WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:01.964
‫(آهنگ در حال پخش)

00:00:13.280 --> 00:00:16.219
‫فکر نمیکنم
‫اصلا چیزی

00:00:16.219 --> 00:00:23.230
‫به اسم فرایند وجود داشته باشه
‫که همه مسائل پایه رو

00:00:23.230 --> 00:00:24.230
‫در بر داشته باشه.

00:00:24.230 --> 00:00:26.110
‫منظور اینه،ببینید
‫یه فرایندی هست

00:00:26.110 --> 00:00:28.180
‫برای اینکه شروع به فیلم برداری کنید،

00:00:28.180 --> 00:00:30.000
‫دوربین رو میذارید روی یه
‫جور وسیله اس.

00:00:30.000 --> 00:00:31.150
‫دوربین رو میذارید روی یه
‫جور وسیله ای.

00:00:31.150 --> 00:00:32.320
‫یا میخواید دستتون بگیرید.

00:00:32.320 --> 00:00:33.710
‫باید اونجا تصمیم بگیرید.

00:00:33.710 --> 00:00:38.320
‫یه سری چیز های پایه هستن
‫که بیشتر لجستیکی هستن

00:00:38.320 --> 00:00:40.617
‫تا چیز دیگه باشن--

00:00:40.617 --> 00:00:42.700
‫استفاده از ابزار،
‫دونستن اینکه از چی استفاده کنیم

00:00:42.700 --> 00:00:45.880
‫اینکه از چه وسیله ای استفاده کنیم.

00:00:45.880 --> 00:00:49.210
‫اما فرایند طبیعی،
‫مثلا یه سری ادم هستن که

00:00:49.210 --> 00:00:50.360
‫راحت حلش میکنن.

00:00:50.360 --> 00:00:55.000
‫و ادم هایی هستن که
‫همینطوری که جلو میرن،نمایشنامه رو مینوسین.

00:00:55.000 --> 00:00:57.260
‫فیلم نامه

00:00:57.260 --> 00:01:00.000
‫سفری از میان ایتالیا،از روسیلینی

00:01:00.000 --> 00:01:00.980
‫سفری از میان ایتالیا،از روسیلینی

00:01:00.980 --> 00:01:03.670
‫در یه آپارتمانی روی
‫دیواری در روم گرفته شده بود.

00:01:03.670 --> 00:01:06.290
‫یه صفحه بود،یه پاراگراف

00:01:06.290 --> 00:01:07.840
‫نمیگم که همه این کار رو
‫میکنن.

00:01:07.840 --> 00:01:11.020
‫فلینی،وقتی که داشت
‫فیلم برداری میکرد،پشت صحنش بودم من

00:01:11.020 --> 00:01:16.090
‫یه چند باری،اما در
‫1980،81 موقع فیلم برداری
‫City of Woman

00:01:16.090 --> 00:01:20.320
‫5 تا مکان مختلف
‫روی یه صحنه درست کرده بود

00:01:20.320 --> 00:01:22.900
‫و اونجا مدام صدای صحبت
‫و داد و هوار بود

00:01:22.900 --> 00:01:25.300
‫و مدام بالا و پایین میرفت،
‫مردم در حال خنده بودم

00:01:25.300 --> 00:01:26.320
‫یه سری ها جر و بحث میکردن.

00:01:26.320 --> 00:01:28.994
‫در اون بین،
‫داشت فیلم برداری هم میکرد

00:01:28.994 --> 00:01:29.660
‫فیلم برداری میکرد.

00:01:29.660 --> 00:01:30.000
‫یادمه مردم میگفتن که،
‫چخبر شده اینجا

00:01:30.000 --> 00:01:31.670
‫یادمه مردم میگفتن که،
‫چخبر شده اینجا

00:01:31.670 --> 00:01:33.334
‫هیچی،داره اونجا فیلم میگیره.

00:01:33.334 --> 00:01:35.000
‫این یه نوع خیلی
‫متفاوتی از فیلم برداری بود.

00:01:35.000 --> 00:01:37.560
‫البته در اتالیا،
‫صدا هنگام فیلم برداری نبود

00:01:37.560 --> 00:01:43.557
‫پس همه عادت داشتند که
‫بلند حرف بزنن،میدونی

00:01:43.557 --> 00:01:45.640
‫و فیلم برداری هم بود،
‫ما مهمان بودیم روی صحنه

00:01:45.640 --> 00:01:46.539
‫و اون میومد و باهامون
‫حرف میزد

00:01:46.539 --> 00:01:48.200
‫و دوباره برمیگشت سر فیلم
‫برداری.

00:01:48.200 --> 00:01:52.580
‫پس این یه
‫روش خیلی متفاوت از کاره

00:01:52.580 --> 00:01:54.289
‫یه فرایند خیلی متفاوت.

00:01:54.289 --> 00:01:59.840
‫فیلم سازی هایی هستن که
‫ویرایشگر هایی دارن

00:01:59.840 --> 00:02:00.000
‫که بهش اعتماد دارن
‫که استایلشون رو میدونن

00:02:00.000 --> 00:02:02.231
‫که بهش اعتماد دارن
‫که استایلشون رو میدونن

00:02:02.231 --> 00:02:04.730
‫چی هستن،و باهاشون
‫خیلی وقته که کار کردن

00:02:04.730 --> 00:02:05.794
‫موقع فیلم برداری ویرایش میکنن.

00:02:05.794 --> 00:02:07.460
‫فیلم دو هفته
‫بعد از اینکه

00:02:07.460 --> 00:02:09.459
‫ تصاویر اماده شدن
‫و فیلم برداری تموم شد،درست میشه.

00:02:11.950 --> 00:02:14.560
‫من دوست دارم که
‫صبر کنم تا فیلم برداریم تموم شه

00:02:14.560 --> 00:02:18.280
‫و با ویرایشگرم کار کنم،

00:02:18.280 --> 00:02:22.720
‫و چیزی که دارم میگم اینه که
‫هیچ فرایندی وجود نداره

00:02:22.720 --> 00:02:25.144
‫وقتی که مردم باهاتون
‫در مورد فرایند حرف میزنن

00:02:25.144 --> 00:02:26.560
‫همون بهتره که یه
‫کتاب باز کنید.

00:02:26.560 --> 00:02:29.680
‫کتاب بهتون یه سری
‫دانستنی های پایه،لجستیک
‫میگه

00:02:29.680 --> 00:02:30.000
‫و اون جور چیزا

00:02:30.000 --> 00:02:30.890
‫پو اون جور چیزا

00:02:30.890 --> 00:02:35.160
‫اما چه خوب و
‫چه بد،این هنره

00:02:35.160 --> 00:02:38.750
‫یعنی که خصوصیتش اینه،
‫نمیدونم

00:02:38.750 --> 00:02:40.199
‫بستگی به ادمش داره.

00:02:40.199 --> 00:02:41.990
‫کیفیت کار خودتونن
‫نمیدونم

00:02:41.990 --> 00:02:44.730
‫فقط میدونید که
‫چه کاری رو باید انجام بدید.

00:02:44.730 --> 00:02:51.760
‫و با این کار دارید
‫قضاوت هایی رو به وجود میارید

00:02:51.760 --> 00:02:54.079
‫که خصوصیت این قضاوت ها
‫چیزیه که

00:02:54.079 --> 00:02:56.079
‫دوام میاره مثلا
‫برای مردمی

00:02:56.079 --> 00:02:57.850
‫در 50 سال آینده،کی میدونه.

00:02:57.850 --> 00:02:59.490
‫میدونید؟

00:02:59.490 --> 00:03:00.000
‫دربارش حس خوبی دارید اصالا؟

00:03:00.000 --> 00:03:01.231
‫دربارش حس خوبی دارید اصالا؟

00:03:01.231 --> 00:03:03.230
‫خیلی وقتا مردم
‫در مورد یه چیزی حس خیلی بدی دارن

00:03:03.230 --> 00:03:05.960
‫و این خیلی خوبه
‫براشون

00:03:05.960 --> 00:03:07.670
‫پس واقعا هیچ فرایندی نیست.

00:03:07.670 --> 00:03:09.170
‫منظورم اینه که،اره
‫تا یه حدی

00:03:09.170 --> 00:03:12.700
‫خوب هست که قبل از اینکه
‫فیلم برداری کنی با طراح لباس حرف بزنی

00:03:15.300 --> 00:03:15.800
‫خب؟

00:03:15.800 --> 00:03:18.480
‫یعنی،چیز عادی هست.

00:03:18.480 --> 00:03:22.356
‫آماده بودن خوب خواهد بود،
‫مخصوصا برای

00:03:22.356 --> 00:03:23.480
‫سینمای داستانی،و
‫اونجور چیز ها.

00:03:23.480 --> 00:03:24.938
‫که یعنی بهتر هست که

00:03:24.938 --> 00:03:26.660
‫با فیلم بردارت حرف بزنی
‫یا با عکاست

00:03:26.660 --> 00:03:30.000
‫با ادمایی که صحنه پیدا میکنن برات
‫توصیف کنی چی میخوای

00:03:30.000 --> 00:03:32.220
‫با ادمایی که صحنه پیدا میکنن برات
‫توصیف کنی چی میخوای

00:03:32.220 --> 00:03:35.150
‫در کنار با اینکه داری با
‫نویسنده ها حرف میزنی یا خودت داری مینویسی

00:03:35.150 --> 00:03:36.200
‫یا با بازیگرات کار میکنی.

00:03:36.200 --> 00:03:40.190
‫همه این چیزا
‫دیگه عادی هستن

00:03:40.190 --> 00:03:47.096
‫اون لجستیک اصلی
‫و اون مکعب روبیک فیلم سازی

00:03:47.096 --> 00:03:49.220
‫چیزی هست که شاید لازم باشه
‫از ادمایی راهنمایی بگیری

00:03:49.220 --> 00:03:50.220
‫که تو این کار خبره هستن.

00:03:50.220 --> 00:03:54.920
‫یعنی،برای مثال،
‫Micheal Ballhouse وقتی که

00:03:54.920 --> 00:03:58.829
‫وقتی که داشتیم
‫کارای Last temtation of christ رو میکردیم

00:03:58.829 --> 00:04:00.000
‫روی برنامه ریزی کار کردیم و
‫اینجور چیزا

00:04:00.000 --> 00:04:04.450
‫روی برنامه ریزی کار کردیم و
‫اینجور چیزا

00:04:04.450 --> 00:04:05.650
‫و امادش کرده بودیم.

00:04:05.650 --> 00:04:07.275
‫اولین صحنه ای که
‫در فیلمنامه بود

00:04:07.275 --> 00:04:08.650
‫قرار بود اولین چیزی باشه
‫که فیلم برداری میکردیم.

00:04:08.650 --> 00:04:11.680
‫و منم آماده بودم که انجام شه.

00:04:11.680 --> 00:04:14.050
‫یک هفته و نیم قبل
‫از فیلم برداری

00:04:14.050 --> 00:04:16.420
‫مایکل اومد پیشم و گفت،نگاه کن

00:04:16.420 --> 00:04:19.360
‫به جای صحنه اول
‫میریم به صحنه ای که

00:04:19.360 --> 00:04:22.450
‫ادمی که اسمش زیلات بود رو
‫قرار بود به صلیب بکشن.

00:04:22.450 --> 00:04:24.430
‫اون گفت میشه این
‫صحنه رو اول بگیری؟

00:04:24.430 --> 00:04:26.260
‫در روز هست.

00:04:26.260 --> 00:04:27.460
‫نورش خوب خواهد بود.

00:04:27.460 --> 00:04:29.980
‫ما کار سه روز
‫فیلم برداری در روز رو از جلو راهمون برمیداریم

00:04:29.980 --> 00:04:30.000
‫و بعدش میریم به
‫داخل فضای بسته.

00:04:30.000 --> 00:04:32.220
‫و بعدش میریم به
‫داخل فضای بسته.

00:04:32.220 --> 00:04:36.659
‫و حالا به هر دلیلی،
‫برام منطقی اومد

00:04:36.659 --> 00:04:38.940
‫که این معقول ترین
‫کاری بود که میشد کرد

00:04:38.940 --> 00:04:42.110
‫بخاطر برنامه ریزی و هم
‫بودجه.

00:04:42.110 --> 00:04:43.850
‫و منم این نعمت
‫شروع از اول رو میخواستم

00:04:43.850 --> 00:04:46.180
‫ولی نیمتونستم داشته باشمش.

00:04:46.180 --> 00:04:49.720
‫و منظورم از اینکه
‫هیچ فرایندی نیست اینه.

00:04:49.720 --> 00:04:54.970
‫پس میدونید یه
‫فرایندی داخلش داره

00:04:54.970 --> 00:05:00.000
‫باید روی آدم هایی که
‫میدونن چکار باید کرد حساب کنی

00:05:00.000 --> 00:05:00.160
‫باید روی آدم هایی که
‫میدونن چکار باید کرد حساب کنی

00:05:00.160 --> 00:05:02.810
‫اون چیزایی که به نظرت
‫میرسن

00:05:02.810 --> 00:05:05.270
‫و حالا اینکه عملی هستن
‫یا نه؟

00:05:05.270 --> 00:05:06.910
‫و حالا اینکه عملی هستن
‫یا نه؟

00:05:06.910 --> 00:05:09.130
‫برای مقدار روزی که دارین
‫عملی هست

00:05:09.130 --> 00:05:11.720
‫برای تعداد روزی که دارین،
‫برای ادمایی که دارین باهاشون کار میکنین

00:05:11.720 --> 00:05:14.050
‫و اگه نیست،چطوری
‫اصلا میتونن به چیزی که شما میخواید

00:05:14.050 --> 00:05:15.590
‫نزدیک بشن؟

00:05:15.590 --> 00:05:16.090
‫اره.

00:05:22.960 --> 00:05:26.090
‫حیات یه فیلم
‫از دید فیلم ساز های مختلفی

00:05:26.090 --> 00:05:27.200
‫به گونه های مختلفی دیده میشه.

00:05:27.200 --> 00:05:30.000
‫میدونید،برای من یعنی
‫اجازه دادن به فیلم

00:05:30.000 --> 00:05:33.409
‫میدونید،برای من یعنی
‫اجازه دادن به فیلم

00:05:33.409 --> 00:05:37.480
‫که حیات خودش رو داشته
‫باشه هر از گاهی

00:05:37.480 --> 00:05:40.340
‫و قادر باشه که مرز های
‫تصویر رو بشکنه

00:05:40.340 --> 00:05:45.790
‫و ما هم از این موقعیت استفاده کنیم

00:05:45.790 --> 00:05:49.420
‫تا چیز های خاصی که
‫در درون فیلم اتفاق میافتن رو داشته باشیم

00:05:49.420 --> 00:05:54.010
‫حالا با دوربین
‫با نور،با همه اینا

00:05:54.010 --> 00:05:57.580
‫فیلم های زیادی هستن
‫که ساخته شدن

00:05:57.580 --> 00:05:59.964
‫و خیلی هایی دیگه هم
‫به ساخته شدن ادامه میدن،که مثلا در صحنه ای

00:05:59.964 --> 00:06:00.000
‫انگار که
‫اصلا کارگردان نداره.

00:06:00.000 --> 00:06:01.380
‫انگار که
‫اصلا کارگردان نداره.

00:06:01.380 --> 00:06:03.900
‫یه تداومی از
‫خط هایی هستند که خوانده میشن

00:06:03.900 --> 00:06:06.035
‫که با نمایشنامه خوب،و
‫بازیگر های خیلی عالی

00:06:06.035 --> 00:06:06.910
‫و ازش لذت میبری.

00:06:06.910 --> 00:06:08.230
‫ولی حس نمیکنی که این
‫سینماس.

00:06:08.230 --> 00:06:11.479
‫و حس هم نمیکنی
‫یه جورایی که،این یه فیلمه.

00:06:11.479 --> 00:06:12.520
‫چونکه یه مسئله ای هست

00:06:12.520 --> 00:06:14.420
‫باید ذهنتوتو باز کنید.

00:06:14.420 --> 00:06:17.640
‫باید به اتفاقی که جلوتون
‫میافته دیدتون رو باز کنید

00:06:17.640 --> 00:06:22.270
‫اتفاق اطرافتون،در هرلحظه

00:06:22.270 --> 00:06:26.940
‫همینکه دارید یه صحنه ای رو میبینید،
‫همینکه دارید روی یه صحنه ای با

00:06:26.940 --> 00:06:30.000
‫دست انددرکاران کار میکنید.

00:06:30.000 --> 00:06:30.890
‫دست اند در کاران کار میکنید.

00:06:30.890 --> 00:06:33.058
‫در ذهنتون البته
‫طراحیش میکنید.

00:06:33.058 --> 00:06:35.350
‫میدونید حتی لنزی
‫که میخواید ازش استفاده کنید.

00:06:35.350 --> 00:06:36.650
‫حرکت های دوربین رو
‫طراحی میکنید.

00:06:36.650 --> 00:06:40.370
‫که حرکت دوربین،امیدواری که،
‫یه معنی ای بده.

00:06:40.370 --> 00:06:44.150
‫کجا کات بخوره هم
‫میتونه طراحی شده باشه

00:06:44.150 --> 00:06:46.900
‫در یه الگوی ویرایشی،
‫میدونید

00:06:46.900 --> 00:06:50.540
‫با طراحی تولیدی صحبت میکنی
‫با طراح لباس

00:06:50.540 --> 00:06:52.290
‫و همچنین با
‫کارگردان هنری

00:06:52.290 --> 00:06:56.300
‫و طراح لباس روی صحنه،
‫و بعد هم با بازیگر ها

00:06:56.300 --> 00:06:59.690
‫و در نهایت از یه چیز کاملا
‫غیر منتظره مگیرید.

00:06:59.690 --> 00:07:00.000
‫اتفاق میافته که
‫ارزش های جدیدی به صحنه اضافه میشه

00:07:00.000 --> 00:07:02.620
‫اتفاق میافته که
‫ارزش های جدیدی به صحنه اضافه میشه

00:07:02.620 --> 00:07:04.850
‫در مثال فیلم
‫Goodfellas

00:07:04.850 --> 00:07:07.940
‫سومین شب فیلم برداری
‫بخاطر مشکلات برنامه ریزی

00:07:07.940 --> 00:07:10.200
‫باید این صحنه خیلی
‫مهم رو فیلم برداری میکردیم

00:07:10.200 --> 00:07:13.850
‫جایی که شخصیت stacks
‫که سم جکسون بازیش کرده

00:07:13.850 --> 00:07:16.930
‫توسط شخصیت Joe Pesci
‫به قتل میرسه

00:07:16.930 --> 00:07:21.110
‫و دوستش،فرنک رو
‫پیش خودش داره

00:07:21.110 --> 00:07:24.950
‫و همه اینا در یه برداشت
‫گرفتیم.

00:07:24.950 --> 00:07:26.210
‫و قبل از دوربین دیجیتال بود

00:07:26.210 --> 00:07:28.550
‫آرایش پراتستِتیک بود و
‫همه این جور چیزا--

00:07:28.550 --> 00:07:30.000
‫انجامش خیلی پیچیده بود.

00:07:30.000 --> 00:07:30.330
‫انجامش خیلی پیچیده بود.

00:07:30.330 --> 00:07:35.600
‫ولی وقتی که جویی با دوستش
‫فرنک میاد تو،به استک سلام میگه

00:07:35.600 --> 00:07:37.730
‫و میگه که یکم
‫قهوه درست کن،باشه؟

00:07:37.730 --> 00:07:38.640
‫به فرنک میگه.

00:07:38.640 --> 00:07:40.831
‫پس فرنک میره قهوه درست کنه.

00:07:40.831 --> 00:07:42.164
‫یالا فرنک،یه قهوه درست کن.

00:07:46.716 --> 00:07:48.810
‫فکر کردم که یکی از
‫زیدات اینجا باشن.

00:07:48.810 --> 00:07:49.630
‫اره بودن.

00:07:49.630 --> 00:07:51.197
‫کدوم گوریه؟

00:07:56.960 --> 00:07:59.900
‫جویی کادر رو دور میزنه

00:07:59.900 --> 00:08:00.000
‫و در آخر همه رو سوپرایز میکنه.

00:08:00.000 --> 00:08:02.493
‫و در آخر همه رو سوپرایز میکنه.

00:08:05.600 --> 00:08:08.160
‫و فرنک میاد بیرون
‫با قهوه جوش دستش،نگاه میکنه

00:08:08.160 --> 00:08:10.730
‫و قهوه جوش رو
‫با خودش میبره

00:08:10.730 --> 00:08:11.680
‫و جویی بهش میگه--

00:08:11.680 --> 00:08:13.100
‫یالا،قهوه رو بریز تا بریم

00:08:13.100 --> 00:08:14.450
‫و شروع میکنن به ترک کردن
‫اتاق

00:08:14.450 --> 00:08:16.100
‫و فرانک داره با قهوه جوش
‫راه میره

00:08:16.100 --> 00:08:16.770
‫بهش میگه،شوخی کردم.

00:08:16.770 --> 00:08:17.960
‫چه غلطی داری میکین؟

00:08:17.960 --> 00:08:18.470
‫شوخی کردم.

00:08:18.470 --> 00:08:18.970
‫شوخی.

00:08:18.970 --> 00:08:20.392
‫قهوه جوش کوفتی رو بذار زمین.

00:08:20.392 --> 00:08:21.814
‫نمیخوام قهوه بخورم که.

00:08:27.040 --> 00:08:30.000
‫و من یه حس شوخ طبیعی
‫ترسناکی حس کردم.

00:08:30.000 --> 00:08:31.620
‫و من یه حس شوخ طبیعی
‫ترسناکی حس کردم.

00:08:31.620 --> 00:08:36.539
‫و طنز ترسناک اون تصویر
‫و داستان

00:08:36.539 --> 00:08:40.080
‫و اون سبک زندگی
‫شوخی کردن

00:08:40.080 --> 00:08:44.340
‫در یه شرایطی مثل این
‫و روانشناسیش.

00:08:44.340 --> 00:08:49.380
‫و این خیلی به بازیگر ها
‫خوب مینشست.

00:08:49.380 --> 00:08:54.360
‫و داخل فیلم مدام
‫تکرار میشد.

00:08:54.360 --> 00:08:56.940
‫یا در ادیت کردن،
‫برای مثال،در Goodfellas

00:08:56.940 --> 00:09:00.000
‫جایی که مری همش
‫سوال میپرسه که

00:09:00.000 --> 00:09:02.700
‫جایی که مری همش
‫سوال میپرسه که

00:09:02.700 --> 00:09:05.410
‫جیمی پول رو براش بگیره.

00:09:05.410 --> 00:09:06.590
‫و داخل یه باری هستن.

00:09:06.590 --> 00:09:08.430
‫یکم بعد تر در فیلم

00:09:08.430 --> 00:09:14.290
‫شروع به شنیدن
‫اهنگ Sunshine of your love,cream میکنید

00:09:14.290 --> 00:09:17.590
‫و در اون لحظه جیمی
‫رو میبیند،که رابرت دنیرو بازش کرده

00:09:17.590 --> 00:09:20.950
‫که داره اطرافو نگاه میکنه و
‫همه رو چک میکنه

00:09:20.950 --> 00:09:24.400
‫و متوجه میشه که
‫چرا باید

00:09:24.400 --> 00:09:28.020
‫غنیمت رو به اشتراک بذاره.

00:09:28.020 --> 00:09:30.000
‫چرا نباید همشون رو بکشه؟

00:09:30.000 --> 00:09:30.720
‫چرا نباید همشون رو بکشه؟

00:09:30.720 --> 00:09:32.340
‫ولی من یه یاداشت نوشتم که
‫میریم جولوتر

00:09:32.340 --> 00:09:36.880
‫روی خودش در 36 فریم در ثانیه
‫یا 32 فریم میگیریم

00:09:36.880 --> 00:09:40.850
‫و وقتی که داشتیم
‫موسیقی رو روش سوار میکردیم

00:09:40.850 --> 00:09:47.570
‫در این صحنه صدای گیتار
‫دقیقا موقعی که چشم های باب برق میزنه،به صدا در میاد

00:09:47.570 --> 00:09:49.820
‫و فهمیدم که خودشه.

00:09:49.820 --> 00:09:52.890
‫این چیزی بود که دنبالش بودیم.

00:09:52.890 --> 00:09:57.090
‫یه ترکیبی از برنامه ریزی
‫و تصور بود

00:09:57.090 --> 00:10:00.000
‫روی کاغذ،32 تا 36 فریم بر ثانیه
‫یه دوربین حرکت میکنه به داخل

00:10:00.000 --> 00:10:01.120
‫روی کاغذ،32 تا 36 فریم بر ثانیه
‫یه دوربین حرکت میکنه به داخل

00:10:04.020 --> 00:10:07.357
‫و ادیت کردن تصویر
‫در چند ماه بعد

00:10:07.357 --> 00:10:08.190
و استفاده از اون قطعه موسیقی.

00:10:16.480 --> 00:10:18.610
‫و بعضی وقت ها هم
‫یه سوپرایزی در میکس کردن

00:10:18.610 --> 00:10:20.900
‫مثل Ragign Bull
‫جایی که فرنک وارنر

00:10:20.900 --> 00:10:22.900
‫ما همش میگفتیم که
‫خیلی صدای مشت زدن در

00:10:22.900 --> 00:10:24.880
‫این صحنه مبارزه هست.

00:10:28.290 --> 00:10:30.000
‫یه صحنه خیلی مهم بود که
‫فکر میکنم

00:10:30.000 --> 00:10:30.630
‫یه صحنه خیلی مهم بود که
‫فکر میکنم

00:10:30.630 --> 00:10:34.620
‫جیم دست هاشو دور طناب
‫میپیچه و دستکش

00:10:34.620 --> 00:10:36.630
‫محکم برخورد میکنه به صورت
‫اون یکی مبارز

00:10:36.630 --> 00:10:38.040
‫بیهوشش میکنه،حالا هرچی.

00:10:38.040 --> 00:10:42.960
‫اونجا نشسته بودیم،میگفتیم
‫چند تا راه دیگه هست که

00:10:42.960 --> 00:10:48.570
‫میتنویم صدای دستکش رو درست کنیم
‫که به پوست و گوشت میخوره

00:10:48.570 --> 00:10:52.330
‫یا سرعت دستکش که از کنارتون
‫میگذره

00:10:52.330 --> 00:10:56.490
‫چونکه خیلی از افکت های صدا

00:10:56.490 --> 00:10:59.850
‫در اون صحنه
‫در رینگ اونجوری بود که

00:10:59.850 --> 00:11:00.000
‫دیدش اونجوری بود که

00:11:00.000 --> 00:11:03.090
‫دیدش اونجوری بود که

00:11:03.090 --> 00:11:06.240
‫درک جیک باشه
‫از جوری که رینگ رو میدید.

00:11:06.240 --> 00:11:08.460
‫نه از دید ادم های
‫بیرون رینگ.

00:11:08.460 --> 00:11:14.310
‫بلکه چطوری شما واقعیت رو میبینید
‫بعد از اینکه بهتون مشت میخوره

00:11:14.310 --> 00:11:17.070
‫و نفستون رو از دست میدید و
‫سعی دارید که خودتون رو نگه دارید

00:11:17.070 --> 00:11:20.400
‫و سعی دارید که روی پاتون واسید.

00:11:20.400 --> 00:11:23.241
‫پس همه چیز یه جوریایی
‫پیچیده شده بود

00:11:23.241 --> 00:11:24.990
‫و فرنک داشت فکر میکرد

00:11:24.990 --> 00:11:28.170
‫چی میشه اگه صدا رو برداریم

00:11:28.170 --> 00:11:29.195
‫منم گفتم راه.

00:11:29.195 --> 00:11:30.000
‫بیا همین کارو کنیم.

00:11:30.000 --> 00:11:30.185
‫بیا همین کارو کنیم.

00:12:16.740 --> 00:12:18.780
‫و مطمعنا
‫کار هم کرد

00:12:18.780 --> 00:12:20.880
‫اما دوباره،داخل
‫میکس صدا درست شد

00:12:20.880 --> 00:12:22.600
‫که داشتیم هممون روش کار
‫میکردیم.

00:12:22.600 --> 00:12:24.090
‫و هدفم اینه که
‫ما واقعا

00:12:24.090 --> 00:12:25.800
‫باید حواسمون به
‫اتفاقی که جلومون

00:12:25.800 --> 00:12:26.910
‫میافته باشه.

00:12:26.910 --> 00:12:30.000
‫بعضی ها بهش یه روش
‫منفی میگن

00:12:30.000 --> 00:12:30.780
‫بعضی ها بهش یه روش
‫منفی میگن

00:12:30.780 --> 00:12:32.340
‫یه ایده از قبل شکل گرفته.

00:12:32.340 --> 00:12:38.130
‫اما تا وقتی که فلسفه
‫ایده اصلیتون حفظ شده

00:12:38.130 --> 00:12:39.780
‫میتونید جنبه هایی که

00:12:39.780 --> 00:12:42.810
‫میتونید جنبه هایی که

00:12:42.810 --> 00:12:46.810
‫مفهوم برداشت رو میسازه،عوض کنید

00:12:46.810 --> 00:12:52.970
‫و فکر میکنم که تصویر
‫خودش به یه طریقی راهشو پیدا میکنه.

