.400
اون حیوون بادکنکی درست می‌کرد

00:09:19.400 --> 00:09:24.110
برای همین وقتی شروع کردم به
فکر کردن به اجرای خودم

00:09:24.110 --> 00:09:26.420
فکر کردم می‌تونم تقلید طنزآمیزی از
حیوون‌های بادکنکی داشته باشم

00:09:26.420 --> 00:09:30.664
این می‌تونه درس خوبی برای پرورش
ایده‌ی تکه‌های طنز باشه

00:09:30.800 --> 00:09:33.710
گفتم ایده‌ی حیوون‌های بادکنکی رو دارم

00:09:33.710 --> 00:09:35.667
ولی عوضش حیوون‌های بادکنکی افتضاحی
درست می‌کنم

00:09:35.667 --> 00:09:36.500
اجرام همین می‌شه

00:09:36.500 --> 00:09:39.530
حیوونای بادکنکی افتضاح درست می‌کنم

00:09:39.530 --> 00:09:43.850
خب، حالا اومدیم بادکنکای افتضاح درست
کردیم. جوکش کجاشه؟

00:09:43.850 --> 00:09:46.820
فکر کردم اولی رو که درست کردم، یه چیزی
دارم که

00:09:46.820 --> 00:09:48.410
شبیه هیچی نیست

00:09:48.410 --> 00:09:49.520
اون موقع می‌گم: «هاپو کوچولو»

00:09:49.520 --> 00:09:51.680
اینجوری یه مدل خنده می‌گیرین

00:09:51.680 --> 00:09:54.020
بعد یکی دیگه درست می‌کنم که شبیه

00:09:54.020 --> 00:09:59.610
باکتری مارپیچی چیزی باشه
بعد می‌گم «بیماری مقاربتی»

00:09:59.635 --> 00:10:00.720
اینجوری جوک اضافه می‌کردم

00:10:00.720 --> 00:10:04.550
می‌گفتم... یادم نمیاد
چجوری به اینجا می‌رسیدم

00:10:04.550 --> 00:10:07.730
ولی می‌گفتم: «اینجوری رو لبتون
ظاهر می‌شه»

00:10:07.730 --> 00:10:10.460
و بادکنک رو اینجا نگه می‌داشتم
که این شکلی می‌شد

00:10:10.460 --> 00:10:14.586
و همین طور ادامه می‌دین تا به یک اجرای
روتین برسین

00:10:14.586 --> 00:10:15.710
بعد جوکای دیگه اضافه می‌کنین

00:10:15.710 --> 00:10:20.580
مثلا سعی می‌کردم بادکنک رو باد کنم

00:10:20.580 --> 00:10:22.055
این یکی رو جای دیگه‌ای هم ندیده بودم

00:10:24.790 --> 00:10:26.910
And the balloon would go out.

00:10:26.910 --> 00:10:29.332
بعد بدون اینکه لبام رو از روی بادکنک بردارم
اینجوری می‌کردم

00:10:30.462 --> 00:10:31.920
همین کار رو دو یا سه بار انجام می‌دادم

00:10:31.920 --> 00:10:33.380
بعد می‌گفتم ای بابا بادکنک رو باد
نمی‌کنم که

00:10:33.380 --> 00:10:35.520
و بعد کم‌کم، در طی سال‌ها

00:10:35.520 --> 00:10:37.860
این تکه‌ی کوچیک رشد پیدا کرد

00:10:37.860 --> 00:10:39.810
و تبدیل به یکی از بخشای اصلی
اجرام شد

00:10:39.810 --> 00:10:43.364
ولی همه‌ش از حیوونای بادکنکی بد شروع شد

00:10:43.970 --> 00:10:44.970
الان به‌تون می‌گم چه کار می‌کنم

00:10:44.970 --> 00:10:46.070
با همین شرایط موجود می‌سازم

00:10:46.070 --> 00:10:51.255
با بادکنک حیوون می‌سازم
ولی بادکنکا رو باد نمی‌کنم

00:10:55.199 --> 00:10:56.678
زرافه

00:11:02.110 --> 00:11:04.484
کلیسای سیتین

00:11:05.975 --> 00:11:11.442
خب، ببینیم چی می‌شه

00:11:20.885 --> 00:11:21.980
چه حس خوبی دارم

00:11:34.734 --> 00:11:36.650
دیدین؟ همیشه بادکنکا رو با
کلمه پر می‌کنم

00:11:36.650 --> 00:11:40.570
اینجوری اگه بادشون خالی بشه
می‌گن «خدا لعنتت کنه»

00:11:54.719 --> 00:11:57.726
کشتی هوایی هیندنبورگ
(که در تصادفی آتش گرفت و از بین رفت)

00:12:00.880 --> 00:12:03.590
خب حالا وقت حیوون بادکنکی باحاله

00:12:03.590 --> 00:12:05.972
ببینیم چی می‌شه

00:12:17.570 --> 00:12:18.614
هاپو کوچولو

00:12:23.707 --> 00:12:24.415
بیماری مقاربتی

00:12:29.026 --> 00:12:30.335
اگه دیدین از اینا رو توالت نشسته

00:12:30.360 --> 00:12:34.180
شما نشینین
چون می‌پرن روی شما

00:12:34.180 --> 00:12:37.054
بعد می‌رسن اینجا
ای وای نه

00:12:38.953 --> 00:12:43.978
جوک‌های قدیمی را در زمینه‌های جدید استفاده
کنید

00:12:44.730 --> 00:12:49.530
بعضی وقتا از جوک‌هایی استفاده کردم که

00:12:49.530 --> 00:12:51.630
بیست یا سی سال پیش خنده‌دار نبودن

00:12:51.630 --> 00:12:54.360
و چون ازشون خوشم می‌اومده
یادم می‌مونده

00:12:54.360 --> 00:12:57.870
و یهو راهی پیدا می‌کردم

00:12:57.870 --> 00:12:59.910
می‌فهمیدم این به درد استندآپ نمی‌خوره

00:13:00.000 --> 00:13:02.680
اینجا باید تو یه نمایش اجرا بشه

00:13:02.680 --> 00:13:05.790
یه دیالوگه و باید از دهن
کاراکتر بیاد بیرون

00:13:05.790 --> 00:13:08.040
خودش به تنهایی جوک نیست

00:13:08.040 --> 00:13:11.160
دیالوگ کاراکتره

00:13:11.160 --> 00:13:12.990
و یادمه جوکش چی بود

00:13:12.990 --> 00:13:14.310
تو بخشی از اجرای استندآپم گذاشتمش

00:13:14.310 --> 00:13:20.040
گفتم: «از پاپ خوشم میاد
ولی به نظرم رفتارش اسقف‌مآبانه است»

00:13:20.040 --> 00:13:22.350
به نظرم این شوخی با کلمه‌ی «اسقف‌مآبانه»
است

00:13:22.375 --> 00:13:26.850
چون در واقع فقط پاپه که می‌تونه کسی رو
به مقام اسقفی برسونه

00:13:26.850 --> 00:13:29.130
برای همین همیشه به نظرم خنده‌دار بود

00:13:29.130 --> 00:13:30.148
معمولی بود

00:13:30.490 --> 00:13:34.410
هر چند وقت یه بار امتحانش می‌کردم و
باز هم معمولی بود

00:13:34.410 --> 00:13:39.510
ولی تونستم در کنار شوخی دیگه‌ای تو
نمایش اجراش کنم

00:13:39.510 --> 00:13:40.588
و این دفعه خوب بود

00:13:40.621 --> 00:13:44.130
بعد از سی سال بالاخره بعضیا گفتن اون
جوک مربوط به پاپ رو دوست داشتیم

00:13:44.130 --> 00:13:47.226
تا اون موقع واقعا کسی نگفته بود جوک
مربوط به پاپ رو دوست داشتم

00:13:47.226 --> 00:13:48.295
جوک خیلی خوبی نیست

00:13:48.295 --> 00:13:49.170
ازش دفاع نمی‌کنم

00:13:49.170 --> 00:13:52.350
فقط می‌گم غافلگیر می‌شین

00:13:52.350 --> 00:13:57.660
وقتی به سن من برسین و بفهمین چقدر
آدم چیزی رو حفظ می‌کنه

00:13:57.660 --> 00:14:01.865
چقدر چیزی این پایین می‌مونه و وقتی میاد
بالا می‌گین

00:14:01.890 --> 00:14:04.270
آهان، این رو یادم میاد

00:14:04.855 --> 00:14:10.677
همین طور کش بدین و کش بدین و
کش بدین و... کش بدین

00:14:11.070 --> 00:14:16.140
چیزی که همون اوایل فهمیدم اینه که

00:14:16.140 --> 00:14:21.090
می‌تونین یه چیزی رو همین طور کش بدین

00:14:21.090 --> 00:14:22.400
تا بالاخره خنده‌دار بشه

00:14:22.400 --> 00:14:24.949
به جای یه بار ده بار انجامش بدین

00:14:24.949 --> 00:14:27.714
مشخصه که تو این مسئله خیلی باید مراقب باشین

00:14:27.739 --> 00:14:30.000
می‌تونه کار کمدین‌های خوب رو بسازه

00:14:30.050 --> 00:14:31.350
مثلا «دیوید لترمن» می‌تونه این
کار رو بکنه

00:14:31.350 --> 00:14:35.470
می‌تونه یه ایده رو تا دم مرگ کش بده
و بازم خنده‌دار باشه

00:14:35.470 --> 00:14:39.290
می‌دونم فقط چهار هفته و سه روزه که همدیگه
رو می‌شناسیم

00:14:39.891 --> 00:14:45.490
ولی برای من انگار نه هفته و پنج روز گذشته

00:14:45.490 --> 00:14:49.170
روز اول انگار یک هفته بود

00:14:49.170 --> 00:14:53.100
و روز دوم انگار پنج روز بود

00:14:53.100 --> 00:14:56.050
و روز سوم باز انگار یک هفته بود

00:14:56.050 --> 00:14:59.620
و روز چهارم انگار هشت روز بود

00:15:00.000 --> 00:15:03.420
ولی روز پنجم رفتی دیدن مادرت

00:15:03.420 --> 00:15:06.390
برای همین انگار فقط یک روز بود

00:15:06.390 --> 00:15:08.150
ولی بعد برگشتی

00:15:08.150 --> 00:15:11.720
و بعد، شب روز ششم

00:15:11.720 --> 00:15:17.660
وقتی همدیگه رو دیدیم، کم‌کم داشت
انگار دو روز می‌بود

00:15:17.660 --> 00:15:20.000
برای همین شبش انگار دو روز بود
که داشت لبریز می‌شد

00:15:20.000 --> 00:15:21.320
و می‌ریخت تو روز بعد

00:15:21.320 --> 00:15:23.520
برای همین انگار چهار روز بود

00:15:23.520 --> 00:15:27.590
برای همین آخر روز ششم
وقتی داشتیم وارد روز هفتم می‌شدیم

00:15:27.590 --> 00:15:30.000
انگار در مجموع پنج روز بود

00:15:30.640 --> 00:15:37.700
و روز ششم انگار یک هفته و نیم بود

00:15:37.700 --> 00:15:42.015
یه جا نوشتم
اگه خواستی فردا می‌تونم بهت نشون بدم

